شهید غلام رضا زمانیان: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۳۲: سطر ۳۲:
  
 
به خاطر دارم آخرین مرحله ای که پسرم غلامرضا زمانیان می خواست به جبهه برود. پیراهنش را درآورد و گفت: پدر جان بیا و برای آخرین بار بازوهای و اندام مرا نگاه کن. که بازوهای من فقط برای جنگ خوب است. پدر جان بیا ، بازوهای مرا ببوس چون ممکن است که دیگر مرا نبینی. من گریه ام گرفت وبرای آخرین بار بازوها و صورتش را بوسیدم و ایشان وسایلش را جمع کرد و به جبهه رفت.
 
به خاطر دارم آخرین مرحله ای که پسرم غلامرضا زمانیان می خواست به جبهه برود. پیراهنش را درآورد و گفت: پدر جان بیا و برای آخرین بار بازوهای و اندام مرا نگاه کن. که بازوهای من فقط برای جنگ خوب است. پدر جان بیا ، بازوهای مرا ببوس چون ممکن است که دیگر مرا نبینی. من گریه ام گرفت وبرای آخرین بار بازوها و صورتش را بوسیدم و ایشان وسایلش را جمع کرد و به جبهه رفت.
 
+
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10956 سایت یاران رضا]</ref>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10956
+
==پانویس==
 +
<references />
 +
==رده==

نسخهٔ ‏۲ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۸


کد شهید:6306919

نام :غلامرضا

نام خانوادگی :زمانیان‌

نام پدر :محمدحسین‌

محل تولد :گناباد

تاریخ شهادت :1363/12/22

تحصیلات :نامشخص

گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت :سایر شهدا

مسئولیت :تخریب


خاطرات

آخرين وداع با خانواده

محمد حسین زمانیان


به خاطر دارم آخرین مرحله ای که پسرم غلامرضا زمانیان می خواست به جبهه برود. پیراهنش را درآورد و گفت: پدر جان بیا و برای آخرین بار بازوهای و اندام مرا نگاه کن. که بازوهای من فقط برای جنگ خوب است. پدر جان بیا ، بازوهای مرا ببوس چون ممکن است که دیگر مرا نبینی. من گریه ام گرفت وبرای آخرین بار بازوها و صورتش را بوسیدم و ایشان وسایلش را جمع کرد و به جبهه رفت. [۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده