سپس در تاریخ، 17/12/ 1363، در ساعت 15:15 با بمبباران رژیم عراق، به شهادت رسید و پدر و مادر را با خاطرات خوب تنها گذاشت و به لقاء الله پیوست. این فقط خلاصهای از زندگی مهرداد، جوان 18 ساله ی مظلوم و بی گناه، عزیز و مهربانم بود؛ ولی من هنوز او را در کنارم حس میکنم و مطمئنم که او مرا تنها نگذاشته و در زندگی ما اثر میگذارد و به ما کمک میکند، مهرداد همیشه در گفتارش ذکر میکرد که یک نفر میتواند فدای همه شود ولی همه نمیتوانند فدای یک نفر شوند، تکه کلام او همیشه همین بود و من را که مادرش بودم، همیشه نصیحت می نمود و گذشت را پیشه می کرد، مهرداد جوانی با ایمان و با خدا و راستگو بود و جانش را فدای این مملکت و این آب و خاک کرد، در زندگی توقعی از کسی نداشت و هر کاری را فقط برای رضای خدا انجام میداد.
من در زندگی رنج های بسیاری کشیدهام و او به من میگفت: اگر خداوند عمری برایم باقی بگذارد و از دست گلولههای آتش دشمن نجات پیدا کنم و زنده ماندم یک اتاق اجاره میکنم و تو را با خود به آنجا میبرم، اما او رفت و تمام آرزوهایش را با خود به زیر خاک برد و من را با آرزوهایش تنها گذاشت.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/ سایت شهدای ارتش] </ref>
==پانویس==
<references/>