شهید محمد مماوی: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی « کد شهید: 6535523 تاریخ تولد : نام : محمد محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : مماوی...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۲: | ||
وصیتنامه | وصیتنامه | ||
| − | + | بسم الله الرحمن الرحيم ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله اموتاً بل احياء عند ربهم يرزقون. با درود و سلام به محضر آقا امام زمان(عج) و نائب برحقش امام خميني کبير و با درود و سلام به ارواح مطهر شهداي اسلام از صدر اسلام تاکنون و از کربلاي حسين(ع) تا کربلاهاي ايران. اينجانب برادر کوچک شما و اين بنده حقير خداوند محمد مماوي فرزند حاج غلامحسين مماوي بر آن شدم که براي بازماندگان چند کلمهي بنام وصيتنامه بنويسم که اول چند وصيت از پيامبر اکرم به؟؟؟بنويسم و بايد گفت که اينها فقط براي؟؟؟بلکه براي ما هم هست که اميدوارم به وصيتهاي پيامبر محمدبن عبدالله(ص) جامه عمل بپوشانيم انشاءالله اين اباذر را چنان پرستش کن که گويي او را ميبيني که اگر تو او را نميبيني. بسم الله الرحمن الرحيم وصيت نامه محمد مماوي 13/1/1363 فرزند حاج غلامحسين مماوي بنام ا000پاسدار حرمت خون شهيدان. بنام ا000 و بنام او که به ما جان داد دست و پا داد. چشم و گوش، عقل و فکر داد و با اينکه اين همه نعمت داد باز انسان را آزاد گذاشت ولي راه و چاه را نشان داد. او پا داد که در راهش قدم برداري دست داد که در راه او خدمت کني و عقل و هوش داد که راه را از چاه و خوب را از بد تشخيص بدهي. و چشم و گوش داد که جز حق را نبيني و جز حق را نشنوي و اين جان را که به ما داده با اين همه تشکيلاتش و با وجود نظم بوده تمام اجزاي بدن و بايد اين جان را در راه او فدا کنيم. با درود و سلام به منجي عالم بشريت حضرت مهدي امام زمان(عج) تعالي فرجه و نايب عزيزش امام امت خميني کبير که با راهنمايي و رهبري پيامبرگونهاش ما را از جهل و ناداني و فساد نجات داد که ما بايد شکر اين نعمت بزرگ الهي را بکنيم که چنين رهبري خداوند به ما عنايت کرد. و با درود و سلام به ارواح مطهر شهيدان اسلام از صدر اسلام تاکنون و از شهداي بدر و حنين و کربلاي حسيني که در راه اين اسلام عزيز 72 تن فدا شدند و با خون خود اسلام را زنده کردند. و از شهيدان کربلا تا شهداي ايران و شهداي دفتر حزب جمهوري اسلامي بخصوص شهيد مظلومان حسين رجائي که واقعاً مظلوم بود در همه حال و با درود و سلام خدمت رزمندگان جبهههاي حق عليه باطل و اما در اول محل دفن اگر جنازهاي داشتم در مزار بالا در نزديک برادر محمدحسين رجائي انشاءالله که شهيد شدم در مزار بالا دفن ميکنيد انشاءالله و براي اينکه ما هم اينطور نباشد که کسي بگويد اين مال از خودش نيست و نتواند دست بزند پس من پدر عزيز خودم را آقاي حاج غلامحسين مماوي را به وکالت در مال خود وکيل خود که هرگونه اختيار در مالم را داشته باشد قرار ميدهم. هرچند من هنوز مالي از خود ندارم ولي دست احتياج که مگر يک؟؟؟پول که از حقوقم باشد. ؟؟؟پدرجانم من در اول سال که مالم را تعيين کردم چيزي نداشتم اول زندگيام من 200 تومان داشتم که آنرا هم حساب کردم 50 تومان قرار شد بدهم. و من از کسي قرض يا طلبي ندارم مگر نماز و روزه که اگر زياد زحمت نبود قدري برايم پول ميدهيد که نماز و روزه بگيرند. باري درباره همسرم پدرجان تا وقتي که خواست در خانه ما بماند باشد و مزاحمش نباشيد و اگر هر وقت که ميخواست برود بگذاريد برود و آنچه هم که در قباله دارد هر چقدر خودش ميخواست ميبرد. و آنچه که در خانه من است در اصل از ايشان است که من چيزي اضافه نکردهام مگر قدري پول باشد آن هم اگر حقوق مرا به همه ميدهند به هرحال مزاحم ايشان نباشيد ولي ايشان را؟؟؟باري پدرجانم اگر فرزندي داشتم تا توانستيد از او مواظبت نماييد تا بزرگ شود و در آينده به درد جامعه بخورد. و اگر پسر بود راه پدرش را ادامه بدهد چون نميدانم که داراي فرزند ميشوم يا نه. چونکه هنوز از ازدواج من يک ماه ميگذرد. باز ميگويم پدرم در تمام کارها که خودش ميداند ميتواند انجام دهد. باري خدمت همسر عزيزم اميدوارم که از من راضي باشيد چونکه من در زندگي کوتاي خود هيچ خدمتي نکردم و در خانه نبودم. ميدانم که شما هم ميخواستيد که در خانه باشم و مثل ديگر دوستانت ما هم در جاي هم باشيم و با هم به اين طرف و آن طرف برويم. ولي خوب چه بايد کرد و اميدوارم که به خاطر اسلام مرا ببخشيد و از خداوند برايم طلب مغفرت نماييد و از خدا بخواهيد که اين بنده حقير خداوند را ببخشد. باري همسرم همسر خوبم اگر فرزندي انشاءا000داشتيم خوب مواظبت ميکنيد که انشاءا000بزرگ شود و براي اسلام مفيد باشد انشاءا000 و خوب تربيت کنيد و برايش بگوئيد که پدرش چه شد و هدفش چه بود. باري همسرم من از شما ميخواهم که هر وقت که ميخواهيد عروس شويد و اگر هم امکان داشت که با يک نفر خوبي باشد. خوب خداوند نگهدار شما باشد و از اينجانب راضي باشيد. اينجانب محمد مماوي که در روز 30/3/63 نوشته شده است و الآن ميخواهيم برويم به جبهه. همسر عزيزم باز هم تکرار ميکنم که بعد از شهادت من زياد نمانيد تا جايي که امکان دارد عروس شويد و شما هنوز جوانيد. شما نميتوانيد تا آخر اين طور بمانيد و اين پيام من به تمام خانوادههاي شهدا است که هر وقت ميتوانيد عروس بشويد مگر از شما چند فرزند صالح بدنيا آمد که به درد اسلام و جامعه بخورد. اميدوارم که به وصيت اينجانب عمل نماييد از همه متشکرم. و اما چند تذکر خدمت ملت قهرمان ايران بخصوص اهالي محترم روستاي عبدالله آباد. چون اگر بگويم پيام بدهم من کوچکتر از آن هستم که به اين ملت آگاه و صبور و مقاوم پيام بدهم پس چندتا تذکر است به عنوان برادر کوچک اي ملت قهرمان ايران و اي قهرمان پروران اي اهالي و اي دوستان شما را به خدا قدر اين امام را بدانيد قدر اين نعمت الهي را بدانيد و تا نفس داريد از او پشتيباني کنيد و به فرمانهايش جامه عمل بپوشانيد که هر کس خداي ناکرده خداي ناکرده سرپيچي از دستور و فرمان او کند سرپيچي از دستور پيامبر و خدا کرده است. برادرانم، پدران، مادران، عزيزان مبادا گول اين زرق و برق دنيا را بخوريد. مبادا اين دنياي زودگذر فريبتان دهد و دست از امام و جنگ بکشيد. عزيزانم اگر کمبودي و يا گراني بود نق نزنيد ايثار داشته باشيد اسلام بالاتر از اينهاست که براي کمبودي و يا گراني نق بزنيد. مگر اين نبود که پيامبر ما در شعب ابيطالب با ياران خود سه سال در فقر و محاصره اقتصادي بسر بردند. مگر به خاطر اسلام نبود. پس ما که پيرو و امت او خود را ميدانيم نبايد در برابر مشکلات صبر و تحمل نماييم؟ آيا مگر در زمان آن خاندان رضاشاه عليه العنه که چه بر سر ما آوردند ناموس اسلام را فروختند. ما را اسير آمريکا کردند پس بايد ناشکري نکنيم. عزيزانم ما نبايد مثل قوم بنياسرائيل باشيم که چون از زير بار ستم آزاد شدند ناشکري کردند که ما فلان چيز را ميخواهيم. برادران، خواهران بياييد به خاطر اسلام به خاطر خون شهيدان که از همه چيز خود گذشتند حتي از جان خود ولي ما کمي از مشکلات را تحمل نکنيم از انصاف به دور است. خوب يک سخني هم براي پدر و مادرم و خانوادههاي شهدا و تمام اهالي محترم ميخواهم که براي اينجانب ناراحتي نکنيد من گريه از شما نميخواهم من سياه پوشي نميخواهم من از شما تقاضاي کمي دارم دعا و طلب مغفرت براي اينجانب و دعا براي امام عزيزم براي سلامتي آن امام و براي فرج آقا امام زمان(عج) و از خدا بخواهيد از اين بنده حقير و گنهکار خود درگذرد و ما را جزء شهدا قرار دهد. خانوادهام قومان و دوستان اهالي محترم من از همه شما معذرت ميخواهم و از همهتان طلب مغفرت مينمايم و اگر از اينجانب هر بدي ديدهايد به خوبي خود ببخشيد اگر برخوردهايم اشتباه بوده و يا هر کار ديگري مرا ببخشيد بخصوص در زماني که در مسجد روستا چايي ميدادم اگر به کسي چايي کم يا زياد از روي اشتباهي دادهام و هر کس ناراحتي دارد از اينجانب به خاطر خدا ببخشد از همهتان مشتکر و ممنونم باز هم از پسر عمو آقاي نورالله ميخواهم که هر بدي از من ديده مرا حلال کند انشاءا000منالله توفيق. خوب عزيزانم اميدوارم که ناراحتي نکنيد چونکه ميدانيد اين راهيست که بايد پيمود و رفت ولي با يک سري آزمايشهايي که ميشويم بعد ميرويم بسوي او که ما را آفريد و بازگشتمان هم بسوي اوست که در اين آيه شريفه ميفرمايد :«ولنبلونکم بشيء من الخوف والجن و نقص من الاموال و الانفس والثمرات و بشرالصابرين والذين اذا اصابتهم مصيبه قالوا انا لله و انا اليه راجعون» و شما را به سختيهايي چون ترس و گرسنگي و نقصان اموال و افراد و آفات گياهي بيازماييم و بشارت دهيم شکيبايان را. کساني که چون به حادثه سخت و ناگواري دچار شوند صبر و بردباري پيشه کنند و بگويند ما از خداييم و بسوي خدا بازگشت ميکنيم. بله گاهي امتحان به خوف و به جوع و گرسنگي و نقصان اموال و انفس به نقص در ثمرات و امثال اينهاست که الان در ايران بخصوص در مراکزي که جنگ زده است بسياري از اينها تحقق دارد و اين يک امتحان الهي است و بايد استقامت کرد وگرنه ايمان راستين با دروغين معلوم نميشود و همه ميگويند به زبان که ما مسلمان و با ايمانيم ولي با امتحان الهي همه چيز معلوم ميشود ان الذين قالوا ربناالله ثم استقاموا تنزل عليهم الملائکه ان لاتخافوا و لاتحزنوا کسانيکه گفتند پروردگار ما خداست و بدنبال آن استقامت کردند فرشتگان بر آنان نازل ميشوند که نترسيد و حزن و اندوه بخود راه ندهيد. آري استقامت لازم است صبر و مقاومت لازم است. برادرجان نه هرکس شد مسلمان ميتوان گفتمش مسلمان شد بلکه اول بايدش سلمان شد و آنگه مسلمان شد. مسلمان عمل لازمهاش است برادرجان خواهرم اي آن کساني که در خواب گراني هستيد اي کساني که بيخيال به تمام مسائل هستيد. با اينکه چند سال است که انقلاب و جنگ و شهادت است ولي شما به زندگي ننگبار خودتان ادامه ميدهيد و بيخيال هستيد که اگر به قول معروف اگر جهان را آب ببرد شما را خواب ميبرد آيا اين همه جوان دادند، مال دادند، فرزند دادند ولي شما چه کار کردهايد آخر کمي فکر کنيد در اين رابطه يک شعر است که تقديم حضورتان ميکنم. کان روز در جام شفق مل کرد خورشيد بر خشک چوب نيزهها گل کرد خورشيد ؟؟؟خسته سر بر اوج ميزد وادي به وادي خون پاکان موج ميزد از پا حسين افتاد و ما بر پاي بوديم زينب اسيري رفت و ما برجاي بوديم از دست ما بر ريگ صحرا نفع کردند دست علمدار خدا را قطع کردند نوباوگان مصطفي را سر بريدند مرغان بستان خدا را سر بريدند در برگ ريز باغ زهرا برگ کرديم زنجير خائيديم و صبر مرگ کرديم چون بيوهگان ننگ سلامت ماند بر ما تاوان اين خون تا قيامت ماند بر ما روزي که در جام شفق مل کرد خورشيد بر خشک چوب نيزهها گل کرد خورشيد آري حسينيان افتادند بر خاک ولي ما بيخيال مانديم برجا. عزيزان ما را در جبههها دستانشان را قطع کردند اي برادر هنوز هم در خوابي بيدار شو که خواهران ما به اسيري رفتند و ما بر جاي هستيم. آري مرغان بستان خدا را سر بريدند ولي ما از ترس در خواب هستيم. برادران ما مسلمان هستيم و بايد با کفر بجنگيم و تسليم و سازش براي ما ننگ است ما پيرو اباعبدالله هستيم آن حسيني که در روز عاشورا فرياد هيهات من الذله را سرداد و فرمود از ما دور است ذلت يک مسلمان واقعي زير بار ذلت نميرويم و با ظلم مبارزه ميکنيم؟؟؟ما تا کفر و جنايت در روي زمين باشد از مبارزه دست نميکشيم تا روح در اين جسم باشد با زور و زورگويان و متجاوزان مبارزه مينماييم انشاءا000تا کربلاي حسين(ع) و قدس عزيز را آزاد سازيم و پرچم لا اله الله را در تمام جهان برافراشته سازيم با رهبري امام عزيزمان تا اينکه اين پرچم لا اله الله را بدست صاحبش امام زمان(عج) بسپاريم. انشاءا000 بسم الله الرحمن الرحيم خدايا تو را شکر ما را در زماني آفريدي که در آن زمان کسي چون جدش حسين بر عليه حکومتهاي غاصب و جور و ظالم و بر عليه يزيديان زمان قيام کرده خدايا تو را شکر که به اين بنده حقير؟؟؟اين توفيق را دادي که بتوانم در صف اين رزمندگان به خدمت بپردازم خدايا شکر که به من مادر و پدري دادي که توانستند يک قرباني به خدمت تو تقديم بدارند البته من که اين شکرهايي که گفتم باز کوچکتر از آنم که بتوانم براي يک نعمت از اين نعمتهايي الهي که خدا داده است شکر کنم ما کوچکتر از آن هستيم. ؟؟؟و اي برادارني که وصيت اينجانب را داريد ميشنويد و يا اينکه داريد ميخوانيد از شما تقاضا دارم آنروزي که کربلاي حسين(ع) و نجف مولا علي(ع) از چنگال اين ملحدان و اين از خدابيخبران آزاد شد و شما به زيارت رفتيد سلام اين بنده حقير خدا را به آنها برسانيد. و يک تقاضا و يک خواهش ديگر دارم که اسلحه من را بر زمين مگذاريد چون که نه برادري دارم که بعد از من اسلحهام را بردارد و چون برادرانم خود اسلحه دارند و نه فرزندي دارم که بعد از من سنگرم را پر کند پس براي رضاي خدا به اين خواهش بنده حقير جامه عمل بپوشانيد خداوند به شما عزيزان صبر و اجر عظيم عطا کند. انشاءا000 وصيتنامه محمد مماوي فرزند حاج غلامحسين مماوي و چند تذکر خدمت پدران و مادران عزيز دارم که از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيري مکنيد و خداي ناکرده جلوگيري نکنيد آخر فرداي قيامت چطور جواب خون شهيداني را که در راه اسلام و ايران فدا شدند و من و تو آسوده بوديم ميدهيد آخر بياييد کمي فکر کنيم کمي به خود بياييم که ما در توي زندگي براي اسلام چه کردهايم چقدر زجر کشيدهايم آيا يک بار هم شده که براي اسلام يک سيلي بخوريم. ما که داد ميزديم حسين جان کاش ما هم در کربلا بوديم و تو را ياري ميکرديم آيا حالا حسين زمان را ياري ميکنيد که براي همان هدف جدش حسين مبارزه ميکند؟ آخر چرا بايد اينقدر در فکر مال دنيا باشيم آيا در اين؟؟؟چه کردهايم که در اين چند سال ديگر بکنيم. آيا مشا سراغ داريد که يک نفر با پول زياد خودش را از مرگ نجاد داده باشد و رهايي يافته باشد از چنگال مرگ و آيا مال و ثروت زياد ميتواند از جهنم نجات و به بهشت ببرد و آن هم از راه حرام به دست آمده شد و به راه حرام خرج شود. پس عزيزان کمي به فکر آن جاي تاريک هم باشيم و براي گور خود چراغي بيفروزيم که خيلي آنجا تاريک است پدران و مادران و برادران اگر ماها براي آخرت و آن منزل تاريک چيزي نفرستاديم بعد کسي نيست که براي ما بفرستد. آيا شما در فکر پدر و مادرتان بودهايد و برايشان چيزي فرستادهايد و از حال بدشان باخبر هستيد به هرحال اميدوارم که خداوند ما را هدايت کند و کمي در فکر خودمان باشيم و براي آخرت توشهاي برداريم چون الآن زمينه آماده است و زمان امتحان است. 15/1/63 و چند کلمهاي خدمت پدر و مادر و برادرانم و همسرم و خواهرانم و قومان بعنوان تذکر. اول پدرجان مادر عزيزم با شهيد شدن من مبادا خداي نخواسته دشمنان اسلام را شاد کنيد درست است من ميدانم که شما حق داريد ولي آبروي اسلام و انقلاب ارزش بيشتري دارد از اين حرفها پس مبادا که خداي نخواسته شما در ميان مردم کم طاقتي و يا سروصدا کنيد من که به هيچ عنوان دلم نميخواهد. من خدا ميداند که دلم ميخواهد شما اظهار شادي کنيد و در تشييع جنازهام شيريني پخش کنيد و به مردم تبريک بگوييد چون که شما ببينيد از شهادت در راه خدا چيزي بهتر و شيرينتر براي من نيست من دلم ميخواهد که در سنگر بميرم بسان قاسم و اکبر بميرم دلم ميخواهد که در سنگر بميرم همانند مالک اشتر بميرم. نميخواهم که در بستر بميرم دلم ميخواهد که همانند رجائي من بميرم. پدرجانم ومادر عزيزم من که فرزند کوچک شما هستم اين را به شما بگويم مبادا خداي نخواسته از انقلاب يا از مسئولين در رابطه با مرگ من توقعي داشته باشيد خدا نکند چون چيزي که در راه خدا داده شود ارزش بيشتري دارد. پدر جانم مادر جانم همسرم خواهرانم با مرگ من مبادا خداي نخواسته خداي نخواسته از انقلاب يا از امام يا از روحانيت دلسرد شويد. خدا نکند خدا نکند که هرگز دلم نميخواهد اينطور مسئلهاي پيش بيايد. خدا نکند برادرانم همسرم خواهرانم شما برادرانم که معلم من بوده و هستيد ولي شما خواهران و همسرم هنوز اول زندگاني و رشد شما هست اي عزيزان مبادا که معنويت مبادا که اسلام مبادا که انقلاب را به دنيا بفروشيد چون اين زندگي دنيا بدرد نخور است آخرت را به دنيا نفروشيد و دست از امام عزيز برنداريد و به امام و انقلاب کمک کنيد خداحافظ شما باشد. من الله توفيق محمد مماوي فرزند حاج غلامحسين از روستاي عبدالله آباد بخش حومه يا بخش زبرجاه الان که روز چهارشنبه 20 رمضان ميخواهيم انشاءا000به جبهه بروم 30/3/63 بسمه تعالي اين نوشتهها در شب 15/8/63 ؟؟؟فقط چند کلامي عرض ؟؟؟که رسيديد دوست نشويد اول که ميخواهيد دوست پيدا کنيد تحقيق کنيد ببينيد که اين دوست تا کي با شما هست و تا کي رفيق هست آيا تا لب گور بيشتر است يا نه ؟؟؟که تا لب گور بيشتر نيست اين دوستان کجا داريم ولي بياييد با کسي دوست و رفيق شويم و شويد که تا آخر با ما باشد در همه جا با ما باشد در ميان قبر در آنجايي که تاريک است نه چراغي و نه رفيقي بياييد عزيزان با خدا رفيق شويم دل از اين رفيقها و دوستان نيمه راه برداريم و با او دوست شويم اميدوارم که خداوند ما را به راه راست هدايت فرمايد و ما را از شر شيطان حفظ فرمايد و به اميد پيروزي اسلام در برابر کفر و نابودي کفر در تمام جهان و با آرزوي فرج آقا امام زمان(عج) و طول عمر امام عزيزمان همان قلب تمام محرومين جهان و با آرزوي آزادي اسراي عزيزمان و با آرزوي آزادي کربلا از چنگال خونآشامان؟؟؟و با آرزوي آمرزش براي؟؟؟براي خانوادههاي عزيزشان و با آرزوي پيدا شدن مفقودينمان بويژه برادر عزيزم حسن مماوي و با آرزوي صبر و مقاومت و اجر و سواب براي شما عزيزان. در پايان از همهتان طلب بخشش و حلاليت ميطلبيم اميدوارم که از اين بنده حقير خدا را راضي باشيد. دعاگوي شما عزيزان محمد مماوي فرزند حاج غلامحسين مماوي مورخ 15/8/1363 اينها در تاريخ 22/2/1365 دوم رمضان به تأييد اينجانب محمد مماوي ميرسد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19675 سایت یاران رضا]</ref> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ ۲۱ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۴
کد شهید: 6535523 تاریخ تولد : نام : محمد محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : مماوی تاریخ شهادت : 1365/03/23 نام پدر : غلامحسین مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : دانش آموز یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحيم ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله اموتاً بل احياء عند ربهم يرزقون. با درود و سلام به محضر آقا امام زمان(عج) و نائب برحقش امام خميني کبير و با درود و سلام به ارواح مطهر شهداي اسلام از صدر اسلام تاکنون و از کربلاي حسين(ع) تا کربلاهاي ايران. اينجانب برادر کوچک شما و اين بنده حقير خداوند محمد مماوي فرزند حاج غلامحسين مماوي بر آن شدم که براي بازماندگان چند کلمهي بنام وصيتنامه بنويسم که اول چند وصيت از پيامبر اکرم به؟؟؟بنويسم و بايد گفت که اينها فقط براي؟؟؟بلکه براي ما هم هست که اميدوارم به وصيتهاي پيامبر محمدبن عبدالله(ص) جامه عمل بپوشانيم انشاءالله اين اباذر را چنان پرستش کن که گويي او را ميبيني که اگر تو او را نميبيني. بسم الله الرحمن الرحيم وصيت نامه محمد مماوي 13/1/1363 فرزند حاج غلامحسين مماوي بنام ا000پاسدار حرمت خون شهيدان. بنام ا000 و بنام او که به ما جان داد دست و پا داد. چشم و گوش، عقل و فکر داد و با اينکه اين همه نعمت داد باز انسان را آزاد گذاشت ولي راه و چاه را نشان داد. او پا داد که در راهش قدم برداري دست داد که در راه او خدمت کني و عقل و هوش داد که راه را از چاه و خوب را از بد تشخيص بدهي. و چشم و گوش داد که جز حق را نبيني و جز حق را نشنوي و اين جان را که به ما داده با اين همه تشکيلاتش و با وجود نظم بوده تمام اجزاي بدن و بايد اين جان را در راه او فدا کنيم. با درود و سلام به منجي عالم بشريت حضرت مهدي امام زمان(عج) تعالي فرجه و نايب عزيزش امام امت خميني کبير که با راهنمايي و رهبري پيامبرگونهاش ما را از جهل و ناداني و فساد نجات داد که ما بايد شکر اين نعمت بزرگ الهي را بکنيم که چنين رهبري خداوند به ما عنايت کرد. و با درود و سلام به ارواح مطهر شهيدان اسلام از صدر اسلام تاکنون و از شهداي بدر و حنين و کربلاي حسيني که در راه اين اسلام عزيز 72 تن فدا شدند و با خون خود اسلام را زنده کردند. و از شهيدان کربلا تا شهداي ايران و شهداي دفتر حزب جمهوري اسلامي بخصوص شهيد مظلومان حسين رجائي که واقعاً مظلوم بود در همه حال و با درود و سلام خدمت رزمندگان جبهههاي حق عليه باطل و اما در اول محل دفن اگر جنازهاي داشتم در مزار بالا در نزديک برادر محمدحسين رجائي انشاءالله که شهيد شدم در مزار بالا دفن ميکنيد انشاءالله و براي اينکه ما هم اينطور نباشد که کسي بگويد اين مال از خودش نيست و نتواند دست بزند پس من پدر عزيز خودم را آقاي حاج غلامحسين مماوي را به وکالت در مال خود وکيل خود که هرگونه اختيار در مالم را داشته باشد قرار ميدهم. هرچند من هنوز مالي از خود ندارم ولي دست احتياج که مگر يک؟؟؟پول که از حقوقم باشد. ؟؟؟پدرجانم من در اول سال که مالم را تعيين کردم چيزي نداشتم اول زندگيام من 200 تومان داشتم که آنرا هم حساب کردم 50 تومان قرار شد بدهم. و من از کسي قرض يا طلبي ندارم مگر نماز و روزه که اگر زياد زحمت نبود قدري برايم پول ميدهيد که نماز و روزه بگيرند. باري درباره همسرم پدرجان تا وقتي که خواست در خانه ما بماند باشد و مزاحمش نباشيد و اگر هر وقت که ميخواست برود بگذاريد برود و آنچه هم که در قباله دارد هر چقدر خودش ميخواست ميبرد. و آنچه که در خانه من است در اصل از ايشان است که من چيزي اضافه نکردهام مگر قدري پول باشد آن هم اگر حقوق مرا به همه ميدهند به هرحال مزاحم ايشان نباشيد ولي ايشان را؟؟؟باري پدرجانم اگر فرزندي داشتم تا توانستيد از او مواظبت نماييد تا بزرگ شود و در آينده به درد جامعه بخورد. و اگر پسر بود راه پدرش را ادامه بدهد چون نميدانم که داراي فرزند ميشوم يا نه. چونکه هنوز از ازدواج من يک ماه ميگذرد. باز ميگويم پدرم در تمام کارها که خودش ميداند ميتواند انجام دهد. باري خدمت همسر عزيزم اميدوارم که از من راضي باشيد چونکه من در زندگي کوتاي خود هيچ خدمتي نکردم و در خانه نبودم. ميدانم که شما هم ميخواستيد که در خانه باشم و مثل ديگر دوستانت ما هم در جاي هم باشيم و با هم به اين طرف و آن طرف برويم. ولي خوب چه بايد کرد و اميدوارم که به خاطر اسلام مرا ببخشيد و از خداوند برايم طلب مغفرت نماييد و از خدا بخواهيد که اين بنده حقير خداوند را ببخشد. باري همسرم همسر خوبم اگر فرزندي انشاءا000داشتيم خوب مواظبت ميکنيد که انشاءا000بزرگ شود و براي اسلام مفيد باشد انشاءا000 و خوب تربيت کنيد و برايش بگوئيد که پدرش چه شد و هدفش چه بود. باري همسرم من از شما ميخواهم که هر وقت که ميخواهيد عروس شويد و اگر هم امکان داشت که با يک نفر خوبي باشد. خوب خداوند نگهدار شما باشد و از اينجانب راضي باشيد. اينجانب محمد مماوي که در روز 30/3/63 نوشته شده است و الآن ميخواهيم برويم به جبهه. همسر عزيزم باز هم تکرار ميکنم که بعد از شهادت من زياد نمانيد تا جايي که امکان دارد عروس شويد و شما هنوز جوانيد. شما نميتوانيد تا آخر اين طور بمانيد و اين پيام من به تمام خانوادههاي شهدا است که هر وقت ميتوانيد عروس بشويد مگر از شما چند فرزند صالح بدنيا آمد که به درد اسلام و جامعه بخورد. اميدوارم که به وصيت اينجانب عمل نماييد از همه متشکرم. و اما چند تذکر خدمت ملت قهرمان ايران بخصوص اهالي محترم روستاي عبدالله آباد. چون اگر بگويم پيام بدهم من کوچکتر از آن هستم که به اين ملت آگاه و صبور و مقاوم پيام بدهم پس چندتا تذکر است به عنوان برادر کوچک اي ملت قهرمان ايران و اي قهرمان پروران اي اهالي و اي دوستان شما را به خدا قدر اين امام را بدانيد قدر اين نعمت الهي را بدانيد و تا نفس داريد از او پشتيباني کنيد و به فرمانهايش جامه عمل بپوشانيد که هر کس خداي ناکرده خداي ناکرده سرپيچي از دستور و فرمان او کند سرپيچي از دستور پيامبر و خدا کرده است. برادرانم، پدران، مادران، عزيزان مبادا گول اين زرق و برق دنيا را بخوريد. مبادا اين دنياي زودگذر فريبتان دهد و دست از امام و جنگ بکشيد. عزيزانم اگر کمبودي و يا گراني بود نق نزنيد ايثار داشته باشيد اسلام بالاتر از اينهاست که براي کمبودي و يا گراني نق بزنيد. مگر اين نبود که پيامبر ما در شعب ابيطالب با ياران خود سه سال در فقر و محاصره اقتصادي بسر بردند. مگر به خاطر اسلام نبود. پس ما که پيرو و امت او خود را ميدانيم نبايد در برابر مشکلات صبر و تحمل نماييم؟ آيا مگر در زمان آن خاندان رضاشاه عليه العنه که چه بر سر ما آوردند ناموس اسلام را فروختند. ما را اسير آمريکا کردند پس بايد ناشکري نکنيم. عزيزانم ما نبايد مثل قوم بنياسرائيل باشيم که چون از زير بار ستم آزاد شدند ناشکري کردند که ما فلان چيز را ميخواهيم. برادران، خواهران بياييد به خاطر اسلام به خاطر خون شهيدان که از همه چيز خود گذشتند حتي از جان خود ولي ما کمي از مشکلات را تحمل نکنيم از انصاف به دور است. خوب يک سخني هم براي پدر و مادرم و خانوادههاي شهدا و تمام اهالي محترم ميخواهم که براي اينجانب ناراحتي نکنيد من گريه از شما نميخواهم من سياه پوشي نميخواهم من از شما تقاضاي کمي دارم دعا و طلب مغفرت براي اينجانب و دعا براي امام عزيزم براي سلامتي آن امام و براي فرج آقا امام زمان(عج) و از خدا بخواهيد از اين بنده حقير و گنهکار خود درگذرد و ما را جزء شهدا قرار دهد. خانوادهام قومان و دوستان اهالي محترم من از همه شما معذرت ميخواهم و از همهتان طلب مغفرت مينمايم و اگر از اينجانب هر بدي ديدهايد به خوبي خود ببخشيد اگر برخوردهايم اشتباه بوده و يا هر کار ديگري مرا ببخشيد بخصوص در زماني که در مسجد روستا چايي ميدادم اگر به کسي چايي کم يا زياد از روي اشتباهي دادهام و هر کس ناراحتي دارد از اينجانب به خاطر خدا ببخشد از همهتان مشتکر و ممنونم باز هم از پسر عمو آقاي نورالله ميخواهم که هر بدي از من ديده مرا حلال کند انشاءا000منالله توفيق. خوب عزيزانم اميدوارم که ناراحتي نکنيد چونکه ميدانيد اين راهيست که بايد پيمود و رفت ولي با يک سري آزمايشهايي که ميشويم بعد ميرويم بسوي او که ما را آفريد و بازگشتمان هم بسوي اوست که در اين آيه شريفه ميفرمايد :«ولنبلونکم بشيء من الخوف والجن و نقص من الاموال و الانفس والثمرات و بشرالصابرين والذين اذا اصابتهم مصيبه قالوا انا لله و انا اليه راجعون» و شما را به سختيهايي چون ترس و گرسنگي و نقصان اموال و افراد و آفات گياهي بيازماييم و بشارت دهيم شکيبايان را. کساني که چون به حادثه سخت و ناگواري دچار شوند صبر و بردباري پيشه کنند و بگويند ما از خداييم و بسوي خدا بازگشت ميکنيم. بله گاهي امتحان به خوف و به جوع و گرسنگي و نقصان اموال و انفس به نقص در ثمرات و امثال اينهاست که الان در ايران بخصوص در مراکزي که جنگ زده است بسياري از اينها تحقق دارد و اين يک امتحان الهي است و بايد استقامت کرد وگرنه ايمان راستين با دروغين معلوم نميشود و همه ميگويند به زبان که ما مسلمان و با ايمانيم ولي با امتحان الهي همه چيز معلوم ميشود ان الذين قالوا ربناالله ثم استقاموا تنزل عليهم الملائکه ان لاتخافوا و لاتحزنوا کسانيکه گفتند پروردگار ما خداست و بدنبال آن استقامت کردند فرشتگان بر آنان نازل ميشوند که نترسيد و حزن و اندوه بخود راه ندهيد. آري استقامت لازم است صبر و مقاومت لازم است. برادرجان نه هرکس شد مسلمان ميتوان گفتمش مسلمان شد بلکه اول بايدش سلمان شد و آنگه مسلمان شد. مسلمان عمل لازمهاش است برادرجان خواهرم اي آن کساني که در خواب گراني هستيد اي کساني که بيخيال به تمام مسائل هستيد. با اينکه چند سال است که انقلاب و جنگ و شهادت است ولي شما به زندگي ننگبار خودتان ادامه ميدهيد و بيخيال هستيد که اگر به قول معروف اگر جهان را آب ببرد شما را خواب ميبرد آيا اين همه جوان دادند، مال دادند، فرزند دادند ولي شما چه کار کردهايد آخر کمي فکر کنيد در اين رابطه يک شعر است که تقديم حضورتان ميکنم. کان روز در جام شفق مل کرد خورشيد بر خشک چوب نيزهها گل کرد خورشيد ؟؟؟خسته سر بر اوج ميزد وادي به وادي خون پاکان موج ميزد از پا حسين افتاد و ما بر پاي بوديم زينب اسيري رفت و ما برجاي بوديم از دست ما بر ريگ صحرا نفع کردند دست علمدار خدا را قطع کردند نوباوگان مصطفي را سر بريدند مرغان بستان خدا را سر بريدند در برگ ريز باغ زهرا برگ کرديم زنجير خائيديم و صبر مرگ کرديم چون بيوهگان ننگ سلامت ماند بر ما تاوان اين خون تا قيامت ماند بر ما روزي که در جام شفق مل کرد خورشيد بر خشک چوب نيزهها گل کرد خورشيد آري حسينيان افتادند بر خاک ولي ما بيخيال مانديم برجا. عزيزان ما را در جبههها دستانشان را قطع کردند اي برادر هنوز هم در خوابي بيدار شو که خواهران ما به اسيري رفتند و ما بر جاي هستيم. آري مرغان بستان خدا را سر بريدند ولي ما از ترس در خواب هستيم. برادران ما مسلمان هستيم و بايد با کفر بجنگيم و تسليم و سازش براي ما ننگ است ما پيرو اباعبدالله هستيم آن حسيني که در روز عاشورا فرياد هيهات من الذله را سرداد و فرمود از ما دور است ذلت يک مسلمان واقعي زير بار ذلت نميرويم و با ظلم مبارزه ميکنيم؟؟؟ما تا کفر و جنايت در روي زمين باشد از مبارزه دست نميکشيم تا روح در اين جسم باشد با زور و زورگويان و متجاوزان مبارزه مينماييم انشاءا000تا کربلاي حسين(ع) و قدس عزيز را آزاد سازيم و پرچم لا اله الله را در تمام جهان برافراشته سازيم با رهبري امام عزيزمان تا اينکه اين پرچم لا اله الله را بدست صاحبش امام زمان(عج) بسپاريم. انشاءا000 بسم الله الرحمن الرحيم خدايا تو را شکر ما را در زماني آفريدي که در آن زمان کسي چون جدش حسين بر عليه حکومتهاي غاصب و جور و ظالم و بر عليه يزيديان زمان قيام کرده خدايا تو را شکر که به اين بنده حقير؟؟؟اين توفيق را دادي که بتوانم در صف اين رزمندگان به خدمت بپردازم خدايا شکر که به من مادر و پدري دادي که توانستند يک قرباني به خدمت تو تقديم بدارند البته من که اين شکرهايي که گفتم باز کوچکتر از آنم که بتوانم براي يک نعمت از اين نعمتهايي الهي که خدا داده است شکر کنم ما کوچکتر از آن هستيم. ؟؟؟و اي برادارني که وصيت اينجانب را داريد ميشنويد و يا اينکه داريد ميخوانيد از شما تقاضا دارم آنروزي که کربلاي حسين(ع) و نجف مولا علي(ع) از چنگال اين ملحدان و اين از خدابيخبران آزاد شد و شما به زيارت رفتيد سلام اين بنده حقير خدا را به آنها برسانيد. و يک تقاضا و يک خواهش ديگر دارم که اسلحه من را بر زمين مگذاريد چون که نه برادري دارم که بعد از من اسلحهام را بردارد و چون برادرانم خود اسلحه دارند و نه فرزندي دارم که بعد از من سنگرم را پر کند پس براي رضاي خدا به اين خواهش بنده حقير جامه عمل بپوشانيد خداوند به شما عزيزان صبر و اجر عظيم عطا کند. انشاءا000 وصيتنامه محمد مماوي فرزند حاج غلامحسين مماوي و چند تذکر خدمت پدران و مادران عزيز دارم که از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگيري مکنيد و خداي ناکرده جلوگيري نکنيد آخر فرداي قيامت چطور جواب خون شهيداني را که در راه اسلام و ايران فدا شدند و من و تو آسوده بوديم ميدهيد آخر بياييد کمي فکر کنيم کمي به خود بياييم که ما در توي زندگي براي اسلام چه کردهايم چقدر زجر کشيدهايم آيا يک بار هم شده که براي اسلام يک سيلي بخوريم. ما که داد ميزديم حسين جان کاش ما هم در کربلا بوديم و تو را ياري ميکرديم آيا حالا حسين زمان را ياري ميکنيد که براي همان هدف جدش حسين مبارزه ميکند؟ آخر چرا بايد اينقدر در فکر مال دنيا باشيم آيا در اين؟؟؟چه کردهايم که در اين چند سال ديگر بکنيم. آيا مشا سراغ داريد که يک نفر با پول زياد خودش را از مرگ نجاد داده باشد و رهايي يافته باشد از چنگال مرگ و آيا مال و ثروت زياد ميتواند از جهنم نجات و به بهشت ببرد و آن هم از راه حرام به دست آمده شد و به راه حرام خرج شود. پس عزيزان کمي به فکر آن جاي تاريک هم باشيم و براي گور خود چراغي بيفروزيم که خيلي آنجا تاريک است پدران و مادران و برادران اگر ماها براي آخرت و آن منزل تاريک چيزي نفرستاديم بعد کسي نيست که براي ما بفرستد. آيا شما در فکر پدر و مادرتان بودهايد و برايشان چيزي فرستادهايد و از حال بدشان باخبر هستيد به هرحال اميدوارم که خداوند ما را هدايت کند و کمي در فکر خودمان باشيم و براي آخرت توشهاي برداريم چون الآن زمينه آماده است و زمان امتحان است. 15/1/63 و چند کلمهاي خدمت پدر و مادر و برادرانم و همسرم و خواهرانم و قومان بعنوان تذکر. اول پدرجان مادر عزيزم با شهيد شدن من مبادا خداي نخواسته دشمنان اسلام را شاد کنيد درست است من ميدانم که شما حق داريد ولي آبروي اسلام و انقلاب ارزش بيشتري دارد از اين حرفها پس مبادا که خداي نخواسته شما در ميان مردم کم طاقتي و يا سروصدا کنيد من که به هيچ عنوان دلم نميخواهد. من خدا ميداند که دلم ميخواهد شما اظهار شادي کنيد و در تشييع جنازهام شيريني پخش کنيد و به مردم تبريک بگوييد چون که شما ببينيد از شهادت در راه خدا چيزي بهتر و شيرينتر براي من نيست من دلم ميخواهد که در سنگر بميرم بسان قاسم و اکبر بميرم دلم ميخواهد که در سنگر بميرم همانند مالک اشتر بميرم. نميخواهم که در بستر بميرم دلم ميخواهد که همانند رجائي من بميرم. پدرجانم ومادر عزيزم من که فرزند کوچک شما هستم اين را به شما بگويم مبادا خداي نخواسته از انقلاب يا از مسئولين در رابطه با مرگ من توقعي داشته باشيد خدا نکند چون چيزي که در راه خدا داده شود ارزش بيشتري دارد. پدر جانم مادر جانم همسرم خواهرانم با مرگ من مبادا خداي نخواسته خداي نخواسته از انقلاب يا از امام يا از روحانيت دلسرد شويد. خدا نکند خدا نکند که هرگز دلم نميخواهد اينطور مسئلهاي پيش بيايد. خدا نکند برادرانم همسرم خواهرانم شما برادرانم که معلم من بوده و هستيد ولي شما خواهران و همسرم هنوز اول زندگاني و رشد شما هست اي عزيزان مبادا که معنويت مبادا که اسلام مبادا که انقلاب را به دنيا بفروشيد چون اين زندگي دنيا بدرد نخور است آخرت را به دنيا نفروشيد و دست از امام عزيز برنداريد و به امام و انقلاب کمک کنيد خداحافظ شما باشد. من الله توفيق محمد مماوي فرزند حاج غلامحسين از روستاي عبدالله آباد بخش حومه يا بخش زبرجاه الان که روز چهارشنبه 20 رمضان ميخواهيم انشاءا000به جبهه بروم 30/3/63 بسمه تعالي اين نوشتهها در شب 15/8/63 ؟؟؟فقط چند کلامي عرض ؟؟؟که رسيديد دوست نشويد اول که ميخواهيد دوست پيدا کنيد تحقيق کنيد ببينيد که اين دوست تا کي با شما هست و تا کي رفيق هست آيا تا لب گور بيشتر است يا نه ؟؟؟که تا لب گور بيشتر نيست اين دوستان کجا داريم ولي بياييد با کسي دوست و رفيق شويم و شويد که تا آخر با ما باشد در همه جا با ما باشد در ميان قبر در آنجايي که تاريک است نه چراغي و نه رفيقي بياييد عزيزان با خدا رفيق شويم دل از اين رفيقها و دوستان نيمه راه برداريم و با او دوست شويم اميدوارم که خداوند ما را به راه راست هدايت فرمايد و ما را از شر شيطان حفظ فرمايد و به اميد پيروزي اسلام در برابر کفر و نابودي کفر در تمام جهان و با آرزوي فرج آقا امام زمان(عج) و طول عمر امام عزيزمان همان قلب تمام محرومين جهان و با آرزوي آزادي اسراي عزيزمان و با آرزوي آزادي کربلا از چنگال خونآشامان؟؟؟و با آرزوي آمرزش براي؟؟؟براي خانوادههاي عزيزشان و با آرزوي پيدا شدن مفقودينمان بويژه برادر عزيزم حسن مماوي و با آرزوي صبر و مقاومت و اجر و سواب براي شما عزيزان. در پايان از همهتان طلب بخشش و حلاليت ميطلبيم اميدوارم که از اين بنده حقير خدا را راضي باشيد. دعاگوي شما عزيزان محمد مماوي فرزند حاج غلامحسين مماوي مورخ 15/8/1363 اينها در تاريخ 22/2/1365 دوم رمضان به تأييد اينجانب محمد مماوي ميرسد.[۱]