پدر شما كه هيچ وقت اشتباهات مرا به روى من نياوردى و مادر تو كه هميشه اذيت و آزار مرا به جان و دل خريدى، اميدوارم اين بار هم براى آخرين بار اين خواهش مرا بپذيريد و مرا ببخشيد و در آخر از شما تشكر مي كنم، پدر و مادر عزيزم كه مرا چنان بزرگ كرديد. كه لياقت كشته شدن در راه مكتب و مملكت خودم را به دست آوردم و اين موهبت نصيب من شد. حسين آقا برادر بزرگم، اميدوارم كه هميشه خوش و سالم باشى و هر كارى مي كنى در آن موفق باشى و تا حالا كه اين قدر تو را اذيت كردم ببخشى و بدين وسيله از شما هم خداحافظى مي كنم.
احمد آقا، شما هم همين طور، اميدوارم به هر كارى كه دست مىزنى پيشرفت كنى و موفق باشى و اشتباهات من را به گذشت و بزرگى خودت ببخشى.
برادر عزيز ديگرم محمد، مى دانم كه تو علاقه زيادى به درس خواندن دارى، اميدوارم در درس و همچنين بعد از آن و در كليه مراحل زندگى موفق باشى و خطاهاى مرا به دوستى خودت عفو كنى.
فاطمه خواهر عزيزم، تا حالا تو را زياد اذيت كردم و به تو زياد زور گفتم از تو طلب بخشش مي كنم و اميدوارم كه هميشه خوشبخت و موفق باشى و بدين وسيله با شما خداحافظى مي كنم.
من هر چه فكر مي كنم كه خاطرهاى كه با شما داشتهام بنويسم به غير از اين كه چقدر شما را عذاب دادم چيزى به خاطرم نمىآيد. ولى بهترين خاطراتم يكى اين است كه وقتى با بابا سر كار مى رفتم و وقتي با همه شما بودم بهترين روزهاى زندگى من بوده است. از تمام همسايه ها، فاميل و آشنا از طرف من حلاليت بخواهيد مثل استاد نصرت و سكينه خانم و حسن آقا و زن عمو و مصيب خان و دختر ... و همه همسايگان بچههاشون حلاليت بخواهيد. اميدوارم همه فاميل و اهل محل، عمو و بچه هاى عمو .... و خاله مرا حلال كنند.