۹٬۸۲۲ بایت اضافهشده،
۱۴ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۹:۴۶ {{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = محمد پدر درهگرگی
|تصویر = محمد بروجردی 8.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت = بروجردی، مسیح کردستان
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد = ۱۳۳۳ ، [[دره گرگ]] ، [[آذربایجان غربی]]
|شهادت = [[الگو:شهدای ۱ خرداد|۱۳۶۲/۰۳/۰۱]] ، جاده[[مهاباد]] - [[نقده]] ، انفجار مین و اصابت ترکش آن
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن = بهشت زهرا تهران
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو = [[پرونده:سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.png|22px]] [[سپاه پاسداران]]
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها = فرمانده سپاه کردستان
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل = پاسدار
|خانواده = همسر: [[فاطمه بیغم]] ، فرزندان : [[حسین بروجردی|حسین]] ، [[سمیه بروجردی|سمیه]]
}}
[[شهید محمد بروجردی]] در سال ۱۳۳۳ در روستای [[دره گرگ]] از توابع شهرستان بروجرد به دنیا آمد. پدرش علیرضا، کشاورز بود. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند. در سال ۱۳۵۰ با [[فاطمه بیغم]] ازدواج کرد و صاحب یک دختر و یک پسر شد. فرمانده سپاه کردستان بود. [[الگو:شهدای ۱ خرداد|اول خردادماه ۱۳۶۲]]، در جاده مهاباد به نقده بر اثر انفجار مین و اصابت ترکش آن به شهادت رسید. مزار او در قطعه ۲۴ بهشت زهرا تهران قرار دارد.
== زندگینامه ==
== خاطرات ==
== آثار ==
=== وصیتنامه ===
این وصیت نامه رادر حالی مینویسم که فردایش عازم سنندج هستم . با توجه به اینکه چندین بار در عملیات شرکت کرده و ضرورت نوشتن وصیتنامه را حس کرده بودم ولی هم فرصت نداشتم و هم اهمیت نمیدادم ولی نمیدانم چرا حس کردم که صرفاً اگر ننویسم گناهی مرتکب شدهام . لذا بدینوسیله وصیت نامه خود را در مورد خانواده و برادران آشنا مینویسم.
با توجه به اینکه حدوداً شش سال وارد مبارزات سیاسی و نظامی شدهام و بهمین خاطر نسبت به خانوادهام رسیدگی نکردهام بخصوص همسر و فرزندانم و از همین وضع همیشه احساس ناراحتی میکردم و هیچ وقت هم نتوانستم خود را قانع کنم که مسئولیت را رها کنم و بدینوسیله از همه آنها معذرت میخواهم و طلب بخشش دارم از حقی که به گردن من داشتهاند و نتوانستم این حق را اداءکنم ولی این اطمینان را به خانوادهام میدهم که هرگز از ذهن من خارج نشدهاند و فکر نکنند که نسبت به انها بیتفاوت بودهام ولی مسئولیتهای سنگین تر بود.در خواستی که از همسرم دارم این است که فرزندام را خوب تربیت کند و آنها را نسبت به اسلام دلسوز بار آورد . اگر چه اموالی ندارم ولی آنجه هست فقط همسرم نسبت به مصرف کردن آن مسئولیت دارد. از برادرانم محمد و عبدالمحمد درخواست دارم که به مادرم و خواهرانم رسیدگی کند و همسرم را دعوت به صبر و استقامت کنند و از همه آنها به خصوص مادرم درخواست بخشش دارم زیرا از دست من ناراحتی بسیار دیده و هیچ وقت این فرصت پیش نیامد که بتوانم به ایشان رسیدگی لازم را بکنم و از کلیه برادران و خواهرانی که من را میشناسند در خواست دارم که برای من از خداطلب بخشش کنند. شاید به خاطر حرمت دعای مؤمنی خداوند از تقصیراتم بگذرد. احساس میکنم بار گناهان و خطاها بر دوشم سنگینی میکند بخصوص دعای آن کسانی که پاسدارند و به جبهه میروند و از کسانی که در جرئیات زندگی من بوده و با من برخورد داشتهاند، درخواست دارم برادرانی اگر از من بد دیدهاند در گذرند و یا اگر کسی را سراغ دارند که از من بد دیده به نزدش بروند و از او رضایت بگیرند. و دیگر اینکه مقاومت را فراموش نکنند که خداوند با صبر پیشه کنندگان است. در این شرایط تاریخی خداوند تبارک و تعالی بار سنگین انقلاب اسلامی را بر دوش ملت مسلمان ایران گذاشته است و ما را در آزمایشی عظیم قرارداده است. این را شهیدان بسیاری بخصوص در این چند سال اخیر به در و دیوار ایران نوشتهاند و اگر مقاومت ما نباشدهمانطور که امام فرمودند بیم آن میرود که زحمات شهداء به هدر رود و اگر چه آنها به سعادت رسیدند و این ما هستیم که آزمایش میشویم . دیگر اینکه با تجربهای که ما از صدر اسلام داریم که بخاطر عدم آگاهی ، مسلمین چطور از مسیر اسلام منحرف شدهاند و این تجربه باید برای مسلمین درس عبرت باشد. با دقت کلمات این « روح خدا» را که خط او خط رسول خداست دقت کنند، وجود امام امروز برای ما معیار است راه او راه سعادت و انحراف از آن خسران دنیا و آخرت است. من با تمام وجود این اعتقاد را دارم که شناخت و مبارزه با جریانهایی که بین مسلمین صدر به انحراف کشیدن انقلاب از خط اصیل و مکتبی آن را دارند، به مراتب حساستر و سختر از مبارزه با رژیم صدام و آمریکاست و وصیتم به برادران این است که سعی کنند توده مردم که عاشق انقلاب هستند را از نظر اعتقادی و سیاسی آماده کنند که بتوانند نیروهای صادق انقلاب را شناسایی کنند و عناصری که جریانهای انحرافی دارند بشناسند که شناخت مردم در تداوم انقلاب حیاتی است.
وصیت نامه اینجانب محمد بروجردی(پدر دره گرگی) پس از حمد خدا و طلب استغفار از او که برگشت همه به سوی اوست و درود بر محمد و آل او و درود بر امام امت و درود بر همه شهیدان تاریخ . از همه برادرانی که در طول عمرم با آنها تماس داشتهام طلب آمرزش میکنم و هر کس که این وصیت نامه را میخواند برای من طلب آمرزش کند زیرا که من از این دنیای ناگوار با کوله بار خالی میروم و بعد از من همسرم سرپرستی خانواده را به عهده دارد و حقوق و مقدار ارثی که دارم به او میرسد به غیر از مبلغی 7000ریال (هفتصد تومان) که باید به مادرم بدهد و درصورت فوت همسرم برادر کوچکترم عبدالمحمد سرپرستی دو فرزندم را به عهده گیرد و از اینکه نتوانستهام برای خانواده بطور کلی مثبت باشم ازهمه پوزش میطلبم و طلب آمرزش میکنم
والسلام.
== نگارخانه ==
<gallery>
</gallery>
== جستارهای وابسته ==
* کتاب مسیح کردستان نوشته عباس اسماعیلی
* کتاب فرمانده سرزمین قلب ها نوشته بیژن قفقازیزاده
== منابع ==
<references/>
== ردهها ==
{{ترتیبپیشفرض:پدر دره گرگی - محمد}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای سپاه پاسداران]]
[[رده: فرماندهان شهید سپاه پاسداران]]
[[رده: شهدای نیروی زمینی سپاه]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای غرب کشور]]
[[رده: شهدای استان لرستان]]
[[رده: شهدای شهرستان بروجرد (استان لرستان)]]