ویرایش‌ها

شهید محسن کاظمی اندانی

۶٬۴۹۹ بایت اضافه‌شده، ‏۳ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۴۳
صفحه‌ای جدید حاوی «محسن کاظمی اندانی نام :محسن نام خانوادگى :كاظمى‌اندانى نام پدر :فتح‌اله ت...» ایجاد کرد
محسن کاظمی اندانی
نام :محسن
نام خانوادگى :كاظمى‌اندانى
نام پدر :فتح‌اله
تاريخ‌تولد :05/02/1347
محل‌صدورشناسنامه :اصفهان
تاريخ شهادت :08/12/64
نوع حادثه :حوادث ‌مربوط به‌ جنگ ‌تحميلى
شرح حادثه :حوادث ناشى از درگيرى مستقيم با دشمن-توسط دشمن ‌در جبهه
استان :بنيادشهيداستان‌اصفهان
شهر :اداره‌بنيادشهيداصفهان


وصيت‌نامه

حاج‌محسن كاظمى‌اندانى نام پدر: فتح الله « بسم الله الرحمن الرحيم » با سلام و درود فراوان بر يگانه منجى عالم بشريت آقا امام زمان (عج) و نايب بر حقش امام خمينى و با سلام و درود فراوان بر شما من شهــــداى راه حق حقيقت از كربلاى حسينى تا كربلاى خمينى و با سلام و درود فراوان بر تمامى خانواده‌هاى شهــــدا و مفقودين ، اسراء و معلولين و با سلام و درود بى كران بر امت شهيد پرور با سلام و درود فراوان بر تمامى دوستان و آشنايان و پدرو مادر گرامى وصيتنامه خود را شروع مى كنم خدايا تو گواهى كه به چه خاطر به جبهه آمدم و به چه عشقى اسلحه به دوش گرفتم و با چه عشقى بيشتر از 5/4 چهار و نيم سال در كردستان ماندم و خدمت كردم فقط به خاطر تو بوده با اينكه اين همه گرفتارى و مشكلات در زندگانيم بوده ولى تو را شكر مى كنم كه اين توفيق را به من دادى كه به كردستان بيائيم و در اين ؟؟؟ و ستم ديده و به اين مردم مستضعفين و ستم ديده خدمت كنم خدايا شكر كه اين جنگ را بوجود آوردى كه ما در اين جنگ وارد شويم و ساخته شويم و در اين راه لياقت شهيد شدن را به ما دادى راضى نيستم كسى كه به راه شهيد و خط شهيد گمان بد دارد در تشيع جنازه‌ام و يا در مجلس ختم من شركت كند . خلاصه اى پدرو مادر عزيز بايد مرا ببخشيد كه نتوانستم جبران زحمات و سختيها ئى كه پاى من كشيد يد بكنم و حق پدرو مادرى را ادا كنم ولى بالاخره اسلام است كه به اين ؟؟؟ احتياج دارد و اين خون شهدا بود كه به اين راه كشيد و اميدوارم كه مرا حلال كنيد و هر چند ميدانم خيلى سخت است ولى فرض كنيد كه پسر شما هم پنجاه سال عمر كرد ولى آخر ايشان مى ميرد و يا يك ماشين به آدم مى زند و انسان را از پا در خواهد آورد پس چه بهتر كه اين شهادت نصيب پسر شما گردد ولى خدا گواه است كه خيلى دلم مى خواست به شما برسم و بالاخص از موقعى كه مهدى شهيد شد بتوانم كمكى نه چندان زياد به شما كرده باشم و هرچقدر فكر كردم ديگر زنده ماندن براى من سخت بود كه برادرم و دوستانم همچون افيونى ها ، متولى ها ، و نمازى ها بروند و من زنده باشم خلاصه بايد مرا ببخشيد كه پسر خوبى براى شما نبودم ولى اى پدرو مادر خواهش مى كنم بعد از مرگ من اكبر را پيش خود بياوريد تا لااقل او بتواند دوباره زندگى شما را گرم كند و سروسامانى بدهد و شما اى خواهرانم سعى كنيد كه حجاب خود را حفظ كنيد و قرآن را ياد بگيريد و نمازشب را تا مى توانيد ترك نكنيد و همچنين شما اكبر و حسين سعى كنيد كه دل پدرو مادر را به‌دست آوريد و در زندگى خود به خدا توكل كنيد اى پسرخاله‌ها اى رسول ، رضا ، سعيد ، غلامرضا واى عليرضا در بسيج شركت كنيد سعى كنيد قرآن را ياد بگيريد خدا را فراموش نكنيد اى برادران و اى دوستان عزيزم تو را بخدا سوگند كه امام را تنها نگذاريد مسئله جنگ را از ياد نبريد اى كسانى كه در ارگانهاى دولتى ؟؟؟ انقلابى و بالاخص سپاه خدمت مى كنيد بيائيد و مسئله باند خط‌بازى را كنار بگذاريد و صادقانه به كار بپردازيد و به اين ملت محروم كمك كنيد و ياران امام را حمايت كنيد طاهرى ، منتظرى ، مشكينى ، رفسنجانى. در آخر سلام گرم مرا به خواهرم زهرا ، مهرى ، بتول ، خاله‌ها ، عمه ها ، دائى ها ، حاجى خانم و پدربزرگ برسانيد . در آخر اگر كسى در اين مدت زندگيم چه از دوستان و چه از رفقا اگر بدى از من بنده حقير ديده مرا بايد بخشند در ضمن من در دو، سه ماه روزه بدهكار هستم كه اين را هم يكى از برادران كه در قم هست به نام امير بندزادگان كه ايشان طلبه مى باشد و در مدرسه رسول اكرم هست بگوئيد يا خودش يا به كس ديگر بگويد بگيريد و پولش را به او بدهيد. من در حدود 2000 هزار تومان به بندزادگان بدهكارهستم. من در حدود 11000 هزار تومان به حاج اكبر بدهكار هستم. من در حدود 10000 هزار تومان به برادر عبادى كه در تيپ هست بدهكارهستم. در آخر باز هم اين را بگويم كه اى پدرو مادر به خاطر خدا مرا ببخشيد و اميدوارم كه خدا به شما عنايت كند. « والسلام »
وصیت نامه

لطفا به بخش گالري مراجعه شود.

http://shohada-isf.ir/fa/shahid?shahidID=3138
۱۸۵
ویرایش