rId4
==خاطرات:==
با درود بر منج ی علم بشر ی ت، مهد ی موعود و نائب بر حقش خم ی ن ی کب ی ر و با سلام بر شهدا ی به خون خفته از کربلا ی حس ی ن ی تا کربلا ی خم ی ن ی . با سلام بر تمام ی کسان ی که جان خو ی ش را کف دستشان کذاشتهاند و جان نثار ی م ی کنند . خاطرها ی را که دارم از حمله بدر است. بعد از ظهر ب ود که ما سوار قا ی ق شد ی م، البته قبل از ا ی نکه سوار شو ی م، رزمندگان ی ک شور ی داشتند، ی ک روح ی ه عج ی ب که قابل وصف ن ی ست . بچهها همد ی گر را به آغوش م ی کش ی دند و م ی گفتند نماز جمعه در کربلا و بعد از سوار شدن، حرکت کرد ی م و تا نزد ی ک ی ها ی عصر پارو زد ی م و از ن ی زارها گذشت ی م تا به نزد ی ک عراق ی ها رس ی د ی م . موقع ی که به دژ دشمن رس ی د ی م د ی گر ن ی زار نبود، ی ک در ی ا از آب بود که عراق ی ها ما را م ی د ی دند، ول ی از آنجا که قرآن کر ی م م ی فرما ی د : دشمن کور است، دشمن ما را ند ی د . بچهها از لنجها به داخل آب پر ی دند و شنا کنان خود را به خشک ی رساندند و به ی ار ی خدا بر دشمن حمله کرد ی م و تمام ی آنها را به اسارت گرفت ی م . وسلام