ویرایش‌ها

شهید عباس علی یزدانی

۱۲ بایت اضافه‌شده، ‏۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۳۲
/* زندگی نامه */
==زندگی نامه==
با سلام و درود بر منجی عالم بشریت امام زمان و نایب بر حقش خمینی بت شکن و سلام و درود فراوان بر رزمندگان دلیر جبهه های نور علیه ظلمت و سلام و درود فراوان بر شهدای صدر اسلام تا کنون و منجمله شهدای اخیر که در درگیری با منافقین از خدا بی خبر به [[شهادت ]] رسیدند.
واما شهید عباسعلی یزدانی نامبرده از کوچکی بسیارفرد مظلوم و پسری ساکت آرامی بود و از وی کوچکترین آزاری به کسی نمیرسید نامبرده در سال 1348 در روستای قصر دیده به جهان گشود و ی در یم خانواده مستضعف ومذهبی تربیت شد و تا سن 7 سالگی که دوران طفولیت نامبذه بود معلوم بود که شخصی مهماننوار و منظمو آرامی میباشد و تا اینکه در همان روستا به کلاس درس رفتنند چون وی از خوش و فکر خوبی برخوردار بودند تمام درسها را با معدل خوبی قبول میشدند وکلا در تمام دروس موفق بودند تا اینکه درس را به اتمام رسانیدن در طول این مدت در کلیه کارها کمک حال پدر ومادر بودند و وست نداشتند که کوچگترین فشاری بر پدر ومادر وارد شود. همیشه به همنو آن و زیر دستان کمک میکردند نامبرده از مواد خوراکی وحبوبات و شکر و قند و نفت و سایر مواد لازم به خانواده های بی سرپرست کمک میکردند. و پس از اتمام تدریس که از پنجم ابتدایی به بالا نبود کمک حال پدر به کشاورزی پرداختند. مامبرده در کشاورزی بسیار معتقد به بزل و بخشش و انفاق به محرومان کشور بودند بطوریکه در ابتدایی کاشت محصول ب نام فقیر رهگذر دوست و آشنا و... قسمتی از زمین را اختصاص میدادند و میکاشتند برای خوردن اینگونه افراد. ونیز خیر وبرکت را هم از خداوند متعال میخواستند و یکی از خصوصیات نامبرده این بوده که بسیار به نماز روزه و دیگر مسائل و واجبات و در ترک محرمات پایبند بودند و به خیچ عنوان احترام به بزرگسالان و مستضعفان و افراد بی سرپرست از یادشان نمیرفت ودر هنگام عبور با وسیله شخصی خود از منطقه ای به منطقه دیگر هر شخصی را که پیاده میدید سوار نموده و به محلش و خانواده اش میرسانید و اگر گرسنه و یا برهنه میبود آن شخص را کاملا رسیدگی کرده و کمک کرده و سپس به مقصدش میرسانید.
و تا هنگام ورود به خانه ویا منزل آخر از همه وارد میشوند و به هنگام خروج از همه افراد دیرتر به اصطلاح از آخر خارج میدند نامبرده پس از برداشت محصول معتقد به روزه خوانی لودند و خرج مفصلی میدادند و ه یاد سالار شهیدان روزه خوانی میکردند و خرج ه میدادند و نامبرده با وجود اینکه در یک روستای دور افتاده بودند و نیز کلیه افرادی که میبایستی خود را جهت [[خدمت مقدس سربازی ]] آماده کنند متواری شده بود خود داوطلبانه در خدمت به اسلام ومسلمین و خدمت در زیر پرچم در آمد و هر چه افراد نا آگاه گفتند قبول نکرد و در جواب آنها گفت که ای کسانی در گوش من ندای فرار را میدهید بدانید ک خون این بنده حقیر از خون امام حسین (ع) و یارانش در کربلا و نیز دیگر شهدای کشورمان رنگین تر نیست و آنانکه از خدمت و یاری کردن دین که فردای شومی را بدنبال خواهند داشت ئ بدانید که فردایی شد دیروز خواخد آمد ش دیروزی که مردم کوفه امام را دعوت کردند و خیانت کردند و نه منتها امام را یاری نکردند بلکه دست بدست شیطانهای روزگار دادند و چه ها که نکردند و جان میلیون ها انسان آن قدوم را اخت میکنند به خود بیایید که ش آنها نباشید و در مورد تحن و نفرین آیندگان قرار نگیرید و عاقبت در تاریخ 1367/05/02 در قلعه های [[حاج عمران ]] جان ناقابل خود را تقدیم انقلاب و رهبری امام امت خمینی بت شکن نمود.
منبع سایت شهدای ارتش
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/29277
۷۴۴
ویرایش