==زندگینامه==
برای انسان های خالص و با ایمان و در خط انقلاب احترام فوقالعادهای قائل بود و در مقابل منافقین ایستادگی میكرد. از همان دوران كودكی به خواندن نماز رغبت نشان میداد و در مجالس مذهبی شركت مینمود. در روزهای قبل از انقلاب در مراسم راهپیمایی ها و پخش اعلامیههای حضرت امام نقش مهمی داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی از اعضای تشكیل دهنده ی پایگاه مقاومت حبیب بن مظاهر بود. در سال 1363 با علاقهای كه به اسلام و قرآن داشت به پیروی از شهدا به استخدام ارتش جمهوری اسلامی ایران در آمد. این شهید گرامی در [[عملیات والفجر 9]] به عنوان فرمانده گروهان 101 تیپ 55 هوابرد شركت نمود و پس از مقابله با دشمن تجاوزگر در تاریخ 1365/01/03 به درجه رفیع شهادت نائل گردید. ���
==خاطرات==
===* خاطره از زبان مادر شهید:===
بهمن ماه سال 1378 بود سال ها از شهادت پسرم می گذشت و ما هنوز پیکر مطهرش را ندیده بودیم و هر لحظه منتظر آمدنش بودیم تا این که یک شب او را در خواب دیدم. لباسی که به جبهه رفته بود به تن داشت محاسنش بلند و مشکی بود. تا مرا دید زود خود را به من رساند. او را در آغوش گرفتم گفتم: پسرم کجا بودی؟ چرا سراغی از مادرت نمی گیری؟ پیشانیم را بوسید و گفت: مادر! من همیشه به یادت هستم الان هم آمده ام تا تو را با خود به [[مشهد]] ببرم به زیارت آقا امام رضا (علیه السلام). در حالی که دستم در دستش بود به مشهد رفتیم و حرم امام رضا (علیه السلام) را در عالم خواب زیارت کردیم.�� چند روزی از خوابی که دیده بودم نمی گذشت تا این که پیکر فرزندم توسط گروه تفحص پیدا شد. هنگامی که پیکر شهدا را از روستاها و شهرها عبور می دادند پیکر فرزند من هم با آن شهدا بود و از روستای ما عبور کرد. در همان روز من با مسئولین اعزام پیکر فرزندم و شهیدان عزیز دیگر به سوی مشهد برای زیارت امام رضا (علیه السلام) حرکت کردیم و خواب من به حقیقت پیوست و شهیدم مرا به مشهد برد.
�
چند روزی از خوابی که دیده بودم نمی گذشت تا این که پیکر فرزندم توسط گروه تفحص پیدا شد. هنگامی که پیکر شهدا را از روستاها و شهرها عبور می دادند پیکر فرزند من هم با آن شهدا بود و از روستای ما عبور کرد. در همان روز من با مسئولین اعزام پیکر فرزندم و شهیدان عزیز دیگر به سوی مشهد برای زیارت امام رضا (علیه السلام) حرکت کردیم و خواب من به حقیقت پیوست و شهیدم مرا به مشهد برد.�
�
�
منبع:سایت نویدشاهد