متن کامل خاطره
یک شب خواب دیدم محمود کنارم آمده است و در دستانش دو عدد خربزه می باشد آنها را به من داد و گفت از اینها به خوبی نگه داری کن . از او پرسیدم کجا بودی گفت از مشهد می آیم . تا خواستم بیشتر با ایشان صحبت کنم رفت و دیگر اورا ندیدم بعد که خواب را تعریف کردم گفتند آن دو عدد خربزه ای که محمود به شما داده فرزندانش بوده که به یادگار گذاشته است .منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19855سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />