ویرایش‌ها

شهید جمشید ابراهیمی لواسانی

۰ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ مرداد ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۵۰
==زندگینامه==
شهيد جمشيد ابراهيمي لواساني، علاقه‌اي عجيبي شهید جمشید ابراهیمی لواسانی، علاقه‌ای عجیبی به انقلاب داشت با اين این که سني سنی نداشت مدت 3 سال در کميته کمیته انقلاب منطقه چهار فعاليت فعالیت داشت و با بسيج بسیج محل همکاري مي همکاری می کرد؛ او تا سخنان امام مدظله العالي العالی را از صدا و سيما شنيد تصميم سیما شنید تصمیم گرفت به جبهه‌هاي جبهه‌های حق عليه علیه باطل برود که پدرش به او مي گويدمی گوید: چون هنوز موقع سربازي سربازی تو نيست قدري نیست قدری صبر کن وليکن ولیکن او به خاطر علاقه‌اي علاقه‌ای که به انقلاب داشت با اين این که ده ماه به سن قانوني قانونی که به سربازي سربازی برسد داوطلبانه ثبت نام کرد و به سربازي سربازی رفت.سه ماه اول را در خرم آباد لرستان دوره آموزشي ديد آموزشی دید و از آنجا مستقيماً مستقیماً به مهران (خط مقدم) جبهه رفت و يک یک بار به مرخصي مرخصی آمد و مدت 15 روز مرخصي مرخصی را به نزد خويشان، آشنايان خویشان، آشنایان و دوستان خود رفت و با يک يک یک یک آنها خداحافظي خداحافظی کرد و عجيب اين عجیب این که گفته بود من به شهادت نائل خواهم شد و از اکثر مغازه داران محل حلاليت طلبيده حلالیت طلبیده بود و گفته بود كه من از اين این سفر بر نمي‌گردم نمی‌گردم و همان طور هم شد و او به شهادتت رسيدرسید.پدرش براي ديدن برای دیدن او به مهران رفته و پس از دو روز گشتن وي وی را پيدا مي پیدا می كند وقتي وقتی به فرمانده اش جهت درخواست ملاقات جمشيد جمشید مراجعه مي می کند، فرمانده به مند گفت: جمشيد جمشید سه روز است که به شهادت رسيده رسیده است و شربت شهادت را نوشيد؛ نوشید؛ من از ايشان ایشان خواستم تا جنازه پسرم را به من بدهند ايشان ایشان اول گفت: جنازه ي جمشيد، ی جمشید، در معراج شهداي ايلام شهدای ایلام است و من به ايلام ایلام رفتم هرچه گشتم در معراج نبود، مجدداً به صالح آباد برگشتم كه گفتند: جنازه او در زير زیر آتش مانده است و ما تا ده روز ديگر حمله‌اي خواهيم دیگر حمله‌ای خواهیم کرد و جنازه شهيد شهید را به شما تحويل خواهيم تحویل خواهیم داد.من که از پيکر پیکر پاک اين شهيد نااميد این شهید ناامید شدم به تهران آمدم و بالاخره مجلس يادبودي برايش گرفتيم یادبودی برایش گرفتیم تا اين این که دوستان و آشنايان آشنایان به ديدن دیدن ما آمدند و همه آنها مي‌گفتندمی‌گفتند: جمشيد جمشید به ما گفته بود که من شهيد مي‌شوم شهید می‌شوم و از شما خواهش مي‌کنم می‌کنم که به خانواده ام چيزي نگوييدچیزی نگویید.اگر بخواهم خصوصيات اين شهيد خصوصیات این شهید را بر روي روی کاغذ بياورم بسيار بیاورم بسیار است و بايد باید کتاب ها نوشت وليکن کاري ولیکن کاری که براي برای خداست احتياج احتیاج به طليقات طلیقات ندارد، به طور نمونه، يك یك شب در ساعت ساعت 10 و 11 شب، زني زنی با بچه به بغل درب مغازه براي برای انداختن شيشه شیشه مراجعه کرد (از اين این که مغازه ما با منزلمان يک یک جاست) جمشيد جمشید به اتفاق آن زن براي برای انداختن شيشه شیشه به منزل او مي‌رفت می‌رفت و من و مادرش وقتي وقتی به او مي‌گفتيم می‌گفتیم در اين این موقع شب چرا اين این کار را مي‌کني مي‌گفتمی‌کنی می‌گفت: مگر نه اين این که ما در جنگ تحميلي هستيم تحمیلی هستیم و کمبود برق را مي‌دانيم، اين می‌دانیم، این زن اگر احتياج احتیاج به يک شيشه یک شیشه نداشت در هواي برفي هوای برفی به درب مغازه نمي‌آمد نمی‌آمد و من براي رضاي خداي تعالي اين برای رضای خدای تعالی این کار را مي‌کنم، می‌کنم، در حالي حالی که شيشه بري شیشه بری تا ساعت 8 باز بود.نمونه ي ديگر اين ی دیگر این كه اين شهيد عزيز، این شهید عزیز، به حجاب خواهران خود خيلي تأكيد مي‌نمود خیلی تأكید می‌نمود و مي‌گفتمی‌گفت: حجاب خود را طوري طوری حفظ کنيد کنید که زينب‌وار شويم، زینب‌وار شویم، هر چند که شما خيلي خیلی مانده تا مثل زينب زینب (ع) شويد وليکن شوید ولیکن از امثال زينب زینب ها درس بياموزيد بیاموزید و مادرش مي‌فرمودمی‌فرمود: در بودن من خيلي گريه خیلی گریه و زاري نکنيد زاری نکنید که دشمن منتظر يک یک نقطه ضعف از شما خانواده‌هاي خانواده‌های معظم شهداست و اي ای مادر عزيز، عزیز، تو هم از زينب زینب و امثال آن بياموز بیاموز که در صحراي صحرای کربلا 72 تن از ياران یاران و برادرانش را هديه هدیه آوردند، تو هم اميدوارم امیدوارم مثل آنها باشي باشی ان شاء الله. و به تنها برادرش که 6 سال دارد مي‌فرمودمی‌فرمود: برادرم، تو طوري طوری باش که در نبودن من جاي جای من را پرکني پرکنی و هميشه يار همیشه یار و غمخوار امام عظيم عظیم شأن و پدر و مادرت باشي باشی که همه به تو افتخار ‌کنند و هميشه همیشه درس هايت هایت را خوب بخوان که مايه سرافرازي مایه سرافرازی انقلاب اسلامي اسلامی است که شما آينده‌سازان آینده‌سازان مملکت ما هستيدهستید.تنها خاطر‌ه‌اي خاطر‌ه‌ای که به جاي جای مانده در جبهه، که همسنگري هاي همسنگری های او بعد از شهادتش به اما اطلاع داده‌اند که گوياي آقاي قرائتي گویای آقای قرائتی چند روز قبل از شهادتش به منطقه رفته و با وي وی گفتگو كرده اند.
==وصیت نامه==
بسمه تعالى
وصيت وصیت نامه ي ی سرباز وظيفه، وظیفه، شهید جمشيد ابراهيمى جمشید ابراهیمى لواسانىبا سلام و سپاس بيكران بیكران بر رهبر كبير كبیر انقلاب اسلامى ايران، ایران، حضرت امام خمينى خمینى مدظله العالى و امت شهيدپرور؛شهیدپرور؛خانواده گرامى‌ام، پدر و مادر عزيزم، اميدوارم عزیزم، امیدوارم كه مرا به خاطر اين این چند سالى كه با شما بودم و شما زحمت هاى فراوانى برايم برایم متحمل شديد شدید و من هم قدر اين این زحمات شما را ندانستم مرا ببخشيد ببخشید و اگر به خواست خداوند متعال براى من اتفاقى افتاد، خواهشمندم كه براى من زياد گريه زیاد گریه و ناراحتى نكنيد زيرا نكنید زیرا صبر، بزرگترين بزرگترین كار نيك نیك در پيشگاه پیشگاه خداوند متعال است. خواهران عزيزم، عزیزم، از شما خواهش دارم كه در نبودن من نگذاريد نگذارید مادرم، به خصوص احساس تنهايى تنهایى كند. برادر عزيزم، عزیزم، مهدى جان، ديگر دیگر شما به سن بلوغ رسيده‌ايد رسیده‌اید و در نبودن من بايد يار باید یار و همدم پدر و مادر خود باشى و رفتار و كردارت طورى باشد كه همه به تو افتخار كنند. خواهشمندم اگر مي می شود و براى شما زحمتى نيست نیست مزار من در لواسان باشد و يا یا هر جايى جایى كه صلاح مي دانيد؛ می دانید؛ براى آن كه روح من شاد و آرام باشد هر جمعه بر سر مزار من بياييد بیایید و من دوست دارم مراسمم ساده برگزار بشود؛ با درود بر روح و روان شهيدان شهیدان راه حق بر عليه علیه باطل و اسلام، و پيروزي پیروزی رزمندگان اسلام و طول عمر حضرت امام را از پيشگاه پیشگاه خداوند متعال خواستارم. و من الله التوفيقالتوفیق
والسلام على من التبع الهداء
محل امضاء سرباز وظيفه، جمشيد ابراهيمى وظیفه، جمشید ابراهیمى لواسانى به تاريخ، تاریخ، 1365/05/25
منبع: سایت شهدای ارتش
۱۶۸
ویرایش