زندگینامه==زندگی نامه==
در عملیات [[کربلاى 3]] مسئولیت بهدارى را بر عهده داشت اما همواره خود را یک امدادگر ساده مى دانست. یک روز تعدادى از دوستانش به قسمت آتشبار خمپاره مى روند، مسئول قبضه که فهمیده بود آنها اهل خور و بیابانک هستند مى گوید: ما یک امدادگر داشتیم اهل منطقه شما بود «خدا بیامرزدش»! مى پرسند اسمش چه بود؟ وقتى نام او را مى گوید، جواب مى دهند زنده است.
مسئول قبضه مى گوید: پس در این عملیات [[شهید]] میشود.
شهید رحمانى دو سال در حوزه به تحصیل معارف روى آورد. شور و دلدادگى رزمندگان تأثیر فراوانى روى او گذاشت و به قصد اداى تکلیف عازم جبهه ها شد و ادامه تحصیل را به وسیله نوارهاى درسى گذراند. این [[شهید]] والامقام علاوه بر [[کربلاى 3]] در [[کربلاى 4]] و 5 نیز به عنوان مبلغ، امدادگر، مسئول تبلیغات و مسئول بهدارى محور خدمت ها کرد تا سرانجام به کاروان شهیدان پیوست. بسیج روستاى فرخى که او پایه گذارش بود نام و یادش را همواره گرامى داشته است.
وصیتنامه==وصیت نامه==
فرازی از وصیت نامه:
اى خدا! کمکم کردى فقط براى رضاى تو گام برداشتم و هجرت کردم.