==خاطرات==
===همسر شهید:===
وقتی شهید از سر کار برمی گشت با اخلاق خوب و گشاده رویی در خانه را باز می کرد، مهربان بود مثل یک گل شکوفا و خندان. از خانواده و زندگی راضی و خوشحال بود، وقتی به جبهه می رفت به او می گفتم: کی بر می گردی؟ می گفت: رفتنم با خودم است آمدنم با خداست، اگر برنگشتم شما را به خدا می سپارم، اگر اتفاقی برای من افتاد شما مواظب بچه ها باش و از آنها به خوبی مواظبت کن که ادامه دهنده راه من باشند.منبع <ref>[http:///http://navideshahed.com سایت نوید شاهد]</ref>==پانویس==<references/>