مادر! خداحافظ؛ میدانم داغ جوان خیلی سخت است؛ ولی شما صبر کنید که خداوند میفرماید:«انالله معالصابرین» به درستی که خداوند با صبرکنندگان است. از پدر و مادر میخواهم که از برادرانم برای جبهه رفتن جلوگیری نکنند و برادران گرامیام نگذارید اسلحة من بر زمین بیافتد و از خانوادة گرامیام میخواهم که هیچ ناراحت نباشید؛ چون که من از علی اکبر امام حسین – علیهالسلام- آن تازه داماد، بالاتر نیستم و از امت حزب الله میخواهم که از جوانهایشان برای رفتن به جبهه جلوگیری نکنند. اگر شماها میخواهید فردا{درمقابل}امام حسین-(علیهالسلام)و پیامبر و حضرت زهرا- سلامالله علیها- روسفید شوید، باید این جوانهای خود را به جبهههای حق علیه باطل بفرستید.
*این قسمت مخصوص قوم و خویشان
خدمت پدر و مادرم سلام عرض می کنم و از شما میخواهم که به این چند وصیت من جامه عمل بپوشانید و همچنین برادرانم و خواهرانم و همة قوم و خویشان؛
در مرحلة اول نماز و خدا را به هیچ وجه فراموش نکنید و از پدر و از خانوادهام میخواهم که این شهید شدن باعث نشود که شما نسبت به مردم فخر بورزید و از قوم و خویشان می خواهم که جوانهایشان را به جبهه بفرستند و از تو پدر میخواهم که حتماً زکات خود را پرداخت کنید باز هم پدر و مادر گرامی از شما می خواهم که از برادرانم برای جبهه رفتن جلوگیری نکنید پدر و مادر گرامی! شما خیلی برای من زحمت کشیدید؛ ولی من نتوانستم حق آن زحمتهای شما را ادا کنم از شما کوچکانه میخواهم که مرا ببخشید و مرا حلال کنید.