شهید یعرب الحسین: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید یعرب الحسین ==زندگینامه== شهید یعرب الحسین از جمله جوانان سوری بود که با...» ایجاد کرد)
 
 
سطر ۱: سطر ۱:
شهید یعرب الحسین
+
[[شهید]] [[یعرب الحسین]]
  
 
==زندگینامه==
 
==زندگینامه==
شهید یعرب الحسین از جمله جوانان سوری بود که با آغاز بحران این کشور و تشکیل نیروهای دفاع ملی به آن ملحق شد، او جان خود را از راه دفاع از میهن خود در ردیف دمشق از دست داد.
+
شهید یعرب الحسین از جمله جوانان سوری بود که با آغاز بحران این کشور و تشکیل نیروهای دفاع ملی به آن ملحق شد، او جان خود را از راه دفاع از میهن خود در ردیف [[دمشق]] از دست داد.
 
وصیت نامه
 
وصیت نامه
مادر عزیزم؛ می دانم، از اینکه در روزهای عید نتوانستم به دیدنت بیایم، از دست من ناراحت هستم... می دانم که هر وقت باران بیاید و هوا رو به سردی برود، پشت پنجره می آیی و برایم برای در امان ماندن از شر و بدی دعا می کنی....
+
مادر عزیزم؛ می دانم، از اینکه در روزهای عید نتوانستم به دیدنت بیایم، از دست من ناراحت هستی... می دانم که هر وقت باران بیاید و هوا رو به سردی برود، پشت پنجره می آیی و برایم برای در امان ماندن از شر و بدی دعا می کنی....
 
مادر عزیزم, من خوبم و خواهش دارم غم مرا نخوری.... به من گفته اند که امسال چون من نیستم، شیرینی درست نمی کنی، اما بدان که من بسیار آسوده و راحتم.
 
مادر عزیزم, من خوبم و خواهش دارم غم مرا نخوری.... به من گفته اند که امسال چون من نیستم، شیرینی درست نمی کنی، اما بدان که من بسیار آسوده و راحتم.
 
مادر عزیزم.... شنیده ام از بس اخبار گوش کرده ای برای خود تحلیلگر سیاسی شده ای. از تو می خواهم هیچ گاه مرا و دوستانم را از دعای خیرت محروم نکنی.
 
مادر عزیزم.... شنیده ام از بس اخبار گوش کرده ای برای خود تحلیلگر سیاسی شده ای. از تو می خواهم هیچ گاه مرا و دوستانم را از دعای خیرت محروم نکنی.

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۴۵

شهید یعرب الحسین

زندگینامه

شهید یعرب الحسین از جمله جوانان سوری بود که با آغاز بحران این کشور و تشکیل نیروهای دفاع ملی به آن ملحق شد، او جان خود را از راه دفاع از میهن خود در ردیف دمشق از دست داد. وصیت نامه مادر عزیزم؛ می دانم، از اینکه در روزهای عید نتوانستم به دیدنت بیایم، از دست من ناراحت هستی... می دانم که هر وقت باران بیاید و هوا رو به سردی برود، پشت پنجره می آیی و برایم برای در امان ماندن از شر و بدی دعا می کنی.... مادر عزیزم, من خوبم و خواهش دارم غم مرا نخوری.... به من گفته اند که امسال چون من نیستم، شیرینی درست نمی کنی، اما بدان که من بسیار آسوده و راحتم. مادر عزیزم.... شنیده ام از بس اخبار گوش کرده ای برای خود تحلیلگر سیاسی شده ای. از تو می خواهم هیچ گاه مرا و دوستانم را از دعای خیرت محروم نکنی. مادر عزیزم، بدان که وطن هر کس گرانبهاترین چیز نزد اوست و به همین دلیل است که من تصمیم گرفتم برای دفاع از آن به نیروهای دفاع ملی ملحق شوم. می دانم چون این موضوع را به تو اطلاع ندادم، از من دلخور می شوی، اما بدون تردید بعدها دوستانم برایت تعریف خواهند کرد که برای حمایت از این مرز و بوم چقدر تلاش کردم. مادر عزیزم، امیدوارم مرا ببخشی اگر زمانی با تو تندی کردم. همواره مراقب سلامتی خودباش. مرا همیشه به خاطر داشته باش و برایم دعا کن. دوستدار تو فرزندت1[۱]

پانویس

  1. نوید شاهد