پدرم حاج علی خوابی را که دیده بود این گونه نقل می کرد : من چند شب در خواب می دیدم سیدی که شمشیر و علمی دردستش است مرا صدا می زند که علی برخیز این شمشیر را بردار و به جبهه برو . گفتم : من می خواهم به مشهد بروم گفت : نه شما به کربلا برو درنهایت من تصمیم گرفتم به جای رفتن به مشهد برای رفتن به جبهه ثبت نام کنم .
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10873
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:علی زرقانی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
[[رده: شهدای شهرستان سبزوار]]