ویرایش‌ها

شهید محمد رضا پور حسن

۵۸ بایت اضافه‌شده، ‏۲۱ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۳۶
به خاطر دارم محمدرضا مجروح شده بود و با همان پای زخمی می خواست در عملیات شرکت کند فرمانده گفت : هر که دوست دارد می تواند برود به ایشان گفتم : شما مجروح هستید و با این پای زخمی نمی توانید در عملیات شرکت کنید . ولی ایشان گفت : این که چیزی نیست و با ما آمد. من ایشان را سوار ماشین کردم و به عقب بردم در راه ایشان به من گفت : ماشین رابه یکی دیگر بده و بیا با هم به رزمنده ها ملحق شویم و با همان پای زخمی از نیمه راه برگشتیم و خودمان را به بچه های خط رساندیم .
به خاطر دارم من به همراه محمد رضا پور حسن در آموزشی بودیم که یکی از مربیان تاکتیک ما را به کوه برد و خواست به ما طرز انداختن نارنجک را یاد بدهد . وقتی اجزای نارنجک را به ما توضیح داد یک مرتبه نارنجک را در بین ما انداخت و همه پا به فرار گذاشتند. ولی ایشان خودش را روی نارنجک انداخت و مربی هم او را تحسین کرد و گفت : ایشان یک فرد با شهامت و ناترسی هستند و از این طور افراد خیلی کم پیدا می شود .
به خاطر دارم یک روز همراه دوستم محمد رضا برای ورزش و تمرین به پارک رفتیم ، در همان حال من و ایشان در حال ورزش کردن بودیم یکی از دوستان ایشان ما را دید محمد رضا به من گفت : دوست داری با او کشتی بگیری ؟ گفتم : کشتی بلد نیستم ایشان اصرار کرد و گفت : او هم یاد ندارد . خلاصه من با دوستش کشتی گرفتم و او مرا محکم به زمین زد و محمد رضا کلی به من خندید وقتی علت خنده اش را پرسیدم گفت : می دانی به چه کسی کشتی گرفته ای ؟ گفتم نه ! گفت این فرد بهترین کشتی گیر شهرستان اسفراین است هیچ موقع این خاطره از ذهنم خارج نمی شود .منبع سایت یاران رضا<ref>[http://%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=491سایت شهدای یاران رضا]</ref> ==پانویس== <references />
۲٬۵۹۹
ویرایش