شهید سید محمد بدیعی: تفاوت بین نسخهها
Farhodi9704 (بحث | مشارکتها) |
Hejazi9708 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۱۶: | سطر ۱۶: | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| + | |||
نزدیکیهای اعزام ( سپاهیان حضرت محمد ) به روستای ازمینان رفتم . یادم هست که از بلند گوی هیئت دعوت کردیم که افراد در هیئت جمع شوند . من در جمع افراد که در جلسه با صفا و معنوی بود ، بصورت خودمانی و ساده صحبت کردم و یکی دو روزی که در روستا بودم به صورت انفرادی نیز با بعضی از جوانان که گمان می رفت به دعوت امام لبیک گویند ، صحبت کردم . حدود10 الی 12 نفر از روستای ازمینان که در حدود 70 خانوار جمعیت داشت راهی جبهه شدیم . از جمله کسانی که به صورت انفرادی با آنان صحبت کردیم ، پسر عمویم شهید سید محمد بدیعی بود. ایشان نیز مدتی زیادی نمی گذشت که از سربازی برگشته و تازه ازدواج کرده بود ایشان در پاسخ به در خواست من عنوان نمودند ، خانه ای خریده ام و مقروض می باشم . بعد معلوم شد که مبلغ بیست هزار تومان بدهکاری دارد من متعهد شدم که بدهی ایشان را بصورت قرض الحسنه بپردازم و با این وصف راهی جبهه شد ودر همان ماموریت در عملیات والفجر 8 به فیض شهادت نایل گشت و تا سال 75 مفقود الاثر بود و پیکر پاک و مطهر ایشان در آبان ماه 75 تشییع شد . | نزدیکیهای اعزام ( سپاهیان حضرت محمد ) به روستای ازمینان رفتم . یادم هست که از بلند گوی هیئت دعوت کردیم که افراد در هیئت جمع شوند . من در جمع افراد که در جلسه با صفا و معنوی بود ، بصورت خودمانی و ساده صحبت کردم و یکی دو روزی که در روستا بودم به صورت انفرادی نیز با بعضی از جوانان که گمان می رفت به دعوت امام لبیک گویند ، صحبت کردم . حدود10 الی 12 نفر از روستای ازمینان که در حدود 70 خانوار جمعیت داشت راهی جبهه شدیم . از جمله کسانی که به صورت انفرادی با آنان صحبت کردیم ، پسر عمویم شهید سید محمد بدیعی بود. ایشان نیز مدتی زیادی نمی گذشت که از سربازی برگشته و تازه ازدواج کرده بود ایشان در پاسخ به در خواست من عنوان نمودند ، خانه ای خریده ام و مقروض می باشم . بعد معلوم شد که مبلغ بیست هزار تومان بدهکاری دارد من متعهد شدم که بدهی ایشان را بصورت قرض الحسنه بپردازم و با این وصف راهی جبهه شد ودر همان ماموریت در عملیات والفجر 8 به فیض شهادت نایل گشت و تا سال 75 مفقود الاثر بود و پیکر پاک و مطهر ایشان در آبان ماه 75 تشییع شد . | ||
نسخهٔ ۱۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۱
تاریخ تولد : 1343/03/02
نام : سیدمحمد محل تولد : طبس
نام خانوادگی : بدیعی تاریخ شهادت : 1364/11/22
نام پدر : ذبیحالله مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
خاطرات
نزدیکیهای اعزام ( سپاهیان حضرت محمد ) به روستای ازمینان رفتم . یادم هست که از بلند گوی هیئت دعوت کردیم که افراد در هیئت جمع شوند . من در جمع افراد که در جلسه با صفا و معنوی بود ، بصورت خودمانی و ساده صحبت کردم و یکی دو روزی که در روستا بودم به صورت انفرادی نیز با بعضی از جوانان که گمان می رفت به دعوت امام لبیک گویند ، صحبت کردم . حدود10 الی 12 نفر از روستای ازمینان که در حدود 70 خانوار جمعیت داشت راهی جبهه شدیم . از جمله کسانی که به صورت انفرادی با آنان صحبت کردیم ، پسر عمویم شهید سید محمد بدیعی بود. ایشان نیز مدتی زیادی نمی گذشت که از سربازی برگشته و تازه ازدواج کرده بود ایشان در پاسخ به در خواست من عنوان نمودند ، خانه ای خریده ام و مقروض می باشم . بعد معلوم شد که مبلغ بیست هزار تومان بدهکاری دارد من متعهد شدم که بدهی ایشان را بصورت قرض الحسنه بپردازم و با این وصف راهی جبهه شد ودر همان ماموریت در عملیات والفجر 8 به فیض شهادت نایل گشت و تا سال 75 مفقود الاثر بود و پیکر پاک و مطهر ایشان در آبان ماه 75 تشییع شد .
منبع سایت یاران رضا
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 3818