ویرایش‌ها

شهیدابوالفضل اعظمینژاد

۴ بایت حذف‌شده، ‏۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۴۰
 بسم الله الرحمن الرحیم
 « یا ایها الذین امنوا ان تتقوا الله یجعل لکم فرقانا و یکفّر عنکم سیئاتکم و یغفرلکم والله  ذوالفضل العظیم »
 به نام او که قدرت مطلق و به نام او که همه چیز از اوست و در تحت اراده و نظر و فرمان اوست و به نام و سلام و درود فراوان به [[محمد]]  و خاندان نبوت و جایگاه رسالت و محل فرود آمدن فرشتگان و جایگاه نزول وحی و معدن رحمت و سلام گرم مان به امامان هدایت گر و روشنی بخش تاریکی ها و صاحبان خردمندی و هوشیاری و پناهگاه عالمیان و وارثان پیامبران و حجت های خدا و بر اهل دنیا و آخرت؛ شماهایی که دل هاتان جایگاه معرفت و مخزن علم خدا هستید و درود فراوان به [[حضرت امام زمان مهدی موعود( عج)]] و نایب برحق آن حضرت [[امام خمینی]]، آن قلب تپنده جهان [[اسلام]] ( مدظله ) و [[شهدا]] و آنانی که جانشان را در راه احیای اسلام بی دریغ دادند و با خون سرخشان چهره پرچم اسلام و حکومت حق را نمایی دیگر بخشیدند. آری شهیدانی که در جبهه ها با ایمان و ایثار و فداکاری و از جان گذشتگی و الهام گرفتن از [[امام حسین]] [[شهادت]] را پایان بخش زندگی دنیوی خود قرار دادند. یکی از ویژگی های [[انقلاب اسلامی]] [[ایران]] همان شهادت  است که از [[ائمه اطهار( سلام الله علیهم اجمعین)]] و اولیاء خدا به ما ارث رسیده است که در پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی نقش بسیار عمده داشته است و [[شهادت]]، شهادت، انسان را به مرحله ای از فوز و کمال می رساند که بدون آن امکان رسید ن به این مرحله نیست و شهیدان با دادن جان عزیزشان در راه خدا انسان ها را از تاریک یها به روشنایی ها و از سکون به تحرک وا می دارند و شهادت تنها راهی است که انسان در کمترین مدت به آرزویش، که همانا جلب رضای خدای متعال و یافتن منزلی باشکوه در آخرت می باشد ، می رسد؛ شهادتی که به عنوان مدرک تحصیلی دانشگاهی عظیم که مکانش جبهه و کلاسش سنگر و استادانش اندیشه و تدبر و تعقل در عالم است و امدادهای غیبی و الطاف خداوندی و نعمت های بی حد و اندازه الهی و خلوص و ایمان و ایثار شما و دعاهای پر محتوای بندگان مخلص و جان بر کفان [[پاسدار] و [[بسیجی]] و [[ارتش]] است که دنیا چنین استادانی به خود ندیده است.
 منِ حقیر، نیز با تصمیم و اراده خود و با چشمی باز، که اعتقاد راسخ به حقانیت این راه داشته ام، به جبهه آمدم تا بتوانم در این محیط پرمعنی خود را ساخته و نیازهای خود را، که همانا شناخت خود و عالم اطراف من و خدای منّان می باشد ، برآورم و سپس اگر خدا بخواهد خدمتگزاری باشم که شاید خدمتم مورد قبول خداوند رحمن و رحیم قرار گیرد و اگر خداوند لیاقتی که به ما عطا کند، جان ناقابل خودمان را در راه هرچه پایدار ماندن و استحکام یافتن و جاری شدن احکام عالیه اسلام هدیه کنم و به شهادت، یعنی آزاد شدن از قید و بندهای دنیای مادیت و جستن به سوی عالم بس وسیع و فراوان از الطاف الهی ، برسم.
 خداوندا، کودکی بیش نبودم که مرا به نعمت و احسان خود پروراندی و در بزرگی سربلندم ساختی. سپاس خدای را است که هرگاه بخوا نمش پاسخم گوید و اگر او را نافرمانی کنم بدی هایم را بپوشاند و چه بسا بخشش های نیکویی که مرا بخشیده و به من عطا کرده و حوادث هراس انگیزی که از آن نگاهم داشته و شادمانی های فریبنده ای که نشانم داده، اینک شکرگزار و ستاینده ام و نام پاکش را بر زبان می رانم. سپاس خداوندی که درِ رحمت را به سوی این بندگان گنه کار خود باز کرد و سپاس او را که آبروی بندگانش را حفظ می کند و سپاس به تو خدای من که خود را به من شناساندی پس چنان شدم که به آسودگیِ خاطر، تو را می خوانم و با حال انس به تو، نه با حال ترس یا خوف ، زیرا با راهنمایی تو به سوی تو می آیم.
۱۱۷
ویرایش