ویرایشها
وقتی که به سن جوانی رسید مانند دیگر جوانان به خدمت سربازی رفت واودروان آموزش خودر ا درپادگان عجب شیر گذراند وبعد به منطقه ی جنگی صالح ابد ایلام منتقل شد اودر خدمت سرابز ی هم به فکر خانواده ی خود بود وهمیشه وقتی که به مرخصی میآمد به جای استراحت با ز هم کمک به پدرو مادر خود می رکد سرانجام در بیست و هشتم اردیبهشت ماه سال هزارو سیصدو شصت و نه در منطقه ی عملیاتی سومار به درجه ی رفیع شهادت نائل شد واو را در دیزج به خاک سپردند از اول کودکی فردی بسیار زیرک وباهوش درحین تحصیل با توجه به اینکه پدرش یک فرد زحمتکش روستائی درامر کشاورزی مشغول بوده اند هیمشه برای پدرومادرش یارو یاور بود در زندگی لحظه ای از اطاعت انها غافل نبودوهمیشه از کودکی که پدرش اهل منبر و مسجد بود جهت خواندن نماز با پدرش به مسجد می رفت وهمیشه سعی مرکد نماز را د رهمان وقت بخواند عاشق امام وانقلاب بود همیشه در زندگی راهنمودهای امام راحل را سرمشق قرارمی داد یک فرد مومن واز تبارحسین (ع)بود درمراسمات عمومی عزاداری ایام ها ی مختلف همیشه حضور فعال داشته ودرایام محرم نقش اساسی درعزادرای امام حسین می نمود وهمیشه سعی میکرد همه را به ان راه دعوت نماید وهمیشه میگفت ماهرچه داریم از این امام حسین و کربلا داریم واگر از خدمت جان سالم پیدا کنم حتما مادرم را به زیارت کربلا خواهم برد کربلا ورد زبان او بود وراضی نمی شد هیچ کس ازدست او خدای نکرده ناراحت بشود خصوصییات خاصی داش ت گویا اینکه ایاشن ازان انتخاب شدگان بوده که به سوی خودش دعوت نمود
در موقع شهادت ایشان رویت چهره خاصی درجلوه خود ظهور کرده بود