[[شهید اصغر شمس اسفندآبادی]]تاریخ تولد :[[1340/04/13]]تاریخ شهادت : [[1361/01/06]]
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :[[تهران ]] - [[بهشت زهرا]]
قسمتى از وصيت نامه
من به آن سن و مقامى نيستم كه شماها را نصحيت كنم ولى به اين انقلاب و امام، مؤمن و معتقد باشيد، وقتى كسى حرفى مى زند چون ما آگاهى نداريم رأى ما را مى زند و ما را مخالف رأى خودمان مىكند. اگر امروز مى بينيم اشكالاتى در پياده كردن بعضى از برنامه هاى اسلامى هست اين به خاطر اين است كه زمينه كار از دوران طاغوت خراب است، اما فعلا انقلاب كرده ايم تا بخواهيم به آن حكومت اسلامى به معناى واقعى برسيم 40 يا 50 سال وقت لازم است و در طى اين ساليان براى اين كه ما را از اين هدف مقدس منصرف كنند به جنگ، [[ترور ]] و [[تحريم اقتصادى ]] و... متوسل مىشوند، ولى ما راه خود را انتخاب كردهايم و هرگز باز نمى ايستيم، مرگ من که [[سرباز ]] وطن و مكتبم، يك هديه براى مادرم است، بودن يا نبودن من بحث نيست، بحث اين است كه مرگ من چه تأثيرى در زندگى ديگران دارد.
یادداشت
بسم الله الرحمن الرحيم
اسم خيلى ها را يادم رفته هر كدام سراغ مرا گرفتند بگوييد اصغر سلام رسانده و حلاليت خواسته؛
يك خواهش ديگر از شما دارم و اميد دارم كه قبول كنيد و اين تقاضا را از برادرانم دارم كه حتما نمازهاى قضاى مرا تمام و كمال يكى از برادرانم به جا آورد. من كه چيزى ندارم بدهم ولى اميدوارم كه خداوند پاداش آنها را بدهد، ممنون و متشكر هستم.
سلام من را به وسيله نامه به [[امام خمينى ]] رهبر كبير انقلاب برسانيد.
خدانگهدارتان
و السلام عليكم ورحمة الله و بركاته