ویرایش‌ها

شهید غلامرضا خورشیدی

۱۷ بایت اضافه‌شده، ‏۲۴ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۷
rId6
==زندگینامه==*- زندگی نامه 1 :
شهید غلامرضا خورشیدی در سال 1325 در شهرستان فردوس مشهد در یک خانواده متدین بدنیا آمد و اولین فرزند خانواده بود و پدر و مادرش خیلی آدمهای خوبی هستند در بچگی دو بار به زیارت کربلا رفته بود .
صبح روز 7 اسفدن یک پرواز آزمایشی انجام داده و بعد با یک هواپیما دیگر بالا می رود و وقت فرود آمدن هواپیما دچار نقص فنی میشود و او تا آخرین زمان دکمه را نمی زند و وقتی می بیند که هواپیما دارد زمین می خورد می پرد که دیگر دیر بود و چتر او باز نمی شود و به زمین می خورد.
*زندگی نامه 2 :
شهید غلامرضا خورشیدی فرزند محمد‌حسن به سال 1325 در شهرستان فردوس چشم به جهان گشود. ایشان علاقه‌ی خاصی به خاندان عصمت و طهارت داشت و همراه پدرش در مراسم مذهبی و عزاداری شرکت می‌کرد. شهید در سال 1343موفق به اخذ مدرک دیپلم شد و در آزمون ورودی دانشکده‌ی افسری نیروی هوایی شرکت کرد و موفق شد دوره‌های مختلف تخصصی این نیرو را در ایران و آمریکا سپری کند. شهید خورشیدی در سن 25 سالگی ازدواج کرد که ثمره‌ی این ازدواج دو پسر و یک دختر می‌باشد. وی از پرکارترین پرسنل پرواز محسوب می‌شد و اکثر مواقع در محل کارش حضور داشت و آرزویی جز نجات کشور از دست بیگانگان نداشت. در دوران انقلاب با اینکه حضور در تظاهرات و راهپیمایی‌ها برای نظامیان ممنوع بود و مجازات سختی داشت، با تمام قوا در فعالیت‌های انقلابی شرکت می‌کرد. با شروع جنگ تحمیلی جزو اولین دسته‌ی پروازی بود که با ابلاغ مأموریتی هواپیمایش را مجهز کرد و به جانفشانی در راه وطن پرداخت. وی در انجام همه‌ی مأموریتها با عشق و علاقه عمل می‌کرد و در طول هشت سال دفاع مقدس در مأموریت‌های بسیاری شرکت داشت و موفق شد چندین فروند از هواپیماهای دشمن را سرنگون کند . از جمله فعالیت‌های ایشان می‌توان به استاد پرواز، شهردار منطقه‌ی هوایی اصفهان، مسئول تدارکات، پشتیبانی و عملیات پرواز 14 در بوشهر و انجام آخرین مرحله‌ی چک دستگاه‌های هواپیماهای در حالت پرواز اشاره کرد. این عقاب تیز پروار و قهرمان جنگ تحمیلی سرانجام در تاریخ 07/12/1370 در حین آموزش به تیزپروازان نیروی هوایی در منطقه‌ی هوایی اصفهان به دلیل نقص فنی جنگده‌اش به فیض شهادت نائل آمد. پیکر پاک ایشان در حرم مطهر امام رضا(ع) به خاک سپرده شد
==خاطرات :==
خاطره شهید خورشیدی در بحران‌ها و مشکلات برای رفع آنها اقدام می‌کرد و از سختی‌ها روی گردان نبود. سرهنگ باقری در خاطره‌ای می‌گوید در حادثه‌ی زلزله‌ی طبس، شهید خورشیدی از تهران به مشهد رفت و مدت یک ماه تمام، در آنجا به مردم یاری رساند . همچنین می‌گوید: در مدتی که در منطقه‌ی هوایی شهید بابایی اصفهان حضور داشت، فرمانده‌ی پایگاه تیمسار عطایی خیلی ایشان را دوست داشت. هر مشکلی که پیش می‌آمد، فوراً با او تماس می‌گرفت و می‌گفت: این مسئله را خودت هر طوری که صلاح می‌دانی انجام بده و شهید خورشیدی بلافاصله لباس می‌پوشید و در پی آن مشکل می‌رفت و تا کار را به سرانجام نمی‌رساند، خواب و خوراک نداشت. در مأموریت‌هایی که می‌رفتیم شهید سرلشگر بابایی، اول شهید خورشیدی را مأمور می‌کرد که به محل مأموریت برود و تمام مشکلات موجود را برطرف نماید و می‌گفت‌: من خیالم آسوده است که با وجود خورشیدی ما مشکلی نخواهیم داشت
۲٬۵۲۵
ویرایش