شهید حمید اتحادی: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «حمید اتحادی نام :حميد نام خانوادگى :اتحادى نام پدر :بمانعلى تاريختولد :01/01...» ایجاد کرد) |
Raesipoor98 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱۵: | سطر ۱۵: | ||
| − | نام : حميد اتحادى نام پدر: بمان على بسم الله الرحمن الرحيممن حميد اتحادى فرزند بمانعلى وصيت مىكنم كه اگر من در راه خدا شهيد شدم اموال مرا آن طور كه مىخواهم به مصرف برسانيد، در حدود 25 هزار تومان پول دارم كه مىخواهم از آن پول يكسال نماز و روزه براى من بخوانيد و اگر پول ديگرى ماند پيش آيت الله طاهرى ببريد تا هر طور كه مىداند در راه اسلام به مصرف برساند. پدر و مادر عزيزم من اولين شهيد راه اسلام نيستم و نخواهم بود. پس اگر مىخواهيد اجر شما پيش خدا از بين نرود براى من گريه نكنيد، پدر و مادر اگر حرف بدى از من شنيديد و يا كار بدى از من ديدى و يا آزارى از من ديديد مرا ببخشيد. پدر، اميدوارم كه راضى باشى از دست من، مادر نميدانم كه هر چه بود به يارى من زحمت كشيديد، هر چند كه من لياقت آن را نداشتم كه جبران كنم، هر چند تو نامادرى براى من بودى اما از مادر بهتر بودى براى من . مادر دلم مىخواهد كه مرا ببخشى، دلم مىخواهد كه از بعضى از اين بازاريها و يا كارمندان ادارهها و غيره بپرسم كه آيا شما كه دم از اسلام مىزنيد، اى شما كه تهمت به انقلاب اسلامى مىزنيد آيا خود شما شده است كه يك ساعت مثل على زندگى كنيد؟ و نان و نمك بخوريد؟ براى اسلام شمشير بزنيد و شكر خدا را بكنيد، آيا شما كه مىگوييد فلان پاسدار، فلان كار را كرده و فلان چيز را گفت،آيا شما ايمان همان پاسدار را داريد؟ كه مثل مرد، دست از زندگى و آرزوهايش كشيده و پا به ميدان مبارزه مىگذارد، شما را به خدا پا گذارده و انقلاب اسلامى را تا انقلاب مهدى (عج) ادامه دهيم. دردها بسيار است. من ديگر حرفى ندارم. اميدوارم كه خدا ما را رستگار كند و بيامرزد. والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته حميد اتحادى 20/7/60. | + | نام : حميد اتحادى نام پدر: بمان على بسم الله الرحمن الرحيممن حميد اتحادى فرزند بمانعلى وصيت مىكنم كه اگر من در راه خدا [[شهيد]] شدم اموال مرا آن طور كه مىخواهم به مصرف برسانيد، در حدود 25 هزار تومان پول دارم كه مىخواهم از آن پول يكسال [[نماز]] و روزه براى من بخوانيد و اگر پول ديگرى ماند پيش آيت الله طاهرى ببريد تا هر طور كه مىداند در راه اسلام به مصرف برساند. پدر و مادر عزيزم من اولين شهيد راه اسلام نيستم و نخواهم بود. پس اگر مىخواهيد اجر شما پيش خدا از بين نرود براى من گريه نكنيد، پدر و مادر اگر حرف بدى از من شنيديد و يا كار بدى از من ديدى و يا آزارى از من ديديد مرا ببخشيد. پدر، اميدوارم كه راضى باشى از دست من، مادر نميدانم كه هر چه بود به يارى من زحمت كشيديد، هر چند كه من لياقت آن را نداشتم كه جبران كنم، هر چند تو نامادرى براى من بودى اما از مادر بهتر بودى براى من . مادر دلم مىخواهد كه مرا ببخشى، دلم مىخواهد كه از بعضى از اين بازاريها و يا كارمندان ادارهها و غيره بپرسم كه آيا شما كه دم از اسلام مىزنيد، اى شما كه تهمت به انقلاب اسلامى مىزنيد آيا خود شما شده است كه يك ساعت مثل على زندگى كنيد؟ و نان و نمك بخوريد؟ براى اسلام شمشير بزنيد و شكر خدا را بكنيد، آيا شما كه مىگوييد فلان پاسدار، فلان كار را كرده و فلان چيز را گفت،آيا شما ايمان همان [[پاسدار]] را داريد؟ كه مثل مرد، دست از زندگى و آرزوهايش كشيده و پا به ميدان مبارزه مىگذارد، شما را به خدا پا گذارده و انقلاب اسلامى را تا انقلاب مهدى (عج) ادامه دهيم. دردها بسيار است. من ديگر حرفى ندارم. اميدوارم كه خدا ما را رستگار كند و بيامرزد. والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته حميد اتحادى 20/7/60. |
وصیت نامه | وصیت نامه | ||
لطفا به بخش گالري مراجعه شود. | لطفا به بخش گالري مراجعه شود. | ||
http://shohada-isf.ir/fa/shahid?shahidID=2297 | http://shohada-isf.ir/fa/shahid?shahidID=2297 | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۱ مرداد ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۳۷
حمید اتحادی نام :حميد نام خانوادگى :اتحادى نام پدر :بمانعلى تاريختولد :01/01/1345 محلصدورشناسنامه :ح13اصفهان تاريخ شهادت :08/09/60 نوع حادثه :حوادث مربوط به جنگ تحميلى شرح حادثه :حوادث ناشى از درگيرى مستقيم با دشمن-توسط دشمن در جبهه استان :بنيادشهيداستاناصفهان شهر :ادارهبنيادشهيداصفهان
وصيتنامه
نام : حميد اتحادى نام پدر: بمان على بسم الله الرحمن الرحيممن حميد اتحادى فرزند بمانعلى وصيت مىكنم كه اگر من در راه خدا شهيد شدم اموال مرا آن طور كه مىخواهم به مصرف برسانيد، در حدود 25 هزار تومان پول دارم كه مىخواهم از آن پول يكسال نماز و روزه براى من بخوانيد و اگر پول ديگرى ماند پيش آيت الله طاهرى ببريد تا هر طور كه مىداند در راه اسلام به مصرف برساند. پدر و مادر عزيزم من اولين شهيد راه اسلام نيستم و نخواهم بود. پس اگر مىخواهيد اجر شما پيش خدا از بين نرود براى من گريه نكنيد، پدر و مادر اگر حرف بدى از من شنيديد و يا كار بدى از من ديدى و يا آزارى از من ديديد مرا ببخشيد. پدر، اميدوارم كه راضى باشى از دست من، مادر نميدانم كه هر چه بود به يارى من زحمت كشيديد، هر چند كه من لياقت آن را نداشتم كه جبران كنم، هر چند تو نامادرى براى من بودى اما از مادر بهتر بودى براى من . مادر دلم مىخواهد كه مرا ببخشى، دلم مىخواهد كه از بعضى از اين بازاريها و يا كارمندان ادارهها و غيره بپرسم كه آيا شما كه دم از اسلام مىزنيد، اى شما كه تهمت به انقلاب اسلامى مىزنيد آيا خود شما شده است كه يك ساعت مثل على زندگى كنيد؟ و نان و نمك بخوريد؟ براى اسلام شمشير بزنيد و شكر خدا را بكنيد، آيا شما كه مىگوييد فلان پاسدار، فلان كار را كرده و فلان چيز را گفت،آيا شما ايمان همان پاسدار را داريد؟ كه مثل مرد، دست از زندگى و آرزوهايش كشيده و پا به ميدان مبارزه مىگذارد، شما را به خدا پا گذارده و انقلاب اسلامى را تا انقلاب مهدى (عج) ادامه دهيم. دردها بسيار است. من ديگر حرفى ندارم. اميدوارم كه خدا ما را رستگار كند و بيامرزد. والسلام عليكم و رحمةالله و بركاته حميد اتحادى 20/7/60.
وصیت نامه
لطفا به بخش گالري مراجعه شود. http://shohada-isf.ir/fa/shahid?shahidID=2297