ویرایش‌ها

شهید ناصر احمد وند

۵۲ بایت اضافه‌شده، ‏۲۰ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۳
 
==زندگینامه==
سرباز شهید ناصر احمدوند، در تاریخ، 1342/01/09 در خانواده ای مذهبی و در محل کارگر نشین خیابان علی بن ابیطالب (ع) تولد یافت، بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی، ضرورت کمک به معاش خانواده فرصت ادامه تحصیل را از وی سلب نمود، وی به جای این که فرصتی برای ساختن آینده اش بیابد اندیشه تامین زندگی خانوادگیش او را به سمت شغل مقدس کارگری سوق داد، از همان ابتدا که توان و نیروی کار را در وجودش احساس نمود همانند شمعی سوخت و با ثمره زحماتش در کمک به هزینه زندگی خانوادگیش روشنی بخش محفل آنان شد.
 
 
 
در طول بیست و یک ماه رزمش در کنار رزمندگان اسلام در جبهه های نبرد، به قدری به ایمان و آگاهیش افزوده گشت که تنها در پویندگان راه حق یافت می شود و آتش اعتقاداتش نسبت به اسلام و انقلاب قوي گشته بود، پیوسته سعی می نمود حتی دوران مرخصی را در جبهه ها سپری نماید، این دنیا را فانی می پنداشت و در نظرش بي ارزش و کوچک بود، کوچکترین توجهی به ظواهر فریبنده دنیوی نداشت، طبق اظهار هم رزمانش در آخرین لحظه ای که به سوی معبودش شتافته گفته متعلقات مرا به کسی بدهید که همانند خودم مستضعف و کارگر باشد، همین جمله آخر نشان گر این امر است که چقدر به مستضعفین علاقمند و نسبت به طاغوتیان تنفر داشته است.
شهید ناصر احمدوند پیوسته در طول بیست و یک ماه رزمش در کنار رزمندگان اسلام در جبهه های نبرد، به قدری به ایمان و آگاهیش افزوده گشت که تنها در پویندگان راه حق یافت می شود و آتش اعتقاداتش نسبت به اسلام و انقلاب قوي گشته بود، پیوسته سعی نامه هایش تاکید می نمود حتی دوران مرخصی را در جبهه ها سپری نماید، امام این دنیا امید مستضعفان جهان را فانی می پنداشت دعا کنید و سرانجام در نظرش بي ارزش و کوچک بود، کوچکترین توجهی به ظواهر فریبنده دنیوی نداشت، طبق اظهار هم رزمانش تاریخ، 1363/01/11 در آخرین جبهه پنجوین، ساعت 8 بعد از ظهر، لحظه ای که به سوی معبودش شتافته گفته متعلقات مرا به کسی بدهید که همانند خودم مستضعف روشنایی روز می رفت تا شب سیاهی خود را بگستراند ضمن درگیری با خفاشان کوردل بعثی در خون خود غوطه ور می شود و کارگر باشد، همین جمله آخر نشان گر این امر است که چقدر به مستضعفین علاقمند و نسبت به طاغوتیان تنفر داشته است. دعوت حق لبیک می گوید <ref>سایت شهدای ارتش</ref>
==پانویس==
شهید ناصر احمدوند پیوسته در نامه هایش تاکید می نمود امام این امید مستضعفان جهان را دعا کنید و سرانجام در تاریخ، 1363/01/11 در جبهه پنجوین، ساعت 8 بعد از ظهر، لحظه ای که روشنایی روز می رفت تا شب سیاهی خود را بگستراند ضمن درگیری با خفاشان کوردل بعثی در خون خود غوطه ور می شود و به دعوت حق لبیک می گوید
<references />
منبع: سایت شهدای ارتش
== رده‌ها ==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:ناصر_احمدوند}}
۲٬۹۹۷
ویرایش