عباس علی در آخرین مرخصی با تک تک افراد خانواده و مهاجرینی که به روستا آمده بودند(طبقه محروم) خداحافظی و حلالیت طلبید و گفت: «دیگر امیدی به بازگشت من نیست».
در اکثر نامه هایش به خانواده سفارش می کرد که رفت و آمدهای فامیلی را تا می توانید حفظ کنید و در شرایطی که فامیل به شما نیاز دارند در حد امکان به آنان کمک کنید. بسیار به خویشاوندان علاقه داشت و هر بار که به مرخصی می آمد امکان نداشت که آشنایان سری نزند و از احوال آنها جویا نشود.
او به ما سفارش می کرد: «از [[نماز ]] غافل نشوید، زیرا شیطان نمی تواند شما را فریب دهد»، ما را از تجمل پرستی و لوازم لوکس و لباس های نو بر حذز می داشت و می گفت: «به آنچه دارید قانع باشید و [[شکر خدا ]] را به جای آورید».پسرخاله ی مهربانم می گفت:«انقلاب «[[انقلاب]] ما برای زنده نگه داشتن [[دین اسلام ]] است، هرچه در توان دارید چه جانی و چه مالی برای حفظ این انقلاب کمک کنید و قدردان انقلاب باشید».
منبع:<ref>سایت شهدای ارتش</ref>