ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید خدابخش بخشی رزگی

۱ بایت اضافه‌شده، ‏۱۳ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۴
نزدیکی‌های‌ غروب‌ بود که‌ با موتور بسیج‌ خسته‌ از کار روزانه‌، غبارآلوده‌ به‌ خانه‌ برگشت. وقتی موتور را بر پایه‌ استوار می‌کرد، برای استقبالش‌ به‌حیاط‌ آمدم سلام‌ و خسته‌ نباشید گفتم‌. خدابخش‌ به‌ گرمی‌ جواب سلامم‌ را داد. بعد بی‌‌آن‌ که‌ منتظر صحبت‌ من‌ باشد گفت‌: «کم‌کم‌ باید فکر خرید یک‌ موتور برای‌ خودمان‌ باشیم‌.» با تعجب‌ گفتم‌: «موتور! شما که‌ موتوردارید» او بی‌درنگ‌ گفت‌: «موتور که‌ مال‌ من‌ نیست‌؛ از بیت‌المال‌ است‌. موتور را برای کارهای بسیج‌ داده‌اند امّا بعضی‌ وقت‌ها مجبورم‌ دنبال‌ کاری‌ بروم‌ که‌ ربطی‌ به‌ کار بسیج‌ ندارد؛ کار شخصی‌ است‌. آن‌ وقت‌ مدیون‌ خون‌ شهدا می‌شوم‌.» حق‌ را به‌ او دادم‌ و برای نوشیدن‌ یک‌ استکان‌ چای‌ داغ‌ دعوت‌اش کردم‌.
*همسر شهید
فقط‌ خط‌شکن‌
قرار شده‌ بود تغییراتی‌ در رده‌ی‌ فرماندهان‌ صورت‌ بگیرد. از جمله‌ این‌که‌ فرماندهان‌ گردان‌های‌ خط‌شکن‌ به‌ گردان‌های‌ پدافندی‌ بروند. یکی‌ از آنان‌شهید بخشی‌ بود که‌ فرمانده‌ی‌ گردان‌ خط‌ شکن‌ بود. وقتی به‌ ایشان‌ پیشنهاد شد که‌ به‌ گردان‌ پدافندی‌ برود، با ناراحتی‌ گفت‌: «هرگز! هرگز قبول‌ نمی‌کنم‌؛ فقط‌ فرماندهی‌ گردان‌ خط‌شکن،‌آن‌ هم‌ فرماندهی‌ اولین‌ گردان‌ها.» در برابر این خواستة او کسی‌ چیزی‌ نگفت‌ و همه‌ پذیرفتند که شهید بخشی همچنان‌ خط‌شکن‌ باشد. او دوست‌ داشت‌ همیشه‌ در نوک‌ عملیات‌ باشد.
۲٬۸۰۰
ویرایش