شهید سید مهدی بانکی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۳۹: سطر ۳۹:
  
  
==زندگی نامه==
+
زندگی نامه
  
  
  
طلبة شهید: سید مهدی حسینی استان: اصفهان شهرستان: نجف آباد قرن ‌ هاست که فریاد «هل من ناصر ینصرنی» سیدالشهدا(علیه السلام) پهنة زمین را پیموده و چون نفحات حیات بخش روح القدس بر هر زمین مرده ای که گذشته است آن را به حیات عشق، بارور ساخته است. تنها این رادمردان الهی و ملکوتی هستند که زمزمه ‌ های دلنشین حسین زمان را شنیده و به او لبیک گفتند. یکی از این عاشقان صحرای سبز شجاعت، شهید «سید مهدی حسینی» بود که در شهرستان نجف آباد و در خانواده ‌ ای مؤمن و متدین دیده به جهان گشود پس از گذراندن دوران ابتدایی و راهنمایی با موفقیت وارد مقطع دبیرستان و به عنوان دانش آموزی فعال و خوش اخلاق شناخته می ‌ شد. پس از اخذ دیپلم، پرندة عطشناک جانش بر بام حوزه فرود آمد و با تحصیل علوم دینی بارقه ‌ ای از نورانیت، بر قلب شفاف و ذهن پویایش تابانده شد. در همان جا بود که الفبای شهادت، بر لوح جانش نقش بست و شعلة ‌ گدازان آن تمامی جسم و جانش را درگرمای جوشش خود ذوب نمود او بر ستون حوزه تکیه می ‌ داد و این نغمة دلنشین را با مولایش زیر لب نجوا می ‌ کرد: ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم دنیا اگر از یزید لبریز شود گر جان طلبند دریغ از جان نکنیم ما پشت به سالار شهیدان نکنیم زمانی که دید دیگر نمی ‌ تواند بر کتاب رشادت، تفأل صبوری بزند، لذا جبهه را برگزید و در جلوه گاه تجلی محبوب، چون جلوداری جنگی و جسور، بی درنگ به میعادگاه عرشیان شتافت. ‌ او در امتداد خط سرخ ولایت، ‌ حرکتی شتابان در پیش گرفت و در 21 مرداد 1362 شلمچه را سرمست از بوی خوش سیب نمود و بر اثر اصابت تیر مستقیم، جان را به پیشگاه معشوق تقدیم کرد. «روحش شاد راهش پر رهرو»
+
طلبه شهید: سید مهدی حسینی استان: اصفهان شهرستان: [[نجف آباد]]
 +
قرن ‌هاست که فریاد «هل من ناصر ینصرنی» [[سیدالشهدا]] (علیه السلام) پهنه زمین را پیموده و چون نفحات حیات بخش روح القدس بر هر زمین مرده ای که گذشته است آن را به حیات عشق، بارور ساخته است. تنها این رادمردان الهی و ملکوتی هستند که زمزمه ‌های دلنشین حسین زمان را شنیده و به او لبیک گفتند. یکی از این عاشقان صحرای سبز شجاعت، شهید «سید مهدی حسینی» بود که در شهرستان [[نجف آباد]] و در خانواده ‌ای مؤمن و متدین دیده به جهان گشود پس از گذراندن دوران ابتدایی و راهنمایی با موفقیت وارد مقطع دبیرستان و به عنوان دانش آموزی فعال و خوش اخلاق شناخته می ‌ شد. پس از اخذ دیپلم، پرنده عطشناک جانش بر بام حوزه فرود آمد و با تحصیل علوم دینی بارقه ‌ای از نورانیت، بر قلب شفاف و ذهن پویایش تابانده شد. در همان جا بود که الفبای شهادت، بر لوح جانش نقش بست و شعله ‌ گدازان آن تمامی جسم و جانش را درگرمای جوشش خود ذوب نمود او بر ستون حوزه تکیه می ‌داد و این نغمه دلنشین را با مولایش زیر لب نجوا می ‌ کرد: ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم دنیا اگر از یزید لبریز شود گر جان طلبند دریغ از جان نکنیم ما پشت به سالار شهیدان نکنیم زمانی که دید دیگر نمی ‌ تواند بر کتاب رشادت، تفأل صبوری بزند، لذا جبهه را برگزید و در جلوه گاه تجلی محبوب، چون جلوداری جنگی و جسور، بی درنگ به میعادگاه عرشیان شتافت. ‌ او در امتداد خط سرخ ولایت، ‌ حرکتی شتابان در پیش گرفت و در 21 مرداد 1362 [[شلمچه]] را سرمست از بوی خوش سیب نمود و بر اثر اصابت تیر مستقیم، جان را به پیشگاه معشوق تقدیم کرد. «روحش شاد راهش پر رهرو»
  
  
  
  
==وصیت نامه==
+
وصیت نامه
  
  
  
بسم الله الرحمن الرحیم «وصیت ‌ نامه طلبه شهید: سید مهدی حسینی» «ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه» (توبه/111) با درود و سلام به امام زمان(عج) و نایب بر حقش و امت اسلام و پدر و مادر شهید پرورم، اینجانب سید مهدی حسینی برادر کوچکتان وصیت ‌ نامه خود را در حالی می ‌ نویسم که یک ربع به عملیات بیشتر نمانده، امیدوارم که خداوند متعال ما را به عنوان بنده ناچیزی برای شهادت قبول نماید و ما را از دنیای مادی و پر از هوا و هوس به نزد خود قبول نماید. برادران و خواهران اسلامی! از این ‌ که شهید شدم ناراحت نشوید، بلکه خوشحال شوید که شهادت نصیب این بنده ناچیز شد. چون همان طوری که خدا می فرماید: «ولا تحسبن الذین قتلوا ...»(آل عمران/169) پس ما نیز جزء افرادی هستیم که ان شاء الله در نزد خدا روزی ‌ خوار باشیم و به دشمنان اسلام بگویید از این ‌ که ما شهید شدیم خیال نکنند ما مرده ‌ ایم چون خدا می ‌ فرماید: ولا تقولوا بمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء ولکن لا تشعرون و ای برادران و خواهران! حال که وصیتم بگوشتان می رسد: اگر واقعا وصیتم را قبول دارید از آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»(بقره/154) اطاعت کنید. از دوستان خود می ‌ خواهم که نگذارند خانواده ‌ مان ناراحتی بکشند و از پدر و مادرم نیز که در پرورشم زحمت کشیده ‌ اند می ‌ خواهم که مرا حلال کنید و اگر کسی از من طلبکار است، طلب ‌ کاریش را بپردازند و امکانات مرا نیز در اختیار انجمن اسلامی مسجد امام جعفر صادق(ع) قرار دهید و مرا نیز در یزدانشهر خاک کنید از کلیه دوستانم و خویشانم و آشنایانم می ‌ خواهم که امور انقلاب را متوجه باشند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته 20/5/62 سید مهدی حسینی
+
بسم الله الرحمن الرحیم «وصیت ‌ نامه طلبه شهید: سید مهدی حسینی» «ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه» (توبه/111) با درود و سلام به [[امام زمان(عج)]] و نایب بر حقش و امت اسلام و پدر و مادر شهید پرورم، اینجانب سید مهدی حسینی برادر کوچکتان وصیت ‌ نامه خود را در حالی می ‌ نویسم که یک ربع به عملیات بیشتر نمانده، امیدوارم که خداوند متعال ما را به عنوان بنده ناچیزی برای شهادت قبول نماید و ما را از دنیای مادی و پر از هوا و هوس به نزد خود قبول نماید. برادران و خواهران اسلامی! از این ‌ که شهید شدم ناراحت نشوید، بلکه خوشحال شوید که شهادت نصیب این بنده ناچیز شد. چون همان طوری که خدا می فرماید: «ولا تحسبن الذین قتلوا ...»(آل عمران/169) پس ما نیز جزء افرادی هستیم که ان شاء الله در نزد خدا روزی ‌ خوار باشیم و به دشمنان اسلام بگویید از این ‌ که ما شهید شدیم خیال نکنند ما مرده ‌ ایم چون خدا می ‌ فرماید: ولا تقولوا بمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء ولکن لا تشعرون و ای برادران و خواهران! حال که وصیتم بگوشتان می رسد: اگر واقعا وصیتم را قبول دارید از آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»(بقره/154) اطاعت کنید. از دوستان خود می ‌ خواهم که نگذارند خانواده ‌ مان ناراحتی بکشند و از پدر و مادرم نیز که در پرورشم زحمت کشیده ‌اند می ‌ خواهم که مرا حلال کنید و اگر کسی از من طلبکار است، طلب ‌ کاریش را بپردازند و امکانات مرا نیز در اختیار انجمن اسلامی [[مسجد امام جعفر صادق(ع)]] قرار دهید و مرا نیز در [[یزدانشهر]] خاک کنید از کلیه دوستانم و خویشانم و آشنایانم می ‌ خواهم که امور انقلاب را متوجه باشند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته 20/5/62 سید مهدی حسینی
  
 
منبع سایت شهدای خین
 
منبع سایت شهدای خین
  
 
http://khayyen.ir/shahid/117
 
http://khayyen.ir/shahid/117

نسخهٔ ‏۹ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۰۲


نام : بانکی / سید مهدی


نام پدر : سید ابراهیم


تاریخ تولد : ۱۳۳۸-۷-۱


محل تولد : اصفهان


تاریخ شهادت : ۱۳۶۱-۱-۴


محل شهادت : عین خوش - فتح المبین


شهرستان : اصفهان


یگان :


مسئولیت : آرپیجی زن


تحصیلات :


محل تحصیل :


گلزار : گلستان شهدای اصفهان



زندگی نامه


طلبه شهید: سید مهدی حسینی استان: اصفهان شهرستان: نجف آباد قرن ‌هاست که فریاد «هل من ناصر ینصرنی» سیدالشهدا (علیه السلام) پهنه زمین را پیموده و چون نفحات حیات بخش روح القدس بر هر زمین مرده ای که گذشته است آن را به حیات عشق، بارور ساخته است. تنها این رادمردان الهی و ملکوتی هستند که زمزمه ‌های دلنشین حسین زمان را شنیده و به او لبیک گفتند. یکی از این عاشقان صحرای سبز شجاعت، شهید «سید مهدی حسینی» بود که در شهرستان نجف آباد و در خانواده ‌ای مؤمن و متدین دیده به جهان گشود پس از گذراندن دوران ابتدایی و راهنمایی با موفقیت وارد مقطع دبیرستان و به عنوان دانش آموزی فعال و خوش اخلاق شناخته می ‌ شد. پس از اخذ دیپلم، پرنده عطشناک جانش بر بام حوزه فرود آمد و با تحصیل علوم دینی بارقه ‌ای از نورانیت، بر قلب شفاف و ذهن پویایش تابانده شد. در همان جا بود که الفبای شهادت، بر لوح جانش نقش بست و شعله ‌ گدازان آن تمامی جسم و جانش را درگرمای جوشش خود ذوب نمود او بر ستون حوزه تکیه می ‌داد و این نغمه دلنشین را با مولایش زیر لب نجوا می ‌ کرد: ما در ره عشق نقض پیمان نکنیم دنیا اگر از یزید لبریز شود گر جان طلبند دریغ از جان نکنیم ما پشت به سالار شهیدان نکنیم زمانی که دید دیگر نمی ‌ تواند بر کتاب رشادت، تفأل صبوری بزند، لذا جبهه را برگزید و در جلوه گاه تجلی محبوب، چون جلوداری جنگی و جسور، بی درنگ به میعادگاه عرشیان شتافت. ‌ او در امتداد خط سرخ ولایت، ‌ حرکتی شتابان در پیش گرفت و در 21 مرداد 1362 شلمچه را سرمست از بوی خوش سیب نمود و بر اثر اصابت تیر مستقیم، جان را به پیشگاه معشوق تقدیم کرد. «روحش شاد راهش پر رهرو»



وصیت نامه


بسم الله الرحمن الرحیم «وصیت ‌ نامه طلبه شهید: سید مهدی حسینی» «ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه» (توبه/111) با درود و سلام به امام زمان(عج) و نایب بر حقش و امت اسلام و پدر و مادر شهید پرورم، اینجانب سید مهدی حسینی برادر کوچکتان وصیت ‌ نامه خود را در حالی می ‌ نویسم که یک ربع به عملیات بیشتر نمانده، امیدوارم که خداوند متعال ما را به عنوان بنده ناچیزی برای شهادت قبول نماید و ما را از دنیای مادی و پر از هوا و هوس به نزد خود قبول نماید. برادران و خواهران اسلامی! از این ‌ که شهید شدم ناراحت نشوید، بلکه خوشحال شوید که شهادت نصیب این بنده ناچیز شد. چون همان طوری که خدا می فرماید: «ولا تحسبن الذین قتلوا ...»(آل عمران/169) پس ما نیز جزء افرادی هستیم که ان شاء الله در نزد خدا روزی ‌ خوار باشیم و به دشمنان اسلام بگویید از این ‌ که ما شهید شدیم خیال نکنند ما مرده ‌ ایم چون خدا می ‌ فرماید: ولا تقولوا بمن یقتل فی سبیل الله امواتا بل احیاء ولکن لا تشعرون و ای برادران و خواهران! حال که وصیتم بگوشتان می رسد: اگر واقعا وصیتم را قبول دارید از آیه «اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم»(بقره/154) اطاعت کنید. از دوستان خود می ‌ خواهم که نگذارند خانواده ‌ مان ناراحتی بکشند و از پدر و مادرم نیز که در پرورشم زحمت کشیده ‌اند می ‌ خواهم که مرا حلال کنید و اگر کسی از من طلبکار است، طلب ‌ کاریش را بپردازند و امکانات مرا نیز در اختیار انجمن اسلامی مسجد امام جعفر صادق(ع) قرار دهید و مرا نیز در یزدانشهر خاک کنید از کلیه دوستانم و خویشانم و آشنایانم می ‌ خواهم که امور انقلاب را متوجه باشند. والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته 20/5/62 سید مهدی حسینی

منبع سایت شهدای خین

http://khayyen.ir/shahid/117