بسم الله الرحمن الرحيم
با عرض سلام به همسر و همراه و دوست و همفكرم مينا ، از آنجا كه تو خود ميدانى روش و حركت گم شده، ما كه همان حركت اسلامى در سطح جهانى بود را يافتيم و ما موظفيم تا جهانى را جهت انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج) آماده سازيم و ما نيز بحسب وظيفه ميرويم تا انشاءا... چنين كنيم و آرزويمان در اين راه اين است كه به عاليترين درجه آن كه [[شهادت ]] است برسيم و انشاءا... كه ما آن لياقت را داشته ايم كه در راهش [[شهيد ]] گرديم. و اما از تو ميخواهم كه روش ناطق ماجراى كربلا را پيشه خودسازى و با حركتهاى حساب شده انقلابى چنان مشت محكمى به دهان ياوه گويان بزنى كه هرگز ديگر بفكر آن نباشند كه با كشتن و [[شهيد ]] كردن امت حزب ا... چه در جبهه حق عليه باطل و چه در هر نقطه از اين جهان ميتوانند لطمه اى به اين انقلاب الهى بزنند. آرزويم اينست تا فرزندانم مرينا و محمد آنطور تربيت شوند كه روزى بار گناهان طاغوت را به دوش خود احساس نكنند با توجه به اينكه هنوزم هم تعداد معدودى از اولياء خانواده روش آنها در تربيت طاغوت است ميخواهم كه فرزندانم را از آن آلودگى ها دور نگهدارى و به آن حدى برسانى كه دخترم لياقت درك زندگى خانم خانمها فاطمه زهرا(ع) و منش زينب كبرى را درك كند و از آنها پيروى نمايد و پسرم محمد كه اميد بسيار دارم او را چون خودم كه از اين بابت خود را مديون اولياء خود ميدانم تربيت كنى تا ارزش اسلام را والاتر از هر چيز بداند و به احكام آن عمل كند تا شايد آنچه كه من آرزويش را دارم بر آورده كند و آن اينست كه انشاء ا... به آن حد برسد كه در ركاب آقايم امام زمان باشد و به مقام والاى [[شهيد ]] برسد و شايد از اين جهت ما بتوانيم دين خود را به اسلام ادا نماييم. انشاءا...
خدا يار و نگهدار شما باشد. انشاءا...
از شما ميخواهم نزد يك يك دوستان و آشنايانم برويد و از همه بخواهيد كه مرا حلال كنند و آنچه كه آنها از نظر مالى مدعى هستند بپردازيد و از وصى من كه مينا ثانى فرزند عباس دارنده شماره شناسنامه 1012 تاريخ تولد 1330 ميباشد دريافت داريد.
از شما ميخواهم مرا حلال كنيد واگر آنچه را كه بايد در حق شما ميكردم نكرده ام بگذريد تا شايد در نزد خدايم شرمنده و خجل نباشم من ميدانم كه فرزند و برادر و وابسته و دوستى خوب آن چنان كه دين اسلام ميخواهد نبوده ام و اقرار دارم وليكن شما با بزرگى و كرم خود مرا ببخشيد انشاءا... كه من باعث سرافكندگى شما نباشم و شما هم از دادن اين قربانى در راه ا... راضى و خشنود هستيد از آنجا كه نميتوانستم بنا به دلايلى از شخص پدرم كسب اجازه نمايم مرا ببخشيد با توجه به اينكه خود همه را از خواست قلبى خودتان كه همان بثمر رسيدن اين انقلاب است آگاه ساخته بوديد به اين جهت من مطمئن بودم كه مرا نافرمان نخواهيد پنداشت.
برادرم آرزويت شهادت بود و نيز اينرا ميدانم كه والاترين مقامها مقام شهيد است لكن برادرم صبر و تحمل در يك اجتماع كه يك نفس بيشتر نيست خود اجرى عظيم دارد و لذتى را كه پس از خدمت به مخلوق در جهت رضاى خالق انجام ميپذيرد وصف ناپذير است و هر چند فشار بيشتر باشد اجرش عظيم تر چرا كه امامانمان حضرت على (ع) و امام حسين (ع) هر كدام در اوضاع زمانى روشهاى شهادت را جهت به ثمر رساندن يك هدف كه اسلام واقعى بوده است بما نشان داده اند و اين زمان از نظر من وضعيتى دارد كه هر سه زمان آن سه امام اولين را در خود حفظ كرده است پس عده اى بايد بجنگند عده اى بايد تحمل كنند و عده ديگر در حال سازندگى اين كشور اسلامى شهيد شوند پس ديگر ساكت ماندن سزاوارنيست به هر طريق كه خدا بخواهد همان را ادامه بده و مطمئن باش اجر شهيد را كسب خواهى كرد چرا كه جوانى و دقت بسيار دارى.