ویرایش‌ها

شهید علی قربان زاده قمصری

۸ بایت اضافه‌شده، ‏۱ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۳۸
تاريخ و محل شهادت: 28 / 12 / 1364 فاو
عمليات: والفجر 8
==زندگی نامه ==
علي در تاريخ 28 / 12 / 1340 به دنيا آمد. او دومين فرزند خانواده اي ساكن حوالي خيابان قزوين تهران بود؛ خانواد هاي متوسط از نظر مالي . بعد از گذراندن دوران كودكي وارد دبستان شد. در دبستان، يا شاگرد ممتاز بود يا شاگرد اول. در راهنمايي هم همي نطور؛ با اينكه هيچ كمكي در خانه نداشت . نمرة انضباط او هميشه 20 بود. بعد وارد «دبيرستان رهنما » در ميدان منيريه شد و در رشتة رياضي به تحصيل پرداخت. احتمالاً در دبيرستان بود كه با عقايد مختلف اعم از چپ و راست و اسلامي آشنا شد و چون روح حق جويي داشت به سمت اسلام گرايش پيدا كرد، تا اينكه در سال سوم دبيرستان با انقلاب آشنا شد؛ انقلابي كه ابتدا در درون او شكل گرفته بود و بعد در بيرون. در آن يكي دو سال اول پس از پيروزي انقلاب، به طور پيوسته در فعاليت هاي فرهنگي مسجد محل شركت داشت .
در خرداد 1359 با معدل 16 ديپلم گرفت. در پاييز 1359 هم زمان با شروع جنگ تحميلي به جبهه هاي غرب رفت و بعدا ز مدتي بازگشت و در كميتة انقلاب اسلامي مشغول خدمت شد .
در اواخر اسفند سال 1363 به جبهه جنوب اعزام شد و تعطيلات عيد را آنجا بود . وقتي كه آمد، خيلي ضعيف شده بود. بعدها فهميديم كه شيميايي شده، ولي بهمان گفته بود. در پي عمليات والفجر 8 باز هم مانند سال گذشته به جبهة جنوب اعزام شد . يكشنبه 25 اسفند 1364 شب هنگام از دانشگاه به خانه آمد و از مادرش رضايت گرفت و غسل كرد و خوابيد. صبح روز بعد به همراه ديگر همرزمانش با قطار به اهواز و سپس به خرمشهر اعزام و روز بعد در اردوگاه كوثر مستقر شدند. در اردوگاه تقسيم كار شد و او مسؤوليت بيان احكام براي دستة خود را به عهده گرفت. صبح چهارشنبه 28 اسفند حدود ساعت 5/ 8 بود كه قرار ملاقات فرا رسيد. اردوگاه در پي لو رفتن به وسيلة منافقان، به وسيلة هواپيماهاي عراقي بمباران شد وا و در حالي كه سنگر گرفته بود، از ناحية سر مورد اصابت تركش يكي از راكت ها قرار گرفت و به آرزويش رسيد.
==وصيت نامة==
شهادت مي دهم به وحدانيت خداوند و شهادت مي دهم به رسالت محمدبن عبدالله (ص) و شهادت مي دهم به ولايت علي بن ابي طالب(ع) و يازده اولاد پاكش و شهادت مي دهم كه امام خميني(ره) بر حق مي باشد و در غياب امام زمان(عج) او معرفي كنندة اصلي اسلام است و اطاعت از او به عنوان ولي فقيه واجب مي باشد . انسان ها روزي به دنيا مي آيند و روزي نيز بايد از دنيا بروند و اين سرنوشتي است كه براي همه مقرر است و فقط اعمال است كه براي انسان در دنيا و آخرت كارساز است و فقط آن اعمالي محسوب مي شوند و ناجي انسانند كه فقط و فقط براي خدا انجام شود .
دل بستن به اين دنيا غفلت است و اين دلبستگي به هر شكلي متجلي مي شود. يا از طريق مال دنيا و مقام دنيا يا از طريق فرزند يا از طرق ديگر. حال كه دلبستگي به اين دنيا باطل است، پس چه بايد كرد؟ آيا بيهوده آفريده شده ايم جواب آن است كه خير، ما آفريده نشده ايم كه فقط غذايي بخوريم و كاري بكنيم واز نعم دنيوي برخوردار شويم و بعد از دنيا برويم، بلكه آفريده شده ايم تا خليفة خدا روي زمين گرديم و از نعمت هاي الهي در حد مجاز آن بهره بجوييم. حال اين طريق، يك قانون هدايت كننده و شاخص هدايت مي خواهد و آن را هيچ كسي بهتر از خداوند عالم بر جهان، نمي تواند به طور كامل ارايه دهد و آن قانون كامل، چيزي به جز اسلام نيست و پيامبر و جانشينان او (ع ) شاخص اسلام مي باشند و در غياب آنان روحانيت متعهد به اسلام است كه هادي مردم و معرف اسلام مي باشد و اين است زندگي هدفدار؛ زندگي اي كه هيچ چيز جز رضايت الله رعايت نشود. در اين زندگي هدفدار بايد تمام موارد مقتضي هدف را رعايت كرد و در اين راه بايد همه چيز را فداي هدف كرد.
۲٬۵۲۵
ویرایش