شهید ناد علی(علی) زارع: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۲۲: | سطر ۲۲: | ||
==زندگی نامه== | ==زندگی نامه== | ||
| − | شهید [[ناد علی | + | شهید [[ناد علی زارع]] در خانواده ای متوسط زندگی می کردند و بسیار ساده زندگی می کردند . تا سال دوم راهنایی درس خواندند و به کار مشغول شدند . هشت ماه قبل از تاریخ اعزامشان به سربازی داوطلبانه به جبهه رفتند و به خدمت مشغول شدند . چندین بار به مرخصی آمدند و رفتند . آخرین مرتبه در تاریخ [[۱۸/۱/۶۶]] عازم جبهه شدند و به خدمت مشغول شدند و پس از مدتی خدمت به [[اسارت نیروهای عراقی]] در آمدند و مدت سه سال و نیم در زندان های عراق [[اسیر]] بودند تا اینکه در اواخر [[شهریور ماه ۱۳۶۹]] آزاد شدند و به خاک مقدس کشورمان پای گذاشتند و بعد از زیارت مرقد مطهر [[امام خمینی]] به شیراز آمدند و مرد استقبال مردم و خانواده قرار گرفتند و در تاریخ [[۲۹/۶/۶۹]] جهت عزیمت به روستایشان عازم [[خرامه]] شدند . مردم که از ساعت ها قبل با همکاری خانواده ایشان مشغول آزین بندی و چراغانی روستا و جاده منتهی به روستا بودند در انتظار به سر می بردند تا اینکه ماشین حامل ایشان به روستا نزدیک شد و برای اینکه مردم بتوانند ایشان را ببینند به بالای ماشین رفتند اما خدا او را فراخوانده بود و ایشان از بالای ماشین به پایین پرت می شوند وبه خیل دوستان [[شهید]] شان می پیوندند و جشن ورود ایشان به عزای [[شهادتشان]] مبدل می شود . |
از لحاظ اخلاقی ایشان زبانزد خاص و عام بودند . بسیار خوش برخورد و مهربان و بذله گو و شوخ طبع بودند ، بطوریکه همه از معاشرت با ایشان لذت می بدند . سر به زیر و مهربان بودند و در نگاه کردن بسیار دقت می کرد . به [[نماز]] بسیار اهمیت می داد و در مراسم مذهبی ودینی شرکت فعال داشت و به نقل از دوستانش در زمان [[اسارت]] نیز با زغال باطری ها بر روی دیوارهای زندان آیه های قرآنی می نوشتند . ایشان مدتی نیز با [[شهید]] دور از وطن [[محمد حسین دهقانی]] هم سلول بودند . [[شهید نادعلی زارع]] ، خواهر ، مادر و همسرشان را دیدند و دیگر اقوام و دوستان را به رعایت [[حجاب اسلامی]] سفارش کردند می کردند و به خوش رفتاری با مردم توصیه می نمودند . | از لحاظ اخلاقی ایشان زبانزد خاص و عام بودند . بسیار خوش برخورد و مهربان و بذله گو و شوخ طبع بودند ، بطوریکه همه از معاشرت با ایشان لذت می بدند . سر به زیر و مهربان بودند و در نگاه کردن بسیار دقت می کرد . به [[نماز]] بسیار اهمیت می داد و در مراسم مذهبی ودینی شرکت فعال داشت و به نقل از دوستانش در زمان [[اسارت]] نیز با زغال باطری ها بر روی دیوارهای زندان آیه های قرآنی می نوشتند . ایشان مدتی نیز با [[شهید]] دور از وطن [[محمد حسین دهقانی]] هم سلول بودند . [[شهید نادعلی زارع]] ، خواهر ، مادر و همسرشان را دیدند و دیگر اقوام و دوستان را به رعایت [[حجاب اسلامی]] سفارش کردند می کردند و به خوش رفتاری با مردم توصیه می نمودند . | ||
قطعاتی از یادداشت های [[شهید]] که هنگام آزادی در جیب لباس ایشان بود : | قطعاتی از یادداشت های [[شهید]] که هنگام آزادی در جیب لباس ایشان بود : | ||
نسخهٔ ۲۱ خرداد ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۵
شهید : ناد علی (علی) زارع
فرزند : علی اکبر
عضو : سرباز
تاریخ تولد : ۱۳۴۷
محل تولد : روستای شهید آباد
تاریخ شهادت : ۲۸/۶/۶۹
محل شهادت : جاده شیراز – خرامه
عملیات : ـــــــ
محل دفن : گلزار شهدای امامزاده عقیل (ع) – شهید آباد
rId5
زندگی نامه
شهید ناد علی زارع در خانواده ای متوسط زندگی می کردند و بسیار ساده زندگی می کردند . تا سال دوم راهنایی درس خواندند و به کار مشغول شدند . هشت ماه قبل از تاریخ اعزامشان به سربازی داوطلبانه به جبهه رفتند و به خدمت مشغول شدند . چندین بار به مرخصی آمدند و رفتند . آخرین مرتبه در تاریخ ۱۸/۱/۶۶ عازم جبهه شدند و به خدمت مشغول شدند و پس از مدتی خدمت به اسارت نیروهای عراقی در آمدند و مدت سه سال و نیم در زندان های عراق اسیر بودند تا اینکه در اواخر شهریور ماه ۱۳۶۹ آزاد شدند و به خاک مقدس کشورمان پای گذاشتند و بعد از زیارت مرقد مطهر امام خمینی به شیراز آمدند و مرد استقبال مردم و خانواده قرار گرفتند و در تاریخ ۲۹/۶/۶۹ جهت عزیمت به روستایشان عازم خرامه شدند . مردم که از ساعت ها قبل با همکاری خانواده ایشان مشغول آزین بندی و چراغانی روستا و جاده منتهی به روستا بودند در انتظار به سر می بردند تا اینکه ماشین حامل ایشان به روستا نزدیک شد و برای اینکه مردم بتوانند ایشان را ببینند به بالای ماشین رفتند اما خدا او را فراخوانده بود و ایشان از بالای ماشین به پایین پرت می شوند وبه خیل دوستان شهید شان می پیوندند و جشن ورود ایشان به عزای شهادتشان مبدل می شود . از لحاظ اخلاقی ایشان زبانزد خاص و عام بودند . بسیار خوش برخورد و مهربان و بذله گو و شوخ طبع بودند ، بطوریکه همه از معاشرت با ایشان لذت می بدند . سر به زیر و مهربان بودند و در نگاه کردن بسیار دقت می کرد . به نماز بسیار اهمیت می داد و در مراسم مذهبی ودینی شرکت فعال داشت و به نقل از دوستانش در زمان اسارت نیز با زغال باطری ها بر روی دیوارهای زندان آیه های قرآنی می نوشتند . ایشان مدتی نیز با شهید دور از وطن محمد حسین دهقانی هم سلول بودند . شهید نادعلی زارع ، خواهر ، مادر و همسرشان را دیدند و دیگر اقوام و دوستان را به رعایت حجاب اسلامی سفارش کردند می کردند و به خوش رفتاری با مردم توصیه می نمودند . قطعاتی از یادداشت های شهید که هنگام آزادی در جیب لباس ایشان بود : ای خانواده های شهدا این خون فرزندان شما بود که عزت بخشید به اسلام و ایران و ما آزادگان هیچ کاری در مقابل دشمن از خود نشان نداده و در مقابل کمبودها و شکنجه های روحی و جسمی ایستادگی کرده و به آن ها فهماندیم که ما ایرانیان آزاده و مسلمان هستیم . . . . . . به یاد حسین سرور آزادگان رویم و ببوسیم مزار شهید . سلام به شهیدان شور آفرین . به رهبر به ملت به ایران زمین . . . سلام بر آنان که حسین وار زندگی کردند بر آنان که همچون زینبند . . . . . . امیدوارم که ما از امروز که پا به خاک وطن عزیز و اسلامی گذاشته ایم خدمتگزار شما عزیزان هم وطن و ادامه دهنده راه شهدا و پاسدار جمهوری اسلامی باشیم و از ورودمان به کشور مسوولیت دیگر بر گردنمان نهاده می شود که همانا همکاری با دولت جمهوری اسلامی در تمام میدان ها که همانا راه شهدا بوده و هست و به شما ای ملت و امت ایران می گوییم که تمام کوشش های خود را در راه هدف های حکومت جمهوری اسلامی (به کار می گیریم) که حماسه ای بی دریغ بوده و هست . منبع سایت شهدای استان فارس