ویرایش‌ها

شهید نظر علی یزدانی

۷۰ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۳
به یاد دارم یک شب پدرش تعدادی از دندان هایش را کشیده بود و حدود ساعت 11 شب بود که خونریزی لثه هایش زیاد شد .پسرم نظر علی فوراً دوچرخه اش را سوار شد و گفت: از هر کجا باشد برای پدرم دارو تهیه می کنم .و او به چندین داروخانه مراجعه کرده بود که داروخانه بسته و بالاخره به بیمارستان رفته بود و آنجا مقداری قرص آرام بخش و یک اسپری گرفته بود و به منزل برگشت. <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22079سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
==رده==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:نظرعلی یزدانی}}
۲٬۱۷۷
ویرایش