ویرایش‌ها

شهید الهیار جابری

۴۱ بایت اضافه‌شده، ‏۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۸
- یک روز بعد از ظهر گردان به قصد منطقة عملیّاتی مریوان از مقرّ لشکر به راه افتاد . همان شب به منطقة عملیّاتی رسیدیم و در یک سالن مرغداری مستقر شدیم . باران شدید ، زمینهای لجن ، ریزش آب از سقف مرغداری و تراکم جمعیّت بادگیرهای متعفّن و بوی عرق و رطوبت ما را بر آن داشت که به فکر حمّام صحرائی بیفتیم . به شهید عرض کردم هر طور شده حمّام برویم . گفت : رفتن به مریوان که ممکن نیست . بالای کوه دو نفری می رویم ، من هم می خواهم دوش بگیرم . از چادر تدارکات یک قابلمه و لباس زیر گرفت . از کنار جوی آبی راه افتادیم و دور از چشم سایر نیروها آب گرم نموده و بالا رفتیم . ابتدا شهید خودش را شست سپس بنده . دربرگشت دیدیم لباسهای زیادی شسته اند و روی علفها پهن کرده اند . ناگاه شهید گفت : مقداری از این لباسها که مال من است . معلوم نیست چه کسی این کار را کرده است . وارد چادر شدیم . شهید عصبانی شده بود . پرسید این لباسها را چه کسی شسته ؟ حاج آقا بختیاری دادستان بیرجند آن زمان گفت : من ، می خواستم لباسهای خودم را بشویم ، آنها را هم شستم . چه اشکالی دارد ؟ شهید فرمود : خیلی اشکال دارد . نباید این کار را می کردید ، آخر آنها کثیف بودند .
- یکی از سالگردهای دفاع مقدّس، در میدان امام بیرجند نمایش تاکتیکی نظامی برای مردم اجرا می کردند. شهید در آن زمان فرماندة پادگان آموزشی بیرجند بود . جرثقیل بسیار بزرگی آورده بودند و نیروهای پادگان با تجهیزات و دستکش و وسایل ایمنی از طنابی که بالای جرثقیل آویز بود به پایین می آمدند. بعضی از آنها می ترسیدند و از پایین آمدن آنهم با دستکش و ... خودداری می کردند که شهید جابری از این کار آنها ناراحت شده و خود بدون کمربند ایمنی و حتّی دستکش از بالای جرثقیل پایین آمدند. پس از پایین آمدن بدون اینکه کسی متوجّه شود، با یکی از دوستان به بیمارستان رفته، در آنجا معلوم شد که کف هر دو دستشان کاملاً سوخته و گوشتهای دستشان کاملاً جمع شده بگونه ای که استخوانهای کف دست کاملاً مشهود بود. اثر این جراحت تا آخر عمرشان باقی بود و هرکس بجای ایشان بود خود را رها کرده و کشته می شد .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%205566منبع سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس== منبع سایت یاران رضا http:<references//yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 5566>
مدیر
۱٬۸۴۲
ویرایش