شهید حمیدرضا حسنی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «حمیدرضا محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : حسنی‌ تاریخ شهادت : 1365/10/21 نام پدر :...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱۲: سطر ۱۲:
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
 
• یک شب خواب دیدم که داخل حرم امام رضا(ع) هستم و کبوتری در دستم است حرم خیلی خلوت بود. خادم حرم آمد نزدیک من و گفت: چرا کبوتر را در دستت گرفته ای و رهایش نمی کنی؟ من به او گفتم: الان رهایش می کنم وقتی کبوتر را رها کردم مستقیم رفت و داخل ضریح نشست که از خواب بیدار شدم و خوابم را برای همسرم تعریف کردم و گفت که به احتمال زیاد فرزندمان محمد رضا شهید شده است که بعد از چند روز خبر شهادت ایشان را آوردند.
 
• یک شب خواب دیدم که داخل حرم امام رضا(ع) هستم و کبوتری در دستم است حرم خیلی خلوت بود. خادم حرم آمد نزدیک من و گفت: چرا کبوتر را در دستت گرفته ای و رهایش نمی کنی؟ من به او گفتم: الان رهایش می کنم وقتی کبوتر را رها کردم مستقیم رفت و داخل ضریح نشست که از خواب بیدار شدم و خوابم را برای همسرم تعریف کردم و گفت که به احتمال زیاد فرزندمان محمد رضا شهید شده است که بعد از چند روز خبر شهادت ایشان را آوردند.
• یادم هست برادرم محمد رضا به مرخصی آمده بود. به ایشان گفتم: در دانشگاه قبول شدی و دیگر نمی خواهد به جبهه بروی بیا درست را ادامه بده و همین 6 ماهی که خدمت کردی کافی است ولی ایشان قبول نکرد و گفت: 6 ماه در آنجا خوردم و خوابیدم و این دفعه باید بروم و در عملیات شرکت کنم و برای چنین لحظه ای روز شماری کردم باید بروم و شاید در همین عملیات به شهادت برسم وقتی رفت بعد از چند روز خبر شهادتش را برایمان آوردند.
+
• یادم هست برادرم محمد رضا به مرخصی آمده بود. به ایشان گفتم: در دانشگاه قبول شدی و دیگر نمی خواهد به جبهه بروی بیا درست را ادامه بده و همین 6 ماهی که خدمت کردی کافی است ولی ایشان قبول نکرد و گفت: 6 ماه در آنجا خوردم و خوابیدم و این دفعه باید بروم و در عملیات شرکت کنم و برای چنین لحظه ای روز شماری کردم باید بروم و شاید در همین عملیات به شهادت برسم وقتی رفت بعد از چند روز خبر شهادتش را برایمان آوردند.<ref>[http://%20%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6767 سایت شهدای یاران رضا]</ref>
منبع سایت یاران رضا
+
 
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6767
+
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ ‏۱۰ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۱۹

حمیدرضا محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : حسنی‌ تاریخ شهادت : 1365/10/21 نام پدر : عبدالمجید مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : شهدا


خاطرات

• یک شب خواب دیدم که داخل حرم امام رضا(ع) هستم و کبوتری در دستم است حرم خیلی خلوت بود. خادم حرم آمد نزدیک من و گفت: چرا کبوتر را در دستت گرفته ای و رهایش نمی کنی؟ من به او گفتم: الان رهایش می کنم وقتی کبوتر را رها کردم مستقیم رفت و داخل ضریح نشست که از خواب بیدار شدم و خوابم را برای همسرم تعریف کردم و گفت که به احتمال زیاد فرزندمان محمد رضا شهید شده است که بعد از چند روز خبر شهادت ایشان را آوردند. • یادم هست برادرم محمد رضا به مرخصی آمده بود. به ایشان گفتم: در دانشگاه قبول شدی و دیگر نمی خواهد به جبهه بروی بیا درست را ادامه بده و همین 6 ماهی که خدمت کردی کافی است ولی ایشان قبول نکرد و گفت: 6 ماه در آنجا خوردم و خوابیدم و این دفعه باید بروم و در عملیات شرکت کنم و برای چنین لحظه ای روز شماری کردم باید بروم و شاید در همین عملیات به شهادت برسم وقتی رفت بعد از چند روز خبر شهادتش را برایمان آوردند.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای یاران رضا