مسئولیت : رزمنده
خاطرات:
به خاطر دارم یک روز علی در خانه نشسته بود و اخبار شروع شد بلافاصله گوینده خبر اعلام کرد عملیات شروع شده و به دنبال آن مارش عملیات از رادیو پخش شد در همین حین دیدم که علی اشک در چشمانش حلقه زد و گریه می کند وقتی علت را پرسیدم گفت دلم می خواست الان در عملیات شرکت کنم ما چطور میتوانیم در خانه بنشینیم و همنوعان ما برای دفاع از کشور با دشمن بجنگند مگر خون ما از آنها رنگینتر است.سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7829سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:علی خانلقی}}