ویرایش‌ها

شهید علی‌رضا محمدی فردویی

۴٬۸۸۲ بایت اضافه‌شده، ‏۲۵ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۶:۱۰
== خاطرات ==
== آثار ==
=== وصیت‌نامه ===
بسم الله الرحمن الرحیم
 
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون
 
گمان مبرید آن کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده‌اند بلکه زنده‌اند و نزد خدایشان روزی دارند.
 
با رسیدن ماه محرم ماهی که خون بر شمشیرها پیروز شد هاشمیان بر بنی‌عباس پیروز شدند ماهی که خون اباعبدالله الحسین(ع) بر روی زمین ریخت و ماهی که حسین بن علی(ع) تمامی را دعوت به جهاد نمود حال (زمان) تکرار شد و حسین زمان قیام کرده و یزید زمان یعنی صدام کافر به کشور ما نه بلکه به خاک اسلامی ما تجاوز کرده، حال یاری می‌خواهد باید شتافت و کوتاهی نکرد. با درود بر سالار شهیدان حسین بن علی(ع) و سلام بر بزرگ منجی بشریت امام زمان و درود فراوان بر فرمانده کل قوا امام خمینی که طلیعه افزون این انقلاب اسلامی است، این وصیت‌نامه را شروع می‌کنم چند نکته با جوانان غیور دارم و یک نکته با مادران بااینکه مادران چه مادرانی شیر زنان بگو که چطور ایثار می‌کنند و فرزندانشان را مانند اسماعیل‌ها به جبهه می‌فرستند و با جوانان که بهترین کارکرد و فداکاری در جبهه‌ها و پشت جبهه دارند. اما ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین(ع) در میدان نبرد شهید شد ای جوانان مبادا در غفلت بمیرید که علی(ع) در محراب شهید شد و ای مادران مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که در محضر خدا نمی‌توانید جواب حضرت زینب(س) را بدهید که او تحمل ۷۲ شهید را نمود همه مثل مادر وهب جوانانتان را به جبهه‌های نبرد بفرستید و حتی جسد آنان را تحویل نگیرید چون مادر وهب فرمود بدن و سری را که در راه خدا دادم پس نخواهم گرفت ای برادران استغفار و دعا را از یاد مبرید که بهترین درمان دردها دعاست. همیشه به یاد خدا بوده باشید و هیچ‌وقت از ولایت‌فقیه دور نشوید و روحانیت را از خود دور نبینید و امام ز جان عزیزترمان را فراموش نکنید و همه مواقع امام را دعا کنید و زیر هیچ چتر و گروه و سازمانی نبوده فقط خط امام. پس مادرم ناراحت نباش وحی به من رسیده و برای من امکان بازگشت برای زندگی نیست. اکنون‌که این وصیت‌نامه را می‌نویسم ساعت‌هایی دیگر به حمله نمانده آن هم چه حمله‌ای و چه شوری. حسین جان اینان عاشق‌اند، امشب چه نینوایی خواهد شد، حسینیان دور هم نشسته‌اند و همدیگر را می‌بوسند و همدیگر را بغل می‌کنند، عجب صفایی، بی‌اختیار می‌گریم، اشک شوق می‌ریزم چه کربلایی خواهد شد، دسته‌ها، گردان‌ها، تیپ‌ها، یگان‌ها همه آماده‌اند، همه مشغول کارند؛ یکی وصیت‌نامه می‌نویسد، یکی آموزش می‌بیند، راستی کربلا تکرار شده، یکی خداحافظی می‌کند. برادران جوان از قافله عقب نمانید خود را آماده کنید که اگر عَلَم از دست دوستت افتاد بیایی و برداری؛ دوست داشتم مادرم می‌بودی و قافله‌های حسینی را می‌دیدی که به‌طرف کربلا در ماه محرم آن‌هم در چه شبی حرکت کرده‌اند. خدانگه‌دار امام عزیزمان باشد دیگر عرضی نیست جز دعا به جان امام و اسلام.
 
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند
 
روبه صفتان زشت‌خو را نکشند
 
گر عاشق صادقی ز مردن مهراس
 
مردار بود هر آنکه او را نکشند
 
<ref name="vasiat">[http://hamaseh17.ir/2014-01-19-08-14-04/saier-farmandehan-shahid/alireza-mohammadi/115-vasitnameh-alirezamohammadi.html وصیت‌نامه شهید علی‌رضا محمدی]، حماسه ۱۷</ref>
 
== نگارخانه‌ ==
<gallery>
۷۶۴
ویرایش