مادر بزگوار شهید در خاطره ای از او می گوید:
« در ایام محرم و صفر در خانه هیأت داشتیم، او علاقه شدیدی به حضرت اباعبداله (ع) داشت و در مراسم عزاداری آن حضرت و در سینه زنی ها به قدری سینه زنی می کرد که سینه و کف دستهایش سرخ می شد، وقتی به او می گفتیم، محسن جان امام حسین (ع) راضی نیست که تو این قدر سینه بزنی، می گفت:« اگر برای آن حضرت سرو جان هم بدهی باز هم کم است.» وقتی دچار مجروحیت و سوختگی شیمیایی شد همه بدن او مجروح و سوخته بود غیر از سینه و کف دستهایش»
شهید محسن علی رضایی با دلی مشتاق به دیدار برادرش « سعید» و همرزمان شهیدش، به ملکوت اعلی پیوست اما نام پر افتخارش در کنار نام سنگرسازان بی سنگر جهاد سازندگی ماندگار شد و راه او الهام بخش رهیافتگانی خواهد بود که آرزویی جز وصال حق نخواهند داشت.<ref>سایت نوید شاهد</ref>
منبع:سایت نویدشاهد ==پانویس== <references />