شهیدحسین کرابی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید حسین کرابی تاریخ تولد : 1357/01/01 تاریخ شهادت : 1376/05/26 محل شهادت : نامشخص م...» ایجاد کرد)
 
سطر ۹: سطر ۹:
 
  rId4
 
  rId4
  
وصیتنامه
+
وصیت نامه
  
بسمه تعالی وصیت‌نامه شهید بار خدایا، گنه‌کارم. با کوله‌باری از گناه می‌خواهم به سویت پرواز کنم، افسوس که این بار گناه به اندازه‌ای سنگین است که قدرت پرواز را از من گرفته. خداوندا از تو می‌خواهم نظر لطفی به من کنی و گناهان فراوانم را ببخشی. پروردگارا از تو می‌خواهم که گام‌های مرا برای رسیدن به هدفم استوار گردانی. خدایا از مال دنیا چیزی ندارم که در راه تو انفاق کنم، پس چنانچه تو این جان ناقابل را پذیرا باشی، آن را در راه تو فدا میکنم. با سلام بر یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و به نائب برحقش امام خمینی، آن پیر جماران و ابراهیم زمان و با سلام به خدمت خانواده‌های شهدا، مفقودین، اسرا و جانبازان. با سلام خدمت مادرم، ای از جان عزیزترم، از تو می‌خواهم در مرگ من همچون فاطمه زهرا(س) صبور و مقاوم باشی. مادرم از تو می‌خواهم که بر مرگ من گریه نکنی، بلکه برای مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش گریه کنی. از تو می‌خواهم که پس از شهادت من دو رکعت نماز شکر بخوانی و شکر خدا را بجای آوری که به من توفیق شهادت داده است. من امانتی بودم در دست شما از سوی پروردگار، بله من امانتی بودم که خداوند خود به شما داد و خود از شما گرفت. مادرم می‌دانم دادن یک جوان سخت است ولی این امر به دست من و تو نیست و به دست پروردگار خالق جهانیان است. پدرم وقتی که صورت خسته‌ات را نگاه می‌کنم خجالت می‌کشم زیرا که تو زحمت زیادی برای من کشیده‌ای. حال وقت آن رسیده بود که من به یاری شما بشتابم ولی دستور از مقامات بالای مملکت بود. پدرم از تو می‌خواهم که مرا ببخشی و پس از افتادن اسلحه‌ی من بر زمین اسلحه‌ی مرا برداری و نگذاری که خون من پایمال شود و مانند دیگر پدران شهید که در این جا هستند در این جهاد الهی شرکت کنی. سخنم را با برادرام آغاز می‌کنم، برادرانم می‌دانم که از همه‌ی خانواده در برابر چنین مسائلی صبورتر و مقاوم‌تر هستید. من در جبهه با خون و سلاحم و شما در پشت جبهه با قلم و عمل راه پیر جماران، این اسوه استقامت را ادامه دهید. خواهرانم از شما می‌خواهم که در مرگ من صابر باشید و کمتر گریه کنید، زیرا گریه کردن بیش از حد باعث شادی دشمنان انقلاب می‌گردد. از برادران علی‌اکبر، مهدی و بهرام التماس دعا دارم. من کوچکتر از آنم که آنها را راهنمایی کنم. امت حزب‌الله از شما می‌خواهم که خانواده‌های شهدا و مفقودین را تنها نگذارید و از مادران بزرگوار می‌خواهم که از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری نکنید که در نزد خدا مسئولید. از پدران عزیز امت حزب‌الله می‌خواهم که پسرانتان را به جبهه بفرستید و خود نیز به جبهه بیایید. در خاتمه از تمام اقوام، خویشان و دوستان التماس دعا دارم و می‌خواهم اگر در این مدت کوتاه زندگی، خطائی از من سرزده مرا حلال کنند .  
+
بسمه تعالی وصیت‌نامه شهید بار خدایا، گنه‌کارم. با کوله‌باری از گناه می‌خواهم به سویت پرواز کنم، افسوس که این بار گناه به اندازه‌ای سنگین است که قدرت پرواز را از من گرفته. خداوندا از تو می‌خواهم نظر لطفی به من کنی و گناهان فراوانم را ببخشی. پروردگارا از تو می‌خواهم که گام‌های مرا برای رسیدن به هدفم استوار گردانی. خدایا از مال دنیا چیزی ندارم که در راه تو انفاق کنم، پس چنانچه تو این جان ناقابل را پذیرا باشی، آن را در راه تو فدا میکنم. با سلام بر یگانه منجی عالم بشریت [[حضرت مهدی(عج)]] و به نائب برحقش [[امام خمینی]] ، آن پیر جماران و ابراهیم زمان و با سلام به خدمت خانواده‌های شهدا، مفقودین، اسرا و [[جانبازان]] . با سلام خدمت مادرم، ای از جان عزیزترم، از تو می‌خواهم در مرگ من همچون [[فاطمه زهرا(س)]]  صبور و مقاوم باشی. مادرم از تو می‌خواهم که بر مرگ من گریه نکنی، بلکه برای مظلومیت [[امام حسین(ع)]] و یارانش گریه کنی. از تو می‌خواهم که پس از شهادت من دو رکعت [[نماز]] شکر بخوانی و شکر خدا را بجای آوری که به من توفیق شهادت داده است. من امانتی بودم در دست شما از سوی پروردگار، بله من امانتی بودم که خداوند خود به شما داد و خود از شما گرفت. مادرم می‌دانم دادن یک جوان سخت است ولی این امر به دست من و تو نیست و به دست پروردگار خالق جهانیان است. پدرم وقتی که صورت خسته‌ات را نگاه می‌کنم خجالت می‌کشم زیرا که تو زحمت زیادی برای من کشیده‌ای. حال وقت آن رسیده بود که من به یاری شما بشتابم ولی دستور از مقامات بالای مملکت بود. پدرم از تو می‌خواهم که مرا ببخشی و پس از افتادن اسلحه‌ی من بر زمین اسلحه‌ی مرا برداری و نگذاری که خون من پایمال شود و مانند دیگر پدران شهید که در این جا هستند در این جهاد الهی شرکت کنی. سخنم را با برادرام آغاز می‌کنم، برادرانم می‌دانم که از همه‌ی خانواده در برابر چنین مسائلی صبورتر و مقاوم‌تر هستید. من در جبهه با خون و سلاحم و شما در پشت جبهه با قلم و عمل راه پیر جماران، این اسوه استقامت را ادامه دهید. خواهرانم از شما می‌خواهم که در مرگ من صابر باشید و کمتر گریه کنید، زیرا گریه کردن بیش از حد باعث شادی دشمنان انقلاب می‌گردد. از برادران علی‌اکبر، مهدی و بهرام التماس دعا دارم. من کوچکتر از آنم که آنها را راهنمایی کنم. امت حزب‌الله از شما می‌خواهم که خانواده‌های شهدا و مفقودین را تنها نگذارید و از مادران بزرگوار می‌خواهم که از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری نکنید که در نزد خدا مسئولید. از پدران عزیز امت حزب‌الله می‌خواهم که پسرانتان را به جبهه بفرستید و خود نیز به جبهه بیایید. در خاتمه از تمام اقوام، خویشان و دوستان التماس دعا دارم و می‌خواهم اگر در این مدت کوتاه زندگی، خطائی از من سرزده مرا حلال کنند .  
  
 
منبع:سایت شهدای ارتش
 
منبع:سایت شهدای ارتش
  
 
http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetai ls/22174
 
http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetai ls/22174

نسخهٔ ‏۱۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۲۸

شهید حسین کرابی

تاریخ تولد : 1357/01/01 تاریخ شهادت : 1376/05/26

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : خراسان رضوی - مشهد - بهشت رضا

rId4

وصیت نامه

بسمه تعالی وصیت‌نامه شهید بار خدایا، گنه‌کارم. با کوله‌باری از گناه می‌خواهم به سویت پرواز کنم، افسوس که این بار گناه به اندازه‌ای سنگین است که قدرت پرواز را از من گرفته. خداوندا از تو می‌خواهم نظر لطفی به من کنی و گناهان فراوانم را ببخشی. پروردگارا از تو می‌خواهم که گام‌های مرا برای رسیدن به هدفم استوار گردانی. خدایا از مال دنیا چیزی ندارم که در راه تو انفاق کنم، پس چنانچه تو این جان ناقابل را پذیرا باشی، آن را در راه تو فدا میکنم. با سلام بر یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و به نائب برحقش امام خمینی ، آن پیر جماران و ابراهیم زمان و با سلام به خدمت خانواده‌های شهدا، مفقودین، اسرا و جانبازان . با سلام خدمت مادرم، ای از جان عزیزترم، از تو می‌خواهم در مرگ من همچون فاطمه زهرا(س) صبور و مقاوم باشی. مادرم از تو می‌خواهم که بر مرگ من گریه نکنی، بلکه برای مظلومیت امام حسین(ع) و یارانش گریه کنی. از تو می‌خواهم که پس از شهادت من دو رکعت نماز شکر بخوانی و شکر خدا را بجای آوری که به من توفیق شهادت داده است. من امانتی بودم در دست شما از سوی پروردگار، بله من امانتی بودم که خداوند خود به شما داد و خود از شما گرفت. مادرم می‌دانم دادن یک جوان سخت است ولی این امر به دست من و تو نیست و به دست پروردگار خالق جهانیان است. پدرم وقتی که صورت خسته‌ات را نگاه می‌کنم خجالت می‌کشم زیرا که تو زحمت زیادی برای من کشیده‌ای. حال وقت آن رسیده بود که من به یاری شما بشتابم ولی دستور از مقامات بالای مملکت بود. پدرم از تو می‌خواهم که مرا ببخشی و پس از افتادن اسلحه‌ی من بر زمین اسلحه‌ی مرا برداری و نگذاری که خون من پایمال شود و مانند دیگر پدران شهید که در این جا هستند در این جهاد الهی شرکت کنی. سخنم را با برادرام آغاز می‌کنم، برادرانم می‌دانم که از همه‌ی خانواده در برابر چنین مسائلی صبورتر و مقاوم‌تر هستید. من در جبهه با خون و سلاحم و شما در پشت جبهه با قلم و عمل راه پیر جماران، این اسوه استقامت را ادامه دهید. خواهرانم از شما می‌خواهم که در مرگ من صابر باشید و کمتر گریه کنید، زیرا گریه کردن بیش از حد باعث شادی دشمنان انقلاب می‌گردد. از برادران علی‌اکبر، مهدی و بهرام التماس دعا دارم. من کوچکتر از آنم که آنها را راهنمایی کنم. امت حزب‌الله از شما می‌خواهم که خانواده‌های شهدا و مفقودین را تنها نگذارید و از مادران بزرگوار می‌خواهم که از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری نکنید که در نزد خدا مسئولید. از پدران عزیز امت حزب‌الله می‌خواهم که پسرانتان را به جبهه بفرستید و خود نیز به جبهه بیایید. در خاتمه از تمام اقوام، خویشان و دوستان التماس دعا دارم و می‌خواهم اگر در این مدت کوتاه زندگی، خطائی از من سرزده مرا حلال کنند .

منبع:سایت شهدای ارتش

http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetai ls/22174