شهید سالار اکبری: تفاوت بین نسخهها
Beiranvand97 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۴۳: | سطر ۴۳: | ||
بسم الله الرحمن الرحیم | بسم الله الرحمن الرحیم | ||
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون. | و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون. | ||
| − | با سلام و درود بر حضرت مهدی موعود منجی عالم (عج) کسی که جهان مسلمین در انتظار او هستند و با سلام و درود بر نایب بر حقش امام خمینی کسی که باعث شد من و تمامی رزمندگان که در جبهه حق علیه باطل می جنگند و از لاک خود بیرون بیایند و با توان و قدرتشان از خاک و وطنشان و از اسلام دفاع کنند و شما جوانان قدرتمند اسلام هستید که نمی گذارید وجبی از خاک خودتان را از دست بدهید و من کوچک هستم که بتوانم با شما درباره انقلاب اسلامی صحبت کنم ولی لایق می دانم که کمی با شما صحبت کنم شما برادران مبارز می دانید که هر وجب از سرزمین ما با یک خون یک شهید گرفته شده است و شما هم باید راه شهیدان را در پیش بگیرید و نگذارید این اجنویان شیطان صفتان به خاک وطن شهید پرور نزدیک شوند تا آخرین قطره خون که در بدن است از دین و خاک و نوامیستان دفاع کنید و امام را تنها نگذارید در هر جا که هستید طرف دار ولایت فقیه باشید ولایت فقیه یعنی عادل درست کار همچون امام که بناگر و تربیت شده مکتب علی علیه السلام است و دست پرورده اهل بین است و کشوری که سر کارش با قرآن است هیچ گاه شکست نمی خورد و هر لحظه پیروز است و گول این کوردلان را نخورید به قول امام اینها هیچ غلطی نمی تواند بکنند و شما خواهران عزیز که پیام شهیدان به شما است که چنین گفته شده است ای خواهر به شما از فاطمه این گونه خطاب است ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است. بهترین زینت این گونه حجاب است هر جا که هستید حجاب خودتان را به جان زهرا نگهدارید خواهران زینب وار باشید مگر سکینه نبود که با حجاب خود دشمن شکن بود شما هم مثل آنها باشید شما می دانید که در آن زمان امام حسین جنگ با کفر بود چه کسی در جنگ با حسین بود آری یزید بود ولی این زمان هم مانند امام حسین علیه السلام است هیچ فرقی ندارد آیا خون شما از علی اکبر قاسم تازه داماد،اصغر شیرخوار و شهیدان صدر انقلاب رنگین تر است مگر شما چه فرقی با آنها دارید آیا فرقی بین شما هست خیر ما به خاطر اسلام می جنگیم و شما برادران نباید لحظه ای غافل بمانید و چون حسین ابن علی علیه السلام نیست ولی شاگرد تربیت شده مکتب حسین ابن علی علیه السلام فرزند او است. برادران و خواهران شما گول این کوردلان را نخورید به خدا پیروز هر لحظه نزدیک است و به قول امام آمریکا و شیطان صفتان هیچ غلطی نمی توانند بکنند دیگر با شما برادران خداحافظی می کنم. و از اول پرونده خودم شروع می کنم و من از اوایل کوچکی در خانه فقیرانه ای بزرگ شده ام تا این که کم کم توانستم به کاری مشغول شوم و تا آنجا که توانستم درس خود را ادامه دادم و بعد دیدم که امکانات خیلی کم است و نمی توانم درس را ادامه بدهم و بعد از درس مشغول به کار شدم با در آمد خیلی کم ساختیم و با نان روزی حلال زندگی را ادامه می دادیم و حال هم همین طور است که گفته شده است و شما برادران می دانید که گفته من چنین است و موقعی که انقلاب شد سهم خود را ادا کردیم و موقعی که جنگ تحمیلی پیش آمد من همراه با برادران بسیجی مدت کمی در جبهه بودم و حال که با سربازان در جبهه ها با یاری برادران می جنگیم و نمی گذاریم این متجاوز بعثی وجبی از خاک ما را تصرف کنند و اگر لایق آن باشم که به درجه شهادت رسیدم شما برادران تا قطره خون خودتان را در راه اسلام بریزید و نگذارید زحمات شهیدان از دست برود و نگذارید امام تنها بماند. دارم کمی گفتگو با مادر مهربانم و برادرانم و خواهرانم و داماد هایم من خیلی کوچکتر از آن هستم که بتوانم با شما در گفتگو با هم باشیم ولی هر چه فکر می کنم می بینم لازم است و من افتخار می کنم که چنین برادرانی و مادری و خواهرانی دارم و از تو ای مادر مهربان آفرین بر تو که این قدر زحمت کشیدی تو پای من و آفرین بر تو که فرزندت را فدا کردی در راه اسلام و من خیلی کوچکتر از آن هستم که از شأن تو ای مادر بگویم خوب مادر تو را خدا قسم می دهم که بعد از من هیچ غمی را به خود راه ندهی مادر صبر الهی داشته باش صبور باش خوشحال که تو مرا با حسین علیه السلام معامله کردی. شب های جمعه برای تسکین؟؟؟. بنشینی دمی بر تربتم ای با وفا مادر؟ کردی فدا فرزند خود را در راه داور مادر؟ من پیرو راه حسین علیه السلام من با رهبر بیدار دل پیمان خون بستم؟ بشنو از دل که من اسرار پنهانی بدل دارم؟ ای کشته در خاک خون شناور لبیک مولا حسین جان؟ و شما برادران مهربانم از جمله نادر و حاصل شما می دانید که زندگی برادرتان چطور بود حال هم شما نباید هیچ گونه ناراحت باشید شما هم راه برادرت را انجام دهید که این یاوه گویان بدانند که این انقلاب اسلامی بر سر مستکبران است وصیت من به شما این است شما به جای اشک در چشمانتان خنده و لبانتان باشد به جای غم شادی کنید به جای مشکی سفید بپوشید و خوشحال باشید که برادرتان را در راه اسلام دادید و افتخار کنید و وصیت دوم این است: که مرا اگر لایق باشم پهلوی پدرم به خاک بسپارید مرا از پدرم دور نکنید و از شما خواهرانم از جمله معصومه و خواهر کوچکم شهدخت و اگر لایق باشم کنی با شما صحبت کنم و شما می دانید شما تنها نیستید که بلکه چندین خانواده هستند که فرزند یا برادر یا پدر را در راه اسلام دادند و می خواهم بگویم که مانند دیگران صبور باشید صبر الهی داشته باشید و از خواهر کوچکم می خواهم که مرا حلال کند و ببخشد می دانم چقدر دل نازک هستید و شما زینب وار باشید و صبر الهی داشته باشید به جای اشک بر چشمانتان خنده بر لبانتان باشد به جای غم شادی کنید و از شما برادرانم و مادر مهربانم می خواهم که مرا حلال کنید گذشته ها را فراموش کنید و شما که صاحب این نعمت بزرگ هستید پس در غیاب من به هیچ وجه ناراحت نباشید و از مادرم بخواهید که شیر پاکی که به دهان من گذاشته است حلال کند. و از شما دامادهایم می خواهم که مانند برادرانم شما که عزای خانواده من هستید می خواهم که در شادی زندگی خود را بگذرانید و هیچ گونه ناراحتی را به خود راه ندهید و از شما می خواهم که مرا حلال کنید بخصوص ابراهیم که مانند یک پدر مرا نصیحت می کرد ابراهیم همان طور که مرا نصیحت می کردی و خانواده را نصیحت می کردی و خانواده را نصبحت بکنی و بگو خوشحال باشید که در راه اسلام رفته است در راه خدا رفته است از شما می خواهم که مرا حلال کنید و هر کس که مرا می شناسد مرا حلال کند. وصیت بر شما خانواده هایم که مرا پهلوی پدرم خاک کنید از پدرم دور نباشم. | + | با سلام و درود بر حضرت مهدی موعود منجی عالم (عج) کسی که جهان مسلمین در انتظار او هستند و با سلام و درود بر نایب بر حقش امام خمینی کسی که باعث شد من و تمامی رزمندگان که در جبهه حق علیه باطل می جنگند و از لاک خود بیرون بیایند و با توان و قدرتشان از خاک و وطنشان و از اسلام دفاع کنند و شما جوانان قدرتمند اسلام هستید که نمی گذارید وجبی از خاک خودتان را از دست بدهید و من کوچک هستم که بتوانم با شما درباره انقلاب اسلامی صحبت کنم ولی لایق می دانم که کمی با شما صحبت کنم شما برادران مبارز می دانید که هر وجب از سرزمین ما با یک خون یک شهید گرفته شده است و شما هم باید راه شهیدان را در پیش بگیرید و نگذارید این اجنویان شیطان صفتان به خاک وطن شهید پرور نزدیک شوند تا آخرین قطره خون که در بدن است از دین و خاک و نوامیستان دفاع کنید و امام را تنها نگذارید در هر جا که هستید طرف دار ولایت فقیه باشید ولایت فقیه یعنی عادل درست کار همچون امام که بناگر و تربیت شده مکتب علی علیه السلام است و دست پرورده اهل بین است و کشوری که سر کارش با قرآن است هیچ گاه شکست نمی خورد و هر لحظه پیروز است و گول این کوردلان را نخورید به قول امام اینها هیچ غلطی نمی تواند بکنند و شما خواهران عزیز که پیام شهیدان به شما است که چنین گفته شده است ای خواهر به شما از فاطمه این گونه خطاب است ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است. بهترین زینت این گونه حجاب است هر جا که هستید حجاب خودتان را به جان زهرا نگهدارید خواهران زینب وار باشید مگر سکینه نبود که با حجاب خود دشمن شکن بود شما هم مثل آنها باشید شما می دانید که در آن زمان امام حسین جنگ با کفر بود چه کسی در جنگ با حسین بود آری یزید بود ولی این زمان هم مانند امام حسین علیه السلام است هیچ فرقی ندارد آیا خون شما از علی اکبر قاسم تازه داماد،اصغر شیرخوار و شهیدان صدر انقلاب رنگین تر است مگر شما چه فرقی با آنها دارید آیا فرقی بین شما هست خیر ما به خاطر اسلام می جنگیم و شما برادران نباید لحظه ای غافل بمانید و چون حسین ابن علی علیه السلام نیست ولی شاگرد تربیت شده مکتب حسین ابن علی علیه السلام فرزند او است. برادران و خواهران شما گول این کوردلان را نخورید به خدا پیروز هر لحظه نزدیک است و به قول امام آمریکا و شیطان صفتان هیچ غلطی نمی توانند بکنند دیگر با شما برادران خداحافظی می کنم. و از اول پرونده خودم شروع می کنم و من از اوایل کوچکی در خانه فقیرانه ای بزرگ شده ام تا این که کم کم توانستم به کاری مشغول شوم و تا آنجا که توانستم درس خود را ادامه دادم و بعد دیدم که امکانات خیلی کم است و نمی توانم درس را ادامه بدهم و بعد از درس مشغول به کار شدم با در آمد خیلی کم ساختیم و با نان روزی حلال زندگی را ادامه می دادیم و حال هم همین طور است که گفته شده است و شما برادران می دانید که گفته من چنین است و موقعی که انقلاب شد سهم خود را ادا کردیم و موقعی که جنگ تحمیلی پیش آمد من همراه با برادران بسیجی مدت کمی در جبهه بودم و حال که با سربازان در جبهه ها با یاری برادران می جنگیم و نمی گذاریم این متجاوز بعثی وجبی از خاک ما را تصرف کنند و اگر لایق آن باشم که به درجه شهادت رسیدم شما برادران تا قطره خون خودتان را در راه اسلام بریزید و نگذارید زحمات شهیدان از دست برود و نگذارید امام تنها بماند. دارم کمی گفتگو با مادر مهربانم و برادرانم و خواهرانم و داماد هایم من خیلی کوچکتر از آن هستم که بتوانم با شما در گفتگو با هم باشیم ولی هر چه فکر می کنم می بینم لازم است و من افتخار می کنم که چنین برادرانی و مادری و خواهرانی دارم و از تو ای مادر مهربان آفرین بر تو که این قدر زحمت کشیدی تو پای من و آفرین بر تو که فرزندت را فدا کردی در راه اسلام و من خیلی کوچکتر از آن هستم که از شأن تو ای مادر بگویم خوب مادر تو را خدا قسم می دهم که بعد از من هیچ غمی را به خود راه ندهی مادر صبر الهی داشته باش صبور باش خوشحال که تو مرا با حسین علیه السلام معامله کردی. شب های جمعه برای تسکین؟؟؟. بنشینی دمی بر تربتم ای با وفا مادر؟ کردی فدا فرزند خود را در راه داور مادر؟ من پیرو راه حسین علیه السلام من با رهبر بیدار دل پیمان خون بستم؟ بشنو از دل که من اسرار پنهانی بدل دارم؟ ای کشته در خاک خون شناور لبیک مولا حسین جان؟ و شما برادران مهربانم از جمله نادر و حاصل شما می دانید که زندگی برادرتان چطور بود حال هم شما نباید هیچ گونه ناراحت باشید شما هم راه برادرت را انجام دهید که این یاوه گویان بدانند که این انقلاب اسلامی بر سر مستکبران است وصیت من به شما این است شما به جای اشک در چشمانتان خنده و لبانتان باشد به جای غم شادی کنید به جای مشکی سفید بپوشید و خوشحال باشید که برادرتان را در راه اسلام دادید و افتخار کنید و وصیت دوم این است: که مرا اگر لایق باشم پهلوی پدرم به خاک بسپارید مرا از پدرم دور نکنید و از شما خواهرانم از جمله معصومه و خواهر کوچکم شهدخت و اگر لایق باشم کنی با شما صحبت کنم و شما می دانید شما تنها نیستید که بلکه چندین خانواده هستند که فرزند یا برادر یا پدر را در راه اسلام دادند و می خواهم بگویم که مانند دیگران صبور باشید صبر الهی داشته باشید و از خواهر کوچکم می خواهم که مرا حلال کند و ببخشد می دانم چقدر دل نازک هستید و شما زینب وار باشید و صبر الهی داشته باشید به جای اشک بر چشمانتان خنده بر لبانتان باشد به جای غم شادی کنید و از شما برادرانم و مادر مهربانم می خواهم که مرا حلال کنید گذشته ها را فراموش کنید و شما که صاحب این نعمت بزرگ هستید پس در غیاب من به هیچ وجه ناراحت نباشید و از مادرم بخواهید که شیر پاکی که به دهان من گذاشته است حلال کند. و از شما دامادهایم می خواهم که مانند برادرانم شما که عزای خانواده من هستید می خواهم که در شادی زندگی خود را بگذرانید و هیچ گونه ناراحتی را به خود راه ندهید و از شما می خواهم که مرا حلال کنید بخصوص ابراهیم که مانند یک پدر مرا نصیحت می کرد ابراهیم همان طور که مرا نصیحت می کردی و خانواده را نصیحت می کردی و خانواده را نصبحت بکنی و بگو خوشحال باشید که در راه اسلام رفته است در راه خدا رفته است از شما می خواهم که مرا حلال کنید و هر کس که مرا می شناسد مرا حلال کند. وصیت بر شما خانواده هایم که مرا پهلوی پدرم خاک کنید از پدرم دور نباشم.<ref>سایت شهدای ارتش</ref> |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | |||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۵ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۸
| سالار اکبری | |
|---|---|
| | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1342/07/01 |
| شهادت | 1362/11/24 |
شهید سالار اکبری تاریخ تولد :1342/07/01 تاریخ شهادت : 1362/11/24
زندگینامه :
بسم الله الرحمن الرحیم شهید سالار اکبری در سپیده ام 1342/07/01 در دوران خفقان شاهنشاهی در خانواده ای ضعیف و مستضعف در روستایی زنگی آباد چشم به جهان گشود او دوران کودکی خود را در همین روستا گذراند تا به سن 7 سالگی رسید و همراه با شوق و اشک های پدر و مادر خود روانه مدرسه شد درس های خود را هر طوری بود می خواند تا شرمنده نگاه های پدر و مادر خود نباشد و آنها را از خود راضی نگهدارد در حسن درس خواندن در این سن و سال کمک حال پدر و خانواده خود بود تا به کلاس اول راهنمایی رسید و وقتی در کلاس درس به معلم خود اعتراض کرد که حجاب خود را رعایت کند به دلیل این تذکر به معلم از مدرسه اخراج شد و دیگر به مدرسه نرفت. در بحبوحه انقلاب به سر می برند که با دوستان خود شروع به شعار دادن در کوچه و بازار می کرد و به مساجد محله خود می رفت و بر ضد این نظام سخنرانی می کرد اعلامیه های امام خود را با شوق چندانی که قادر به وصف آن نمی باشیم پخش می کرد و مردم را ارشاد و راهنمایی می کرد و سخنان امام (ره) را با جان دل برای مردم می گفت و آنها را نسبت به هدف های امام روشن می کرد که ما در چه دورانی به سر می بریم و چه بلاهایی به سر مردم می آورند و انقلاب به پیروزی رسید او همان فرزندی بود که امام بارها فرموده بود یاران من کودک های شیرخوارند که اکنون به گهواره اند و واقعاً چنین بود. هنوز مردم در خوشحالی پیروزی انقلاب به سر می بردند که جنگ را به کشورمان ایران تحمیل کردند با این که هنوز به سن رفتن به سربازی نرسیده بود ولی بر خود وظیفه دانست و از طریق بسیج به عنوان داوطلب به جبهه های حق علیه باطل روانه شد که به عنوان بسیجی مشغول به فعالیت در جبهه شد. در این زمان بود که پدر خود را از دست داد او که تا به آن روز کمک حال خانواده خود بود بعد از مرگ پدر مسئولیت او صد چندان تر شد و نان آور خانواده به حساب آمد با این که می دانست او فقط نان آور است مادر خود را راضی نمود تا دوباره روانه جبهه شود و با دشمن این مرز و بوم بجنگد و از کشور و خاک و وطن خود دفاع کند و کار خود را رها کرد و رفت. به مدت 2 ماه داوطلب بسیجی بود که دوران سربازیش فرا رسید و از طریق تیپ 55 هوابرد شیراز به مدت 3 ماه به طور آموزشی به کرمان فرستاده شد و بعد از پایان دوران آموزشی خود ببه منطقه گیلان غرب سومار اعزام شد و به خط اول جنگ رفت. در سنگر خود در حال خواندن نوحه و زیارت بود که خبر می دهند سیم ارتباطی بین نیروها قطع شده است او به طور داوطلب آماده شد و به روی تپه های که رودر روی نگهبان عراقی بود رفت تا سیم ها را وصل کند سیم اول را وصل می کند و بعد به سراغ سیم دوم می رود او را هم وصل می کند و زمانی که به سیم سوم می رسد با تفنگ قناسه دشمن مورد هدف قرار می گیرد و تیر به سینه او اصابت می کند و شربت شهادت را سر می کشد و به درجه رفیع شهادت می رسد. برای بار آخر که به دیدن مادر خود می آید می گوید این بار آخرم است که به دیدن شما می آیم اگر شهید شدم و جان خود را در راه امام حسین علیه السلام فدا کردم من را در کنار قبر پدر خود به خاک بسپارید الان قبر این شهید در کنار آرامگاه ابدی پدر خود در روستای زنگی آباد می باشد و به همین دلیل از شهدای دیگر جدا افتاده است و شهید سوم این روستا می باشد. همچون سرور آزادگان سالار شهیدان آقا امام حسین علیه السلام در ظهر 1362/11/13 به لقاءالله پیوست و به دیار باقی شتافت.
روحش شاد و یادش گرامی باد
وصیت نامه :
بسم الله الرحمن الرحیم
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون.
با سلام و درود بر حضرت مهدی موعود منجی عالم (عج) کسی که جهان مسلمین در انتظار او هستند و با سلام و درود بر نایب بر حقش امام خمینی کسی که باعث شد من و تمامی رزمندگان که در جبهه حق علیه باطل می جنگند و از لاک خود بیرون بیایند و با توان و قدرتشان از خاک و وطنشان و از اسلام دفاع کنند و شما جوانان قدرتمند اسلام هستید که نمی گذارید وجبی از خاک خودتان را از دست بدهید و من کوچک هستم که بتوانم با شما درباره انقلاب اسلامی صحبت کنم ولی لایق می دانم که کمی با شما صحبت کنم شما برادران مبارز می دانید که هر وجب از سرزمین ما با یک خون یک شهید گرفته شده است و شما هم باید راه شهیدان را در پیش بگیرید و نگذارید این اجنویان شیطان صفتان به خاک وطن شهید پرور نزدیک شوند تا آخرین قطره خون که در بدن است از دین و خاک و نوامیستان دفاع کنید و امام را تنها نگذارید در هر جا که هستید طرف دار ولایت فقیه باشید ولایت فقیه یعنی عادل درست کار همچون امام که بناگر و تربیت شده مکتب علی علیه السلام است و دست پرورده اهل بین است و کشوری که سر کارش با قرآن است هیچ گاه شکست نمی خورد و هر لحظه پیروز است و گول این کوردلان را نخورید به قول امام اینها هیچ غلطی نمی تواند بکنند و شما خواهران عزیز که پیام شهیدان به شما است که چنین گفته شده است ای خواهر به شما از فاطمه این گونه خطاب است ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است. بهترین زینت این گونه حجاب است هر جا که هستید حجاب خودتان را به جان زهرا نگهدارید خواهران زینب وار باشید مگر سکینه نبود که با حجاب خود دشمن شکن بود شما هم مثل آنها باشید شما می دانید که در آن زمان امام حسین جنگ با کفر بود چه کسی در جنگ با حسین بود آری یزید بود ولی این زمان هم مانند امام حسین علیه السلام است هیچ فرقی ندارد آیا خون شما از علی اکبر قاسم تازه داماد،اصغر شیرخوار و شهیدان صدر انقلاب رنگین تر است مگر شما چه فرقی با آنها دارید آیا فرقی بین شما هست خیر ما به خاطر اسلام می جنگیم و شما برادران نباید لحظه ای غافل بمانید و چون حسین ابن علی علیه السلام نیست ولی شاگرد تربیت شده مکتب حسین ابن علی علیه السلام فرزند او است. برادران و خواهران شما گول این کوردلان را نخورید به خدا پیروز هر لحظه نزدیک است و به قول امام آمریکا و شیطان صفتان هیچ غلطی نمی توانند بکنند دیگر با شما برادران خداحافظی می کنم. و از اول پرونده خودم شروع می کنم و من از اوایل کوچکی در خانه فقیرانه ای بزرگ شده ام تا این که کم کم توانستم به کاری مشغول شوم و تا آنجا که توانستم درس خود را ادامه دادم و بعد دیدم که امکانات خیلی کم است و نمی توانم درس را ادامه بدهم و بعد از درس مشغول به کار شدم با در آمد خیلی کم ساختیم و با نان روزی حلال زندگی را ادامه می دادیم و حال هم همین طور است که گفته شده است و شما برادران می دانید که گفته من چنین است و موقعی که انقلاب شد سهم خود را ادا کردیم و موقعی که جنگ تحمیلی پیش آمد من همراه با برادران بسیجی مدت کمی در جبهه بودم و حال که با سربازان در جبهه ها با یاری برادران می جنگیم و نمی گذاریم این متجاوز بعثی وجبی از خاک ما را تصرف کنند و اگر لایق آن باشم که به درجه شهادت رسیدم شما برادران تا قطره خون خودتان را در راه اسلام بریزید و نگذارید زحمات شهیدان از دست برود و نگذارید امام تنها بماند. دارم کمی گفتگو با مادر مهربانم و برادرانم و خواهرانم و داماد هایم من خیلی کوچکتر از آن هستم که بتوانم با شما در گفتگو با هم باشیم ولی هر چه فکر می کنم می بینم لازم است و من افتخار می کنم که چنین برادرانی و مادری و خواهرانی دارم و از تو ای مادر مهربان آفرین بر تو که این قدر زحمت کشیدی تو پای من و آفرین بر تو که فرزندت را فدا کردی در راه اسلام و من خیلی کوچکتر از آن هستم که از شأن تو ای مادر بگویم خوب مادر تو را خدا قسم می دهم که بعد از من هیچ غمی را به خود راه ندهی مادر صبر الهی داشته باش صبور باش خوشحال که تو مرا با حسین علیه السلام معامله کردی. شب های جمعه برای تسکین؟؟؟. بنشینی دمی بر تربتم ای با وفا مادر؟ کردی فدا فرزند خود را در راه داور مادر؟ من پیرو راه حسین علیه السلام من با رهبر بیدار دل پیمان خون بستم؟ بشنو از دل که من اسرار پنهانی بدل دارم؟ ای کشته در خاک خون شناور لبیک مولا حسین جان؟ و شما برادران مهربانم از جمله نادر و حاصل شما می دانید که زندگی برادرتان چطور بود حال هم شما نباید هیچ گونه ناراحت باشید شما هم راه برادرت را انجام دهید که این یاوه گویان بدانند که این انقلاب اسلامی بر سر مستکبران است وصیت من به شما این است شما به جای اشک در چشمانتان خنده و لبانتان باشد به جای غم شادی کنید به جای مشکی سفید بپوشید و خوشحال باشید که برادرتان را در راه اسلام دادید و افتخار کنید و وصیت دوم این است: که مرا اگر لایق باشم پهلوی پدرم به خاک بسپارید مرا از پدرم دور نکنید و از شما خواهرانم از جمله معصومه و خواهر کوچکم شهدخت و اگر لایق باشم کنی با شما صحبت کنم و شما می دانید شما تنها نیستید که بلکه چندین خانواده هستند که فرزند یا برادر یا پدر را در راه اسلام دادند و می خواهم بگویم که مانند دیگران صبور باشید صبر الهی داشته باشید و از خواهر کوچکم می خواهم که مرا حلال کند و ببخشد می دانم چقدر دل نازک هستید و شما زینب وار باشید و صبر الهی داشته باشید به جای اشک بر چشمانتان خنده بر لبانتان باشد به جای غم شادی کنید و از شما برادرانم و مادر مهربانم می خواهم که مرا حلال کنید گذشته ها را فراموش کنید و شما که صاحب این نعمت بزرگ هستید پس در غیاب من به هیچ وجه ناراحت نباشید و از مادرم بخواهید که شیر پاکی که به دهان من گذاشته است حلال کند. و از شما دامادهایم می خواهم که مانند برادرانم شما که عزای خانواده من هستید می خواهم که در شادی زندگی خود را بگذرانید و هیچ گونه ناراحتی را به خود راه ندهید و از شما می خواهم که مرا حلال کنید بخصوص ابراهیم که مانند یک پدر مرا نصیحت می کرد ابراهیم همان طور که مرا نصیحت می کردی و خانواده را نصیحت می کردی و خانواده را نصبحت بکنی و بگو خوشحال باشید که در راه اسلام رفته است در راه خدا رفته است از شما می خواهم که مرا حلال کنید و هر کس که مرا می شناسد مرا حلال کند. وصیت بر شما خانواده هایم که مرا پهلوی پدرم خاک کنید از پدرم دور نباشم.[۱]
پانویس
- ↑ سایت شهدای ارتش