شهید علیرضا ستاری: تفاوت بین نسخهها
Ghanbari98 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «شهید علیرضا ستاری تاریخ تولد :1345/09/30 تاریخ شهادت : 1366/08/16 محل شهادت : نامشخص محل...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۵: | سطر ۵: | ||
محل آرامگاه :آذربایجان غربی - ارومیه - باغرضوان | محل آرامگاه :آذربایجان غربی - ارومیه - باغرضوان | ||
| − | زندگی نامه | + | ==زندگی نامه== |
| + | شهید علیرضا ستاری در سال 1345 در خانواده ای مذهبی در شهرستان اهواز به دنیا آمد. بعد از گذراندن دوران كودكی، به تحصیل پرداخت و تا كلاس دوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. بعد از رسیدن به سن مشمولیت، در تاریخ 1365/02/06 به خدمت سربازی رفت. دوران آموزشی را در تهران گذراند و در مناطق عملیاتی به فعالیت پرداخت. سرانجام در تاریخ 1366/08/16 بر اثر تصادف در محور سقز ـ دیوان دره و بر اثر ضربه مغزی به فیض والای شهادت نائل آمد و در زاگاهش به خاك سپرده شد. | ||
| − | وصیت نامه | + | ==وصیت نامه== |
اینجانب علیرضا ستاری فرزند محمدعلی ستاری سرباز وظیفه كه در سردشت مشغول خدمت به وطن هستم. اینجانب به جبهه جنگ داوطلب رفتم، چون من جزء خانواده شهید بودم مرا به جبهه اعزام نمی كردند. چقدر گریه كردم تا این كه از تهران مرا فرستادند. پدر، مادر، برادر و خواهران عزیزم! من می دانم كه در این جنگ شهید خواهم شد. شهید راه میهن و رهبر كبیر انقلاب اسلامی امام خمینی. پدر و مادر مهربانم! برادر عزیز و خواهران عزیزم! خواهشمندم بعد از شهادت من كم گریه كنید چون می دانم كه در شهادت مادر عزیزم خیلی ناراحتی كشیدید و شب و روز گریه كردید. من خوشحالم كه شهید می شوم چون پیش مادر عزیزم می روم. | اینجانب علیرضا ستاری فرزند محمدعلی ستاری سرباز وظیفه كه در سردشت مشغول خدمت به وطن هستم. اینجانب به جبهه جنگ داوطلب رفتم، چون من جزء خانواده شهید بودم مرا به جبهه اعزام نمی كردند. چقدر گریه كردم تا این كه از تهران مرا فرستادند. پدر، مادر، برادر و خواهران عزیزم! من می دانم كه در این جنگ شهید خواهم شد. شهید راه میهن و رهبر كبیر انقلاب اسلامی امام خمینی. پدر و مادر مهربانم! برادر عزیز و خواهران عزیزم! خواهشمندم بعد از شهادت من كم گریه كنید چون می دانم كه در شهادت مادر عزیزم خیلی ناراحتی كشیدید و شب و روز گریه كردید. من خوشحالم كه شهید می شوم چون پیش مادر عزیزم می روم. | ||
پدر و برادر عزیزم! خواهشمندم نگذارید به شهیدان توهین كنند. پدرجان! من همه اش در فكر شما هستم كه بعد از من تنها خواهی ماند. پدر! این نامه را كه برای شما می نویسم. الان دشمن ما را زیر شدیدترین آتش توپخانه قرار داده. پدرجان! تو را به خدا از خداوند متعال آرزوی شهادت مرا بخواهید كه هر چه زودتر به پیش دوستان شهیدم بروم، شب و روز بی قرارم. | پدر و برادر عزیزم! خواهشمندم نگذارید به شهیدان توهین كنند. پدرجان! من همه اش در فكر شما هستم كه بعد از من تنها خواهی ماند. پدر! این نامه را كه برای شما می نویسم. الان دشمن ما را زیر شدیدترین آتش توپخانه قرار داده. پدرجان! تو را به خدا از خداوند متعال آرزوی شهادت مرا بخواهید كه هر چه زودتر به پیش دوستان شهیدم بروم، شب و روز بی قرارم. | ||
| سطر ۲۱: | سطر ۲۲: | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
خاطره ای از زبان پدر شهید: | خاطره ای از زبان پدر شهید: | ||
یك روز به مدرسه رفتم و گفتم علی رضا ستاری را می خواهم. گفتند: همان آر پی جی زن كردستان را می گویید. علی رضا برای این كه او را به جبهه های جنگ اعزام كنند گفته بود كه من آر پی جی زن كردستان هستم. علی رضا به جبهه و منطقه ی رقابیه خوزستان به عنوان آر پی جی زن اعزام شد. ما گفتیم كه حتماً شهید شده ولی برگشت و درسش را ادامه داد. | یك روز به مدرسه رفتم و گفتم علی رضا ستاری را می خواهم. گفتند: همان آر پی جی زن كردستان را می گویید. علی رضا برای این كه او را به جبهه های جنگ اعزام كنند گفته بود كه من آر پی جی زن كردستان هستم. علی رضا به جبهه و منطقه ی رقابیه خوزستان به عنوان آر پی جی زن اعزام شد. ما گفتیم كه حتماً شهید شده ولی برگشت و درسش را ادامه داد. | ||
نسخهٔ ۵ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۳
شهید علیرضا ستاری تاریخ تولد :1345/09/30 تاریخ شهادت : 1366/08/16 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :آذربایجان غربی - ارومیه - باغرضوان
زندگی نامه
شهید علیرضا ستاری در سال 1345 در خانواده ای مذهبی در شهرستان اهواز به دنیا آمد. بعد از گذراندن دوران كودكی، به تحصیل پرداخت و تا كلاس دوم دبیرستان ادامه تحصیل داد. بعد از رسیدن به سن مشمولیت، در تاریخ 1365/02/06 به خدمت سربازی رفت. دوران آموزشی را در تهران گذراند و در مناطق عملیاتی به فعالیت پرداخت. سرانجام در تاریخ 1366/08/16 بر اثر تصادف در محور سقز ـ دیوان دره و بر اثر ضربه مغزی به فیض والای شهادت نائل آمد و در زاگاهش به خاك سپرده شد.
وصیت نامه
اینجانب علیرضا ستاری فرزند محمدعلی ستاری سرباز وظیفه كه در سردشت مشغول خدمت به وطن هستم. اینجانب به جبهه جنگ داوطلب رفتم، چون من جزء خانواده شهید بودم مرا به جبهه اعزام نمی كردند. چقدر گریه كردم تا این كه از تهران مرا فرستادند. پدر، مادر، برادر و خواهران عزیزم! من می دانم كه در این جنگ شهید خواهم شد. شهید راه میهن و رهبر كبیر انقلاب اسلامی امام خمینی. پدر و مادر مهربانم! برادر عزیز و خواهران عزیزم! خواهشمندم بعد از شهادت من كم گریه كنید چون می دانم كه در شهادت مادر عزیزم خیلی ناراحتی كشیدید و شب و روز گریه كردید. من خوشحالم كه شهید می شوم چون پیش مادر عزیزم می روم. پدر و برادر عزیزم! خواهشمندم نگذارید به شهیدان توهین كنند. پدرجان! من همه اش در فكر شما هستم كه بعد از من تنها خواهی ماند. پدر! این نامه را كه برای شما می نویسم. الان دشمن ما را زیر شدیدترین آتش توپخانه قرار داده. پدرجان! تو را به خدا از خداوند متعال آرزوی شهادت مرا بخواهید كه هر چه زودتر به پیش دوستان شهیدم بروم، شب و روز بی قرارم. پدرجان! برای شهادت من ناراحت نباش. حضرت امام حسین(علیه السلام)، حضرت علی اصغرش(علیه السلام) را در ره دین به میدان برد و شهید شد. بیشتر از این مزاحم نمی شوم. قربانت پدرجان! آن ریش سفید و صورت شما را می بوسم. شما را به خداوند متعال می سپارم. امیدوارم بالای سر بچه هایت سلامت باشید. از عوض من روی مادرم، برادرم و خواهرهایم را ببوسید. پدر! بعد از شهادت من بگو سرباز سرافراز خمینی كفنت كو. سرباز وظیفه علی رضا ستاری كه ان شاء الله هر چه زودتر به شهادت نائل آیم. پدرجان! این شعر هم مرا دردیست اندر دل اگر گویم زبان سوزد اگر پنهان كنم ترسم كه مغز استخوان سوزد آی وطن! آی وطن! آی وطن! وطن من ایران است، كتاب ما قرآن است، دین ما اسلام است. من به فدای دین اسلام بشوم. این وصیت نامه مرا بدهید به بنیاد شهید.
خاطرات
خاطره ای از زبان پدر شهید: یك روز به مدرسه رفتم و گفتم علی رضا ستاری را می خواهم. گفتند: همان آر پی جی زن كردستان را می گویید. علی رضا برای این كه او را به جبهه های جنگ اعزام كنند گفته بود كه من آر پی جی زن كردستان هستم. علی رضا به جبهه و منطقه ی رقابیه خوزستان به عنوان آر پی جی زن اعزام شد. ما گفتیم كه حتماً شهید شده ولی برگشت و درسش را ادامه داد.
منبع:سایت شهدای ارتش http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/39378