شهید رضا زارع: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « کد شهید:6609431 نام :رضا نام خانوادگی :زارع‌ نام پدر :علی‌اصغر محل تولد :تربت ‌...» ایجاد کرد)
 
سطر ۳۰: سطر ۳۰:
 
راوی شوکت موسوی نژاد
 
راوی شوکت موسوی نژاد
  
«یک شب در منزل شهید عزیز - سال 62 میهمان بودیم . همسرش از مغازه قصابی روبروی منزل گوشت بدون چربی و خوب تهیه کرده بود . وقتی شهید سید رضا دید ، خیلی ناراحت شد . اولین سوالی که کرد گفت : آیا به تمام همسایه ها این طور گوشت خوب می دهد ؟ چرا گوشت را از او گرفته ای ، او چربی های اضافی و.... را به یک آدم بدبخت و بیچاره ای می دهد و من راضی نیستم گوشت خوب بخورم و همسایه دیگرم گوشت نامرغوب .
+
«یک شب در منزل شهید عزیز - سال 62 میهمان بودیم . همسرش از مغازه قصابی روبروی منزل گوشت بدون چربی و خوب تهیه کرده بود . وقتی شهید سید رضا دید ، خیلی ناراحت شد . اولین سوالی که کرد گفت : آیا به تمام همسایه ها این طور گوشت خوب می دهد ؟ چرا گوشت را از او گرفته ای ، او چربی های اضافی و.... را به یک آدم بدبخت و بیچاره ای می دهد و من راضی نیستم گوشت خوب بخورم و همسایه دیگرم گوشت نامرغوب .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10710 سایت یاران رضا]</ref>
 
+
==پانویس==
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10710
+
<references />

نسخهٔ ‏۲۱ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۲


کد شهید:6609431 نام :رضا نام خانوادگی :زارع‌ نام پدر :علی‌اصغر محل تولد :تربت ‌حیدریه تاریخ شهادت :1366/06/۲۶ مکان شهادت : تحصیلات :نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت :سایر شهدا مسئولیت :تکاور گلزار :بهشت‌عسکری‌

خاطرات

عنوان حمایت از حق و توصیه به ان موضوع حمايت از حق و توصيه به ان راوی شوکت موسوی نژاد


حدود سال 63 بود که خانواده ما به همراه خانواده شهید گرانقدر سیّدرضا ، ازشهرستان قوچان با مینی بوس عازم زیارت مرقد منوّر و پاک حضرت ابراهیم (ع) شدیم ، حین رفتن ، در درون ماشین آقایی یک گهواره را طوری گذاشته بود که جای چند نفر را اشغال کرده بود و از دادن کرایه اضافی هم خودداری می کرد . شهید سیّدرضا زارع بشدت با این آقا برخورد کرد به طوری که او را وادار نمود تا کرایه اش را به صاحب مینی بوس بپردازد . ضمناً از او خواست تا طوری گهواره را جا به جا نماید که جا برای نشستن پیرزنی که در وسط مینی بوس ایستاده بود باز شود .

عنوان عدالت موضوع عدالت راوی شوکت موسوی نژاد

«یک شب در منزل شهید عزیز - سال 62 میهمان بودیم . همسرش از مغازه قصابی روبروی منزل گوشت بدون چربی و خوب تهیه کرده بود . وقتی شهید سید رضا دید ، خیلی ناراحت شد . اولین سوالی که کرد گفت : آیا به تمام همسایه ها این طور گوشت خوب می دهد ؟ چرا گوشت را از او گرفته ای ، او چربی های اضافی و.... را به یک آدم بدبخت و بیچاره ای می دهد و من راضی نیستم گوشت خوب بخورم و همسایه دیگرم گوشت نامرغوب .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا