ویرایش‌ها

شهید محمد نیک پور

۳۸ بایت اضافه‌شده، ‏۱۵ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۰۸:۵۶
نام من همايون است، شهرتم نيك پور، زماني كه 7 ماهه بودم و مادرم هنوز مرا به دنيا نياورده بود، پدرم به شهادت رسيد. مدت زماني گذشت و من نمي دانستم پدر يعني چه؟ محبت يعني چه؟ دوست داشتن پدر يعني چه؟ اصلاً پدر چه هست و كجاست؟ تا اين كه به سن شش سالگي رسيدم و مادرم مرا به مدرسه گذاشت. روز اول كه می خواستم به مدرسه بروم، دايي ام مرا به مدرسه برد. نمي دانم چه چيزي به آقا مدير مدرسه گفت كه او هم نگاهي به من انداخت و گفت: «برو پسرم در صف بايست. » در اين زمان تكان خوردم، حالتي در خودم احساس كردم و ساعتي به فكر فرو رفتم كه پدرم كي بود؟ چه شكلي داشت، چه طور صحبت مي كرد؟ با من چه طور حرف مي زد؟ آيا مرا ديد؟ آيا او مي داند كه من هم فرزندش هستم و انتظارش را مي كشم؟
هرچه از مادرم سؤال مي كردم، او هميشه به من جواب سربالا مي داد. گاهي مي گفت: پدرم در جبهه است. زماني مي گفت: به يكي از شهرها سفر كرده، برمي گردد، او را خواهي ديد. اي كاش براي يك بار هم كه شده او را مي ديدم. در دلم يك دنيا صحبت هست كه فقط به پدرم مي گويم. برادرم و خواهرم گفتند پدرم شهيد شده.
خداوندا! من كه روي پدرم را نديدم، پس قسمتم كن كه او را در بهشت خدا و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) بيابم و او را از من راضي و خشنود گردان.منبع <ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/%2028379 سایت شهدای ارتش]</ref>
http:==پانویس==<references //ajashohada.ir/home/martyrdetails/ 28379>
۱٬۳۲۸
ویرایش