قبل از عملیات عاشورا که در[[ مهرماه سال 63]] در منطقه عمومی [[میمک]] انجام گرفت . شهید حجت زرینی بعنوان مسؤل محور درتی [[21 امام رضا (ع)]] خدمت می کرد بنده [[بی سیم چی]] ایشان بودم . از من خواست در صورتی که به فیض عظمای شهادت نایل شدم ایشان را شفاعت کنم . با این تعبیر:( سید جان قول بدهد مرا در فردای قیامت شفاعت کنی ) من نیز در جواب گفتم : از کجا معلوم که بنده شهید شوم . شاید شما نیز شهید شدید و من لیاقت آن را نداشته باشم . خلاصه قرار بر این شد که هر کس شهید شود ، دیگری را شفاعت کند . آری ، خداوند تبارک و تعالی عامی را لایق شهادت ندانست و [[در روز دوم عملیات]] در جریان پاتک عراقی ها یک[[ گلوله]] [[خمپاره 60]] در یکی ، دو متری ایشان ، من وشهید علی حافظی فرود آمد و [[در اثر اصابت ترکش]] به ماسه نفر ، حجت زرینی بلافاصله به فیض عظمای [[شهادت]] ناعل آمد (ترکش به سر مبارک ایشان اصابت کرد ) و پس از آن که صدا زدم حجت ، حجت، دیگر جوابی نشنیدم و متوجه شدم که به آرزوی خود رسیده است .
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10918سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />==رده==