تاریخ تولد : 1345/06/20
تاریخ شهادت : 1366/05/13
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : گلستان - مینودشت - پرسه سو
محل آرامگاه : گلستان - مینودشت - پرسه سو
rId4
زندگینامه==زندگی نامه==
بسم الله الرحمن الرحیم
شهید گرانقدر موسی لکزایی فرزند غلامحسین در یکی از روزهای گرم تابستان یعنی بیستم شهریور ماه سال 1345 در روستای گوگل از توابع شهرستان مینودشت، شهری که با خون شهیدان تزئین شده و در گوشه و کنارش عکس آن خوبان نه تنها بر در و دیوار، بلکه بر قاب دل جاسازی شده است، کودکی معصوم قدم به عرصه وجود نهاد. این خانواده گرم و صمیمی با وجود اینکه مثل بسیاری از خانواده های آن زمان با فقر و تنگدستی دست به گریبان بودند، اما هم چنان با ایمان کامل زندگی فقیرانه خود را ادامه می دادند. به همین دلیل خدا کودکی از جنس فرشتگان به آنها هدیه کرد.
تنها شش بهار از عمرش گذشته بود که راهی دبستان شد اما تحصیل او در دبستان دیری نپایید، زیرا با داشتن قلبی رئوف حاضر نمی شد که دستان پینه بسته پدر و مادر را ببیند و به آنان یاری نرساند. به همین دلیل سنگر علم و دانش را رها کرده و جهت تأمین معاش خانواده و پدر و مادر خود مشغول به کار شد.
گویا خود درک کرده بود که باید به عرش کبریایی صعود کند زیرا در تمامی تشییع جنازه های شهداء شرکت می نمود و با آنان وعده دیدار می گذاشت. نماز جمعه و راهپیمایی و بسیج را هم هرگز از یاد نمی برد و همواره حضوری پررنگ و فعال در این عرصه ها داشت.
این شهید بزرگوار شب ها نگهبانی می داد و روزها به سر کار می رفت. عاشق کمک به همنوعانش و همسایه ها بود. گویا خدا عنصری به عنوان خستگی در وجود این مرد خدایی ننهاده بود. کسی نمی توانست درک کند که او چقدر از کار و فعالیت و کمک به همنوعانش لذت می برد و به این کار عشق می ورزد.
علاقه خاصی به امام و شهداء داشتند و به فرمان حضرت امام با آغاز جنگ تحمیلی لبیک گفتند و در سال 1365 از طریق ارتش به مناطق جنگی اعزام شدند و به عنوان آرپی چی زن گروهان خود مدت پانزده ماه در جبهه های حق علیه باطل به نبرد پرداختند و قبل از شهادتش از ناحیه کمر مورد اصابت ترکش خمپاره قرار می گیرد و مدت چهار ماه در بیمارستان بدون اینکه اطلاعی به خانواده داده باشند بستری بودند.