==زندگی نامه==
شهید ابوالحسن در خرداد ماه سال [[1345 ]] در شهرستان [[لار ]] به دنیا آمد خانواده اش از نظر مالی در سطح متوسطی بودند. شغل چوپانی داشت و از این راه زندگی شان تامین می شد.کم کم ابوالحسن هم بزرگ شد و برای رفتن به مدرسه آماده گشت.دوران ابتدایی را در مدرسه مجتهدی به پایان رساند و به مقطع راهنمایی راه یافت و در کنار درس و مدرسه به پدر کمک می کرد و دوران راهنمایی را در مدرسه فرصت ادامه داد تا دوم راهنمایی بیشتر تحصیل نکرد و برای این که به پدرش کمک کند ترک تحصیل کرد.در زمان [[انقلاب ]] هم در میان مردم بود و در پایگاه و بسیج خدمت می کرد و برای امنیت از شهر شب ها را نگهبانی می داد.تا این که [[جنگ تحمیلی ]] شروع شد.با شعار این که می خواهم امام را یاری کنم و مشت محکمی بر دهان آمریکا بزنم به [[جبهه ]] اعزام شد.ابوالحسن در دوم دی ماه سال 1362 همراه دوستانش به مهاباد اعزام شد بعد از چندین ماه از جبهه برگشت مجدداً خواست به جبهه اعزام شود که تصادف کرد و خانه نشین شد تا این که نوبت سربازی اش رسید.به خدمت مقدس سربازی رفت.دوران سربازی در [[سمنان ]] و بعد در [[بهبهان ]] خدمت کرد و در نهایت ایشان را به منطقه [[خسرو آباد ]] [[آبادان ]] اعزام کردند. چندین ماه در جبهه خرم آباد مهاباد با بعثیون جنگید تا این که در 25 شهریور ماه سال [[1366 ]] به آرزوی دیرینه اش رسید.
==وصیت نامه==