ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهیدابوالحسن ترنجد

۶۴ بایت اضافه‌شده، ‏۲۷ بهمن ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۳۸
==وصیت نامه==
بسمه تعالی
با سلام به رهبر کبیر انقلاب اسلامی و بنیان گذار جمهوری ايران، به شهیدان، [[شهیدان]]، به خفته ي کربلا، [[کربلا]]، حسین (عليه السلام) تا کربلای [[خمینی ]] و با سلام به رزمندگاني که در باران گلوله در خط مرزی براي جانبازی میان سنگرها نشسته اند و با سلام و درود به خانواده های [[شهدا ]] که داغ جوانان خود را تحمل کرده اند وصیّت نامه ام را شروع می کنم:هدف من از آمدن به [[جبهه ]] این است که خدمت کوچکی برای دین [[اسلام ]] و برای پایداری مملکت اسلامی انجام دهم و حاضرم جان خود و خون خود را بریزم تا مزدوران به خاک میهن اسلام ما تجاوز نکند و آرزو دارم پرچم جمهوری اسلامی در تمام نقاط ايران با سربلندی مملکت در سر ميادين زده شود.مادرم! از [[شهادت ]] من ناراحت نباشید، برای امام حسین (عليه السلام) غصه دار و ناراحت باشید چون به خاطر دین اسلام سرش را از دست داد تا که نگذارد یزید و یارانش به دین ما ضربه بزنند. از انجمن اسلامی [[خالکیاسر ]] می خواهم که کاری نکنيد كه مردم از شماها ناراضی نباشند. هنگام مراسم دعای کمیل مسجد را خالی نکنید و جمع شدن شما در مسجد و یاری گرفتن از حضرت علی (عليه السلام) در دعای کمیل شرکت کنند و از خواهران محل و محل های دیگر می خواهم با [[حجاب ]] مقدس خود مثل حضرت زینب (سلام الله) وارد مسجد بشوند. در دعای کمیل شرکت کنند تا دشمنان اسلام چشمشان کور شود و از حجاب مقدس شما شکست بخورند و دشمنان اسلام هيچ كاري نمی توانند بکنند.ما به خاطر شما به [[جبهه ]] رفته ایم ما به خاطر ملّت به جبهه رفته تا به اسلام مان ضربه وارد نکنند، [[حجاب ]] خواهران را از بین نبرند.پدر و مادرم و برادر و خواهرانم! از شما می خواهم که صبر داشته باشید و دیگران را به صبر دعوت کنید. از برادرانم می خواهم [[سنگر ]] من خالی شده و اسلحه من به صحرا افتاده و از دوستان جدا شده ام؛ از شما می خواهم که بروید به [[سنگر ]] و جای خالی من را پر کنید و اسلحه من در صحرا افتاده بدست بگیرید و پیش دوستان و برادران مبارزه با مزدوران بعثی صهیونستی، جنگ و صبر و استقامت کنید.از خواهرانم می خواهم که [[حجاب ]] خودشان را رعایت کنند تا منافقین از صبر و تحمّل شما به حجاب شما چشمانشان کور می شود و از کلیه همرزمان پدران، برادران، خواهران، و از پدر و مادرم و برادر و خواهرانم می خواهم که مرا ببخشید تا من نیز به جوار شهدای صدر اسلام بپیوندم و در آخر با همه دوستان و فامیلان و پدر و مادرم و برادر و خواهرانم خداحافظی می کنم و شما را به خدای بزرگ می سپارم.خدایا خدایا تا انقلاب مهدی [[خمینی ]] را نگهدار
جنگ جنگ تا پیروزی
مرا در کنار پسر خاله ام [[کاظم حسنی ]] دفن نمايید متشکرم.
و السلام
۵۸
ویرایش