- سری آخری که پدرم آقای جعفری می خواست به جبهه برود به من گفت : پسرم بعد از من تو سرپرست خانه هستی ناراحت نباشید اگر من شهید شدم و زنده برنگشتم امام ( ره ) است و جای خالی من را با صحبت های دلنشینش پر می کند .
- دو نفر از همرزمان پدرم می گفتند شب حمله پدرت استراحت داشت و باید استراحت می کرد آن لحظه به چند راننده فوراً نیاز داشتند و چند راننده داوطلب می خواستند که یکی از آنها پدر شما بود که از استراحت خودش صرف نظر کرده بود و به نیروهای عمل کننده پیوست که در همان شب در بین راه به شهادت رسید .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5782منبع سایت یاران رضا]</ref>
منبع سایت یاران رضا==پانویس== http:<references//yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 5782>