در سال 1359 جنگ تحميلي شروع می شود، و ابوالفضل به خدمت مقدس سربازی می رود، پس از دوره ي آموزشي در 05 کرمان، شهید عزیز عازم جبهه های جنوب شده و در جزیره مجنون به عنوان غواص مشغول خدمت می شود و یک بار به خانه می آید، پس از بازگشت در حین انجام عملیات و پهلو گرفتن قایق کنار آب، بر اثر اصابت خمپاره پرتاب شده و تمام بدنش تکه پاره می شود و به شهادت می رسد.
عمه ابوالفضل که خیلی به او وابسته شده بود در کمتر از یک سال پس از شهادت ابوالفضل از داغش دق كرده و فوت می کند. پدر شهید هم در قید حیات نمی باشد و مادر شهید تنها و بی کس در خانه ای اجاره ای به زندگی خود با یاد شهید عزیز و مهربانش ادامه می دهد.
شهيد ابوالفضل بصارتي، اهل نماز و روزه بود، بسیار به مادرش مهر می ورزید، به پدر که بضاعت کافی نداشت کمک می کرد و با وجود آن که درس می خواند کار هم می کرد تا سر بار خانواده نباشد، همیشه به مادر و دوستان و خانواده هاي آنان کمک و رسيدگي می كرد و خیلی دلسوز، مهربان و مؤدب بود، اخلاق خوبی داشت و هیچ کس از او رنجشی نداشت.