ویرایش‌ها

شهید کریم شاهی ثمن

۴ بایت اضافه‌شده، ‏۱۰ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۵۸
==خاطرات==
عشق شهادت در خون او شعله‌ور بود هرچه زودتر آرزوی این را داشت كه شهید شود در هنگام رفتن به همسرش می‌گوید تو راضی شو كه من بروم برای عشق به امام حاضرم شهید بشوم و اسلام پاینده بماند پیش از اینكه برود به دلش آگاه شده بود كه شهید می‌شود بخاطر همین به همسرش می‌گوید عكس بزرگ من را بیاور برای جلو آمبولانس من می‌دانم كه دیگر برنمی‌گردم مواظب بچه‌ها باش كه با تربیت اسلامی بزرگ شوند رو به پسر بزرگش كه كلاس چهارم است می‌كند و می‌گوید پیمان مواظب مادرت باش از نظر اخلاق و رفتار فرد و گل سرسبد خانواده بود غریب و خودی همه از او مهربانیش و از رفتار و كردار و گفتارش تعریف می‌كردند و می‌كنند همسرش از رفتار شوهرش چنان صحبت می‌كرد و می‌گفت كه چگونه فرشته‌ای بود او را در رفتار و كردار تحسین می‌كردم و نمونه‌ای برای مقایسه با او پیدا نمی‌كردم 17 سال در ارتش بود و برای این آب و خاك مدام در جال مبارزه بود و دلش می‌خواست كه مانند دیگر فقرا زندگی كند و چه خصلتی زیبا را دارا بود چگونگی شهادت در اثر اصابت خمپاره به پشت سرش شربت گوارای شهادت را نوش كرد.
۲٬۵۹۹
ویرایش