ویرایش‌ها

شهید سید حسین عرفانی

۹ بایت اضافه‌شده، ‏۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۴
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :گلستان - گرگان - گرگان
 ==زندگینامه ==  
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید سید حسین عرفانی درسال 1338 برابر با روز 10 محرم روز عاشورا درخانواده سادات درشهرگرگان دیده به جهان گشود.او فرزند کوچک خانواده بود پدراو ازنظر وضعیت مالی درموقعیت خوبی بود وشهید ازاین بابت مشکلی درزندگی نداشت اودوران کودکی را درکنارخانواده پشت سرگذاشت ازهمان کودکی پسری آرام ,محجوب به حیا ودین داربود. نمازخواندن خودراازبچگی مثل برادروخواهرهایش شروع کرد.چون آنها خانواده ایی مذهبی بودند ازهمه بیشتر درمحیط خانه به مادرعلاقه داشت وباهمه ی برادرها وخواهرها مهربان وباگذشت بود وبه گفته ی خواهرش ازهمه مظلومتربود. اودرسن 6سالگی وارددبستان عنصری گرگان شدوهوش واستعداد خودرادرتحصیل نشان داد.اوقات فراغت خودرا بادوستانش فوتبال بازی می کرد کم کم سالهای انقلاب رسید وفریاد عدالت خواهی مردم آزاده ی ایران وآزاد مرد بزرگ تاریخ حضرت امام خمینی به گوش همه رسید.شهید آن زمان درمقطع دبیرستان بود اوهمراه دوستانش به سخنرانی های امام علیه رژیم طاغوتی گوش می دادند وکم کم به حقانیت آن پی برده ودل به آن حقایق دادند درسال1352تا1534بود که آنها اعلامیه های حضرت امام خمینی رادست به دست هم می رسانند وبین مردم پخش می کردند درکنارزندگی سیاسی اش اودرس خودرا باموفقیت می خواند واوقات فراغتش را باخواندن کتابها ومقالات مذهبی می گذراند.هم چنین روزی یک صفحه قرآن می خواند بعدازپایان دوره دبیرستان شهید نزد برادروخواهرش به آمریکا رفت تا درآنجا به تحصیلات خود ادامه دهد.گرچه محیط آنجا امکانات زیادی برای تحصیل دراختیاراو قرارمی داد وازلحاظ مالی ورفاهی هم پدرحسین او راهمه گونه تأمین می کرد وخانه وماشین وغیره....به او داده بود اما شرایط فرهنگی آنجا چیزی بود که حسین نمی توانست خودراباآنها وفق دهد.هم چنین او درخانواده ایی مذهبی بزرگ شذه بود وحجب وحیا ی معصومانه ومذهبی داشت که درتمام حرکات و رفتارش موج می زد دراین زمان بود که انقلاب اسلامی درایران اوج گرفت وآن زمانی بود که اگرهرکشوری ایرانی درجایی می دیدند که ویزایش تمام شده بود اوراسوارهواپیما می کردند وبااولین پروازاورابه ایران می فرستادندخواهروبرادرشهید به این دلیل ودلایل دیگر عازم ایران شدند.حسین ویزای تمام مدت تحصیل راداشت اما او بی قراری می کرد وخودراهم جنس وسازگاربامحیط اطرافش نمی دید. ازاین رو ازآنها خواست که اوراباخود به ایران ببرند به ناچار خانه ووسایل زندگی وماشین درآمریکا ظرف یکی دوهفته مفت فروخته شد وآنها به ایران بازگشتند انقلاب اسلامی به پیروزی رسید واین آرزوی بزرگ شهید بود بعدازپیروزی هم انقلاب فرهنگی شد تایکی دوسالی شهید نتوانست به تحصیلات خود ادامه دهد اومدتی رابه منزل خواهرش درمشهد رفت.باآغاز جنگ تحمیلی او تصمیم گرفت به سربازی برود ودرجبهه شرکت کند.او می گفت زندگی هرقدرشیرین باشد بدون خشنودی خداجنگی به دل نمی زند وبشکند قلم تاریخ اگرننویسد که بریاران امام خمینی چی گذشت. او دوره ی آموزشی را درتهران گذراند وسپس قرعه به نامش خدمت درسنندج افتاد.اما وقتی دید دوستش ازاینکه قرعه به نام جبهه به او افتاده او را دلداری داد وگفت من به جای توبه آنجا می روم.شهید به منطقه ی جنوب رفت وحدود یک سال ونیم خدمت کرد ودرتاریخ 1361/02/10 بعداز فتح پادگان حمید درمنطقه ی سید جابر بدست عراقی ها به درجه ی رفیع شهادت رسید. پیکرپاک ومطهراورا درامام زاده عبدالله گرگان درجوار دیگر شهدای انقلاب وجنگ تحمیلی به خاک سپردند.
روحش شاد ویادش گرامی باد.
==وصیتنامه ==
نام: سیدحسین
نام خانوادگى:عرفانى
۲٬۵۹۹
ویرایش