ویرایشها
تعداد فرزندان: ۲
تمام هست ی پدر سع ی د کوچک اش بود که ب ی مار بود و بعد از تولد در ب ی مارستان بستر ی بود . نذر امام رضا م ی شود و شفا م ی ابد
==وصیت نامه:==
به نام خالق هست ی همان که از کودک ی مرا پروراند و عاشق خود ساخت. همان آقائ ی که گاه ی اوقات به قدر ی دلم برا ی ش تنگ م ی شود که م ی خواهم قالب ته ی کنم. همان مولا یی که از بنده نواز ی او ب ی حد و حصر خجل وشرمسارم. در خرد سال ی به شفاعت اربابم ثامن الحجج امام رضا عل ی ه ال سلام عمر ی دوباره بخش ی د و از مهلکه ها ی بزرگ ی نجاتم داد که مجال بازگو کردن آنها ن ی ست بهر حال آقا ی من مولا ی من در حسرت نظر به وجهت م ی سوزم و ام ی دوارم مرا به ا ی ن د ی دار لا ی ق بدان ی .
==خاطرات و گزارشات:==
و ی افزود: وقت ی به نما ی شگاه رس ی دم من وعل ی و فرزند شه ی د شهروز برا ی عکاس ی از بق ی ه جدا شد ی م و مس ی ر ی را ط ی کرد ی م و چند عکس گرفت ی م به غرفه شهدا ی مدافع حرم رس ی د ی م چند عکس برا ی گزارش و چند عکس ی ادگار ی هم با ماکت شه ی د سع ی د سامانلو گرفت ی م .
مهد ی لو با اشاره به ثبت تصاو ی ر ماندگار برخورد فرزند شه ی د با تمثال پدرش گفت: محمد حس ی ن فرزند کوچک شه ی د سامانلو با د ی دن ماکت پدرش به سمت تپه دو ی د و مدام پدرش را صدا م ی زد اطراف ی ان با د ی دن ا ی ن صحنه احساسات ی شده بودند و اشک م ی ر ی ختند با توجه به شناخت ی که از محم د حس ی ن داشتم م ی دانستم اگر مادرش بخواهد جلو ی او را بگ ی رد و توض ی ح دهد فقط ی ک عکس است قبول نم ی کند و تا آخر ب ی قرار ی م ی کند .
و ی عنوان کرد: پ ی ش از ا ی ن هم که محمد حس ی ن ب ی قرار ی پدر را م ی کرد با آغوش کش ی دن تصو ی ر پدر شه ی دش آرام م ی شد، محمد حس ی ن به سخت ی از تپه بالا م ی رفت و همسر شه ی د و بق ی ه تحت تأث ی ر ا ی ن صحنه بودند چند عکس از ا ی ن صحنه گرفتم اصلاً تصور نم ی کردم تصاو ی ر ا ی نقدر مورد استق بال قرار بگ ی رد عکسها پشت سرم هم گرفته م ی شد ف ی لم چند دق ی قه ا ی هم گرفته شده که به زود ی از طر ی ق کانال ی ک ی از رسانهها ی معتبراستان قم منتشر خواهم کرد .
و ی تصر ی ح کرد: محمد حس ی ن بعد از ا ی نکه متوجه شد تنها ی ک تمثال است ب ی قرار شد و فر ی اد زد اما به فاصله چند ثان ی ه که از تپهها پا یی ن آمد خوشحال بود و گفت نازش کردم .